تماس با ما
سایت های دیگر
اقتصادی
فرهنگی
سیاسی
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم

سنگ مرمر بهترین قلم صادراتی افغانستان

عدم سرمایه کافی برای استخراج این سنگ دلیل اصلی کمبود صادرات این قلم صادراتی خوانده می شود.  
سنگ مر مر اکثرا به شکل خام و بدون پروسس از افغانستان به کشورهای اروپایی و آسیایی صادر می گردد.  
از این سنگ در افغانستان نیز برای ساخت صنایع دستی استفاده می شود.
معادن خوگیانی ننگرهار و چشت هرات بزرگترین منبع استخراج این سنگ می باشند.
به گفته ی مسوولین وزارت معادن در افغانستان بیش از 40 نوع سنگ مر مر وجود دارد.
از این سنگ در تزیین سنگ فرش های منازل و صنایع دستی نفیس استفاده می گردد.
احمد جاوید رییس اداره ی انکشاف صادرات افغانستان می گوید: سنگ مرمر در چند سال آینده یکی از اقلام عمده ی صادرات خواهد بود.
آقای جاوید گفت: سنگ مرمر افغانستان در کشورهای اروپایی، روسیه و ایران علاقمندان بسیار دارد و با صادرات بیشتر آن بازار خوبی خواهد داشت.
به گفته ی آقای جاوید به دلیل عدم توجه و نبود سرمایه گذاری کافی در این بخش استخراج نمی گردد و فقط چند فابریکه ی کوچک در قسمت استخراج سنگ مرمر درولسوالی چشت ولایت هرات و جلال آباد ولایت ننگرهار مشغول فعالیت می باشد و به همین دلیل صادرات آن کم بوده و تا حال آن به حدی نیست که یک قلم عمده ی صادراتی را تشکیل دهد.
پیش از این سنگ مرمر به شکل غیر حرفه ای و با انفجار دادن معادن توسط مواد منفجره اسخراج می شد اما اکنون از استجراج بی رویه این قلم صادراتی جلوگیری شده است.
آقای جاوید گفت: فعلاً سنگ مرمر به شکل قبلی مثل انفجار و دینامیت گذاشتن استخراج نمی گردد بلکه به شکل مدرن و ماشینی به وسیله سیم برش کتله های بزرگ سنگ مرمر برش شده و استخراج می گردد.
به گفته ی رییس اداره ی انکشاف صادرات افغانستان، در این اواخر وزارت معادن علاقمندی بیشتر به سرمایه گذاری بالای سنگ مرمر نشان داده و این اداره از طریق گفتگو با  با وزارت مالیه و معادن تلاش نموده تا تکس یا مالیه صادراتی این سنگها را کاهش دهند.
رییس اداره ی انکشاف صادرات افغانستان همچنان یاد آور شد که پیش از این سنگ مرمر افغانستان کمتر در نمایشگاه ها در معرض نمایش قرار داده می شد ولی این اداره بعد از این تصمیم دارد تا سنگ مرمر افغانستان در نمایشگاه های بیشتر در معرض دید کشورهای منطقه و جهان قرار دهد.
وی از قرارداد  سنگ مرمر افغانستان در نمایشگاه مسکو یاد آوری نموده افزود: بیشترین قرارداد فروش را در این نمایشگاه سنگ مرمر افغانستان به دست آورد.
آقای جاوید مشکلات فراروی صادرات سنگ مرمر را نبود جاده های پخته  واستندرد از معدن تا گدامهای نگهداری سنگ و نبود امنیت در این سرکها خوانده گفت: در خارج افغانستان نیز ترانسپورت کشور دچار مشکل می باشد و وسایط باربری افغانستان  در ایران نمی تواند از مرز تا بندر عبور نماید.
به گفته ی رییس اداره انکشاف صادرات افغانستان بارگیری سنگهای مرمر کار ساده نبوده و ضرورت به وسایل بارگیری دارد  و به این دلیل وقت تاجران در هنگام بارگیر تلف شده  و تاجران افغانی به این دلیل هزینه ی سنگینی را متحمل می شوند.
آقای جاوید یاد آور شد که زمینه ی سرمایه گذاری باید از سوی دولت برای سرمایه گذاران فراهم گردد.
 ایجاد پارکهای صنعتی، برق، زمین، و امنیت جاده ها  از جمله فکتور های است که می تواند در استخراج و صادرات سنگ مرمر مفید واقع شده و علاقمندی سرمایه گذاران را جلب نماید.
انجنیر محمد اکرم غیاثی معین وزارت معادن می گوید: قبلاً معادن به وسیله ی وزارت معادن استخراج می گردید ولی پس از به میان آمدن حکومت موقت و انتقالی و جدید وزارت معادن استخراج معادن را پس از وضع یک سلسله قوانین به سکتور خصوصی واگذار نموده است. او افزود  افغانستان به دلیل داشتن بیشتر از چهل نوع سنگ مرمر یکی از کشورهای غنی به شمار می رود.
 در حال حاضر دولت افغانستان سرمایه گذاری مشخصی روی استخراج معادن نکرده و تلاش دارد تا این عرصه به سکتور خصوصی واگذار شود.
به گفته ی آقای غیاثی وزارت معادن تنها  در استخراج معادن نظارت و کنترول داشته و پروسه قرارداد را برای سکتور خصوصی ساده ساخته اند.
مسوولین اتحادیه صنایع سنگ مرمر طی یک کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ دوم جدی گفته بودند که در حال حاضر صادرات مرمر افغانستان کمتر از یک میلیون دالر میباشد. این تاجران یاد آور شده بودند که برای رشد صادرات سنگ مرمر، افغانستان به بیش از یک صد ملیون دالر نیاز دارد.  
نسیمه دوست رییس اتحادیه صنایع سنگ مرمر ضمن این مطلب به رسانه ها گفته بودکه  ،در صورت داشتن این مبلغ تا سال 2015 صادرات سنگ مرمر میتواند به مبلغ 450 میلیون دالر برسد.


چین وتوسعه اقتصادی در افغانستان

كنفرانس بين‌المللي افغانستان روز گذشته در حالي در لندن كار خود را آغاز كرد كه چين به عنوان يكي از كشورهاي شركت‌كننده در اين نشست ، به افغانستان به عنوان تامين‌كننده نيازمندي‌هاي نفت و گاز و ثروت‌هاي معدني و شريك تجاري آينده‌اش مي‌نگرد. به گزارش ايرنا ، يانگ جيه چي وزير خارجه چين كه رياست هيات چيني در كنفرانس افغانستان در لندن را بر عهده دارد ، پيش از آن در سفر به استانبول در نشست سران افغانستان و پاكستان و تركيه نيز شركت كرده بود.

وزير خارجه چين در حاشيه اجلاس استانبول ، با سران كشورهاي شركت‌كننده از جمله حامد كرزاي رييس جمهوري افغانستان ديدار و گفت وگو كرد.

حضور چين به عنوان همسايه افغانستان در اجلاس‌هاي مرتبط با افغانستان امري عادي است و به اعتقاد صاحب نظران ، چيني‌ها براي حفظ رشد اقتصادي و پيشبرد برنامه‌هاي توسعه خود از هر فرصتي براي توسعه مناسبات با كشورهاي داراي منابع غني بهره مي‌برند.

يانگ جيه چي بدون اشاره به حضور ده‌ها هزار نيروي نظامي آمريكايي و سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در افغانستان كه عملا موجب ناامني و بي ثباتي در افغانستان شده اند، گفت كه كشورش به كمك‌هاي خود در بازسازي افغانستان ادامه خواهد داد و به همكاري‌ها در زمينه‌هاي تجهيزات زيربنايي ، معدني و كشاورزي ادامه خواهد داد.

رييس جمهوري افغانستان نيز در ديدار اخير خود با وزير خارجه چين كه هفته گذشته در استانبول انجام شد ، گفت كه كشورش از سرمايه‌گذاري شركت هاي چيني در افغانستان حمايت مي‌كند.

وي گفت: افغانستان همچنين مايل است كه همكاري با چين را در مسايل مهم بين‌المللي و منطقه‌اي تقويت كند.

گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد كه چين بر تجارت و سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي در افغانستان تاكيد دارد.

به عنوان نمونه در آوريل گذشته چين بزرگترين سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي را در تاريخ افغانستان انجام داد و آن هنگامي بود كه شركت دولتي استخراج و ذوب فلزات چين ، مستقيما مبلغ ‪ ۳/۵ميليارد دلار در افغانستان ، براي معدن مس عينك واقع در استان لوگر ، در ‪ ۴۵كيلومتري جنوب كابل سرمايه گذاري كرد.

معدن مس عينك با برخورداري بيش از ‪ ۱۱ميليون تن مس ، دومين معدن بزرگ مس در جهان است.

علاوه براين پيش بيني مي‌شود كه اين معدن هشت هزار فرصت شغلي مستقيم ايجاد كند. علاوه بر اين‌ها چين براي تامين يك نيروگاه ‪ ۴۰۰مگاواتي در بيرون از كارخانه و ساخت يك راه آهن به تاجيكستان ، سرمايه‌گذاري قابل توجهي در مدارس و خانه‌ها و كلينيك‌هاي بهداشتي وعده داده است.

از روش‌ها و سياست خارجي مرسوم چين براي نزديك شدن به توسعه منطقه‌اي ، در هر دو منطقه آسياي مركزي و آفريقا ، سرمايه‌گذاري در كشورها است.

چين با استفاده از فرصت‌هاي شغلي و توسعه اقتصادي ، به ايجاد ثبات در كشورهاي منطقه كمك مي‌كند و در عين حال نيازمندي‌هاي رو به رشد خود را به منابع طبيعي برآورده مي‌سازد.

ديپلمات‌هاي چين مي‌گويند كه كشورشان علاقه مند به حمايت از همسايگاني است كه با مشكلات درگير هستند و اميدوار است كه اين پشتيباني به منافع تجاري متقابل بينجامد.

علاوه بر اين ، چين ظرف سال‌هاي اخير كمك‌هاي اقتصادي را براي مساعدت به مردم افغانستان اختصاص داده است كه از جمله آن مي‌توان به اجراي بيمارستان ‪ ۳۵۰تختخوابي در كابل كه مرداد ماه گذشته با هزينه‌اي بالغ بر ‪ ۲۵ميليون دلار گشايش يافت ، اشاره كرد.

از سوي ديگر مي‌توان به تلاش شركت‌هاي چيني براي برنده شدن در مزايده هايي كه در افغانستان مطرح مي‌شود ، اشاره كرد.

هم اكنون دو معدن مس ديگر ، تعدادي معادن مس - طلا و معدن سنگ آهن حاجيگك با ‪ ۱/۸ميليارد تن سنگ آهن در ‪ ۱۲۰كيلومتري غرب كابل ، در دست مزايده هستند.

در واقع چگونگي روابط چين با افغانستان تا حدودي به رويدادهاي سياسي اين كشور بستگي دارد و به نظر مي‌رسد چين صرفنظر از تحولات سياسي ، نظامي و امنيتي كه در افغانستان بوقوع مي‌پيوندد ، به دنبال تامين نيازمندي‌هاي خود از اين كشور است.

 


تیک، تاک بمب‏ ها انتظار اوباما را می ‏کشند

فارن پالیسی/ برگردان: محمد رضا 

البته این خنده آور خواهد بود ادعا کنیم که جهان به نظام سیاسی ایالات متحده امریکا به دلیل بحران ها آب دهان نمی اندازد. همه ساله ایالات متحده امریکا سهم کلانی را در پایان دادن به جنگ ها و مبارزه با قحطی ها و فاجعه های طبیعی می گیرد.  اما گردش سیاست های امریکا دارای اهمیت می باشد، البته دست کم نه به خاطر این که آن ها بر چه گونه گی عمل کردهای رئیس جمهور امریکا نسبت به روی دادهای جهانی تاثیر و فشار ایجاد می کنند. اگر سال نخست به این منظور اختصاص داده شود که آجندا طرح ریزی شده و رهبر سبز آزمایش شود، کار سال دوم این است که آیا آرزوها جامه عمل می پوشند یا نه.

 در سال دوم، هیچ فرصتی برای بهانه آوردن نیست: «تیم کاری زیاد یا کم می باشد»؛ رئیس جمهور به هیچ صورت نمی تواند ادعا کند که تجربه کافی نداشته است؛ انتخابات میان دوره ای را در پیش روی داریم، این مسئله به سرعت اشتیاق کانگرس برای خطر کردن را محدود می سازد و سپس، گردآمدن های انتخاباتی و دیدارهای شهری لوا و نیو همشایر به گوشه ای رانده می شود. سال دوم، دیگر پایان فرصت دادن و آزمایش کردن رهبر سبز می باشد تا کارهای بزرگی در آن انجام بگیرد، سال دوم سال پر آشوبی برای باراک اوباما خواهد بود و حوادث زیادی انتظار وی را می کشند.    

در سال 1962، جان اف کندی، رئیس جمهور وقت ایالات متحده امریکا بر یک اشتباه که به تازه گی در زندان کيوبا روی داده بود، فائق آمده و توانست تا آن را مهار کند. این اشتباه از این قرار بود که رئیس جمهور می خواست تا از طریق خطر جنگ هسته ای یا تسلیم شدن، نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی سابق در بحران سیاسی کيوبا را از پای درآورد.

بیایید تا کمی به جلو برویم، به سال 1978، زمانی که جیمی کارتر پیروز، با غرور بسیار زیاد در برابر اعضای هر دو مجلس ایستاده و آنچه را که وی در جریان 13 روز پر تنش در کمپ دیوید ایالت مریلند انجام داده است، بیان کرد: «یک موافقت نامه صلح بی مانند بین دو رقیب سرسخت و به خون یک دیگر تشنه خاور میانه، مصر و اسرائیل.» جیمی کارتر گفت: «خدا کسانی را که این صلح را ایجاد کردند، بیامرزد، به همین دلیل آنان فرزندان خدا می باشند.» وی همچنین این موافقت نامه را نقطه با اهمیت تاریخ دانست و گفت که امید دارد این کار باعث اشاعه صلح و همزیستی مسالمت آمیز در منطقه گردد. صحبت های وی 25 مرتبه از سوی اعضا که وی را تشویق می کردند، قطع گردید، اما وی به این اشاره نکرد که اداره وی تا چه اندازه به پی آمدهای روشن و مثبت این موافقت نامه برای خاورمیانه باور دارد، این در حالی است که در تهران، پایتخت ایران و تبریز، جمعیت بسیار زیادی در اعتراض به این موافقت نامه به جاده ها آمده و عدم موافقت خود را نسبت به این مسئله اعلام کردند که این مسئله در روزنامه های ایرانی بازتاب یافت. باید خاطر نشان کرد که مشروعیت وی در سال دوم ریاست جمهوری ـ از لحظه دریافت جایزه صلح نوبل در کمپ دیوید تا انقلاب اسلامی در ایران ـ به پایان رسید.

در سال 1990، جورج اچ. دبلیو بوش با اطمینان، کارهایی را برای کاهش قدرت و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روی دست گرفته و یک ائتلاف جهانی را به منظور مقابله با صدام حسین ایجاد کرد، اما وی بسیار به کندی و بطی به رکود اقتصادی رسیده گی کرد و همچنین چشمان خود را به درگیری ها و تشدید تنش ها در حوزه بالکان بست.

 در سال 1994، بیل کلینتون توانست تا کشورهای عضو سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (NATO) را متقاعد کند که در مسئله بوسنیا وارد عمل شده و کاری را صورت دهند، اما مسئله فساد اخلاقی وی باعث گردید که سیاست و دست آوردهای وی به حاشیه رانده شده و تا حال مورد انتقاد قرار بگیرد. وی نه تنها یک عمل کرد سیاسی داخلی را پیشکش نکرد، بلکه برنامه حفظ الصحه اش نیز در سطح گسترده ای با شکست روبه رو شد. این مسئله موجب گردید تا جمهوری خواهان پیروز انتخابات کنگرس شده و برای اولین بار در 40 سال گذشته، از اریکه قدرت به زیر کشیده شوند. البته سال 2002، سالی بود که جورج دبلیو بوش بر اریکه قدرت نشسته و سیاست خود را سیاست جنگ اعلام کرده و در اولین گام به منظور براندازی رژیم طالبان، به افغانستان حمله کرد و در گام بعدی خود را آماده حمله به عراق با این بهانه نمود که در این کشور اسلحه های هسته ای تولید شده و این خطری برای جهان می باشد، که عدم موجودیت حتی یک سلاح هسته ای، مشروعیت، عمل کرد و سیاست وی را زیر سوال برد.

برای این باید گفت که بحران های سال دوم برای رئیس جمهور ممکن است از همان مکان هایی سر بیرون آورد که وی در روز افتتاحیه با آن ها رو به رو گردید: «یک اقتصاد جهانی شکننده و ضعیف، شکست جنگ در افغانستان و پاکستان، ایرانی سرسخت، رهبران اسرائیل و فلسطین که نمی توانند یا نمی خواهند موافقت نامه صلح را امضا کرده و به آن پای بند باشند، یک سومالیای آشفته و بی قانون و عراقی که آماده آن نیست تا امنیت داخلی را خود بر عهده بگیرد

اما به نظر می رسد مشکلات آن گونه که آن را پیچیده اش می کنند و در مورد آن بحث های جدی صورت می گیرد، نباشد تا بتواند باراک اوباما را سر در گم کند. ممکن است که مسائل در سال 2010 در میان آن مشکلات که یادآوری گردید، مسائلی هم چون تشدید بحران اقتصادی به دلیل بالا رفتن قیمت نفت، از سرگیری جنگ داخلی در سودان، یا شاید نابود شدن کشور یمن به دلیل این که القاعده در این کشور پناهگاه های خود را مستقر کرده است، باشد. یا بحران جانشینی در کشور مصر، دوستی متغیر ایالات متحده امریکا، یا سقوط نظام تجارتی جهانی، یا مسائلی نسبت به طرح راداری که اوباما آن را پیشکش کرد؟  

با توجه به تمام صحبت هایی که درباره سقوط ایالات متحده امریکا می شود، اما جهان همچنان چشم به واشنگتن ، زمانی که این بمب ها منفجر می شود، برای رهبری جهان دوخته است. زمان آن رسیده است که باراک اوباما خود را نشان دهد

 


 

اوکرایین به آغوش روسیه می‌رود

 یولیا تیموشنکو مجوز حضور نظامی امریکا در کشورش را نمی‌دهد تا دل روس‌ها را شاد کرده باشد

اوکراین هنوز نخستین مرحله از انتخابات دو مرحله‌ای خود را پشت سر‌گذاشته است . با این وجود بوی نزدیکی به روسیه از هم‌اکنون به مشام می‌رسد . پنج سال پیش زمانی که اوکراینی‌ها در قالب انتخابات نارنجی به خیابان ریختند و خواهان روی کار آمدن دولتی شدند که به غرب نزدیک باشد و از روسیه فاصله بگیرد، هیچ‌کس گمان نمی‌کرد که در انتخابات بعدی همه دوباره دست دوستی به سمت کاندیداهایی دراز کنند که به مسکو نزدیک هستند .

 در این میانه یولیا تیموشنکو نخست وزیری اوکراین هم باقی‌مانده از انقلاب نارنجی است و هم به دنبال دوستی با روسیه. سیاستمداری که زمانی رفیق شفیق ویکتور یوشچنکو رئیس‌جمهوری فعلی بود و حالا جامه رقیب او را بر تن کرده است . رقیبی که در همان دور نخست رئیس‌جمهوری را کنار زد و اکنون با دشمن دیرینه خود در مرحله دوم ایستاده است . تیموشنکو در تازه‌ترین اظهارات خود سعی کرد تنها نقطه ضعف خود در برابر رقیب یعنی همان نزدیکی به روسیه را کم‌رنگ کند . تیموشنکو در حرکتی استراتژیک اعلام کرد که دولتش اجازه تاسیس پایگاه‌های نظامی خارجی را در اوکراین نخواهد داد .

 اصلی‌ترین دلخوری روس‌ها از همسایه خود در چند سال گذشته نزدیکی بیش از اندازه به امریکا و بله‌قربان گویی برای کاخ سفید بوده است . ایجاد شکاف میان روسیه و همسایگانش اصلی‌ترین اشتباهی بود که جورج بوش در هشت سال ریاست‌جمهوری خود مرتکب شد . اکنون باراک اوباما در جامه رئیس‌جمهوری دموکرات از همان روزهای نخست حضور در قدرت تاکید کرده است که چندان به دنبال به انزوا کشاندن روسیه نیست و قرار هم نیست در کشورهای همسایه روسیه تاسیسات نظامی خود را متمرکز کند .
یولیا تیموشنکو، در جمع هواداران خود در شهر لی‌ووف گفت: استقلال و امنیت اوکراین بدون پایگاه‌های نظامی خارجی تامین می‌شود و نیازی به حضور نیروهای بیگانه در کشور نیست. سیاست من برقراری روابط عادلانه میان دوستانمان در شرق و غرب است و در صورت پیروزی در انتخابات این سیاست را در کشور عملی می‌کنم.
نامزد انتخابات ریاست جمهوری اوکراین تاکید کرد: برای من، زبان مقدس مادریمان، زبان اوکراینی است و من هرگز اجازه نمی دهم در کنار زبان رسمی کشور، زبان دیگری رسمیت پیدا کند. زبان اوکراینی چارچوب اساسی در راه توسعه کشور است.

 


داکتر غلام دستگیر رضایی-هالند

نقش ترانسپورت در اقتصاد افغانستان!

مقدمه

ترانسپورت(transport or transportation ) ویا حمل نقل در اقتصاد جوامع بشری نقش خیلی مهم را بازی می نماید.  چنانکه بعداز تولید کالا باید غرض فروش به بازار ویا مصرف کننده منتقل گردد ویا شخصی غرض بازدید ویا اجرای  امورات شخصی ویا تجارتی- بیزنسی از محلی به محل دیگر سفر نماید ویا پوست و نامه ای از جایی به جایی فرستاده شود. همه این امورات را باید بخش خدمات ترانسپورت انجام دهد ،   انجام بهتر این خدمات در شرایط امروز بستگی به موجودیت وسایل ، امکانات وتسهیلاتی لازم مانند: دربخش ترانسپورت زمینی، وسایل موتری ( تیز رفتار یا اتوموبیل های شخصی وترانسپورت شهری شامل تاکسی ، ترم ومترو (روی زمین وزیر زمین)،  لاری های بارکش، بس ها وتسهیلات و  انفرستروکتور مربوطه از قبیل جاده ها وسرکها(شاهراه های بزرگ)، پارک، هوتل، استین های بنزین(تانکهای تیل) کنار شاهراه ها  .وبس استیشن ، واگون ها وقطار مسافرکش وبارکش و خطوط راه های اهن واستیشنها وخدمات تخنیکی مربوطه، در بخش ترانسپورت هوایی -هواپیما ها ، میادین مجهز واستندرد، ترمینل ها وخدمات ترمینلی مجهز با( سالون ترانزیت ،فروشگاه  ها رستورانت ها خدمات پستی وبانکی و پارکینگ های موتر ، در بخش ترانسپورت بحری ودریایی- کشتی های مسافربر وبارکش ، لنگر گاه ها،گذر گاه ،ترمینلها وخدمات گذرگاهی (بندری)، وغیره دارد. هر گاه این خدمات جنبه بین المللی داشته باشد، بایدحل تمامی مقررات وتعامل حقوقی در زمینهای ترانزیت  وگمرک مدنطر گرفته شده باشد.

 

خدمات ترانسپورت در افغانستان در حال حاضر شامل دوبخش زمینی وهوایی می باشد. در سیستم ترانسپورت افغانستان زمینی تسلط دارد. که در بخش  انتقال مسافرین واموال خدمت می نماید. وشامل  موتر های شخص وتاکسی ولاری های  بار کش و بس های  شهری وبین شهری است.1 طوریکه در بالا اشاره شد بخش ترانسپورت در افغانستان متشکل از ترانسپورت زمینی وهوایی می باشد ، با وصف تسلط ترانسپورت زمینی ، هنوز این بخش از ظرفیت لازم که بتواند نیازمندی روز را با توجه به موقعیت ترانزیتی کشور وتوسعه تجارت وبیزنس داخلی ومنطقوی مرفوع سازد خیلی فاصله دارد . در اینجا لازم است تا فعالیت تمامی انواع وسایط( اتوموبیل شخصی، تاکسی ها، بس های شهری ، بین  شهر ها و ولایات وبین المللی در سطح منطقه، لاری  وکامیونها  مطابق به قوانین داخلی وبین المللی عیار شود. تدریجی فعالیت های تاکسی، لاری ها در شکل تشبثات انفرادی، شرکت ها تضامنی، محدوالمسولیت وسهامی تنظیم  و مراحل ثبت وراحستر آن بوزارت های ترانسپورت غرض اخذ جواز فعالیت، به وزارت مالیه غرض پرداخت مالیه،اتاق های تجارت و ترافیک صورت گیرد. وبعد از آن هرگونه صدور جواز در بخش ترانسپورت از جانب وزارت ترانسپورت بر مبنای ارایه بیزنس پلان ونیازمندی(تقاضا) مارکیت  وظرفیت موجود صورت پذیرد، در حال حاضر صدور جواز سرمایه گذاری ها از سوی اداره حمایت از سرمایه گذاری "ایسا" بدون در نظرداشت نیازمندی وظرفیت سکتور و اطمینان از ادامه فعالیت عملی می شود. در اینده برای رانندگان تاکسی وکامیون ها علاوه بر لاینس(Licence ) عادی، لاسینس تاکسی وکامیون  وبرای مالکین وصاحبان شرکت ها گواهینامه مهارت تشبث وبیزنس حتمی گردد، این کار از استندرد های معمول در جهان معاصر وبخصوص در کشور هالند می باشد.هرچند افغانستان در وضعیت کنونی از آن فاصله دارد، اما در نهایت ناگزیر است تا راه کاروان ترقی را دراین مسیر طی نماید. البته اجرای این امور در قالب برنامه های انکشافی وهدفمندانه زمانبندی گردد و از مزایای آن به نفع پیشرفت وتوسعه استفاده شود.

 

 

سکتور ترانسپورت هوایی در اقتصاد افغانستان با توجه به نبود  راه های خطوط آهن و بحری وتوسعه نیافتگی ترانسپورت زمینی موتر ( به ویژه ترانسپورت بین اللملی) وکوهستانی بودن از اهمیت ونقش کلیدی برخوداراست. ودر بخش ترافیک داخلی (پرواز های داخلی) وترافیک بین المللی(پروازهای خاجی)در وجو د چهار کمپنی هوانوردی( آریانا ایرلین، کام ایر، صافی وپامیر) با داشتن تعداد(       ) هوا پیما مصروف فعالیت در انتقال مسافرین، اموال وپست می باشند. وقرار اظهارات مقامات دولتی چند کمپنی دیگر نیز یا جواز فعالیت گرفته اند ویا در حال تکمیل پروسه اخذ جواز قراردارند. وقرادادی همکاری خدمات هوانوردی با کدام کمپنی خارجی عقد گردیده است.

کشور دارای یک میدان هوایی بین المللی در کابل وچند میدان هوایی کوچک می باشد از جمله سه میدان هوایی آن اسفالت است.2

قرار اظهارات داکتر محمدالله بتاش وزیری پشنهادی ترانسپورت(اکنون معین پلان وپالسی و سرپرست وزارت ) در ولسی جرگه( مجلس نمایندگان) قرار است در دوسال آینده میدان های کابل، مزارشریف،هرات وقندهار در سطح بین المللی ارتقا داده شود و پرواز های بین المللی از هر چهار میدان صورت گیرد و13 میدان هوایی منطقوی دیگر که شامل میادین:- میدان هوایی فیض اباد ، غور ، بادغیس ، فاریاب ، فراه ، بامیان ، کندز ، خوست ، دایکندی ، جلال اباد ، غزنی ، ترینکوت و زرنج.
ظرف 5 سال آینده ترمیم، ایجاد وتجهیز گردد ، تا پروازهای داخلی از آن  هاصورت گیرد، ومیدان هوایی هلمند نیز به تازگی گشایش یافته است و اعمار 4 میدان هوایی کوچک دیکر در صعبالعبور ترین نقاط کشور(ولسوالیهای اجرستان ولایت غزنی، ولسوالی های شغنان،درواز وخواهان ولایت بدخشان) نیز در اولویت ان وزارت ودر مرحله بعدی اعمار وتجهیز سایر میادین در کشور واحیای دوباره باختر افغان الوتنه به منظور پرواز های داخلی قرار دارد3. در این زمینه باید گفت که آرزوی خوب می باشد ولی با توجه به امکانات افغانستان طی زمان کوتاه بیشتر خوشبینانه وآرمانی به نظر می رسد تا عملی. اما در دراز مدت  موازی با دسترسی به امکانات ومنابع قابل اجرا می باشد.

بخش ترانسپورت هوایی-  در حال حاضر بنابر عدم رشد کافی ترانسپورت زمینی(در سطح داخلی وخارجی) بار سنگین انجام  حمل ونقل را به عهده دارد و ظرفیت موجود آن نه تنها پاسخگوی تقاضای مارکیت نمی باشد،بلکه خدمات آن نیز مطابق به استندرد های بین المللی نیست. که در هردو مورد ایجاب اقدامات عاجل را می نماید. از جمله این اقدامات:

-          ارتقا میادین کابل،هرات، قندهار ،مزار  درسطح بین المللی طبق ادعای وزارت ترانسپورت باشد، مشروط به اینکه در ابتدا توجه به تجهیز  میدان هوایی کابل گردد که  الی اکنون یگانه میدان هوایی بین المللی در سطح کشور است که از طریق آن ارتباط کشور به خارج وخارج را به داخل وصل کرده ومعرف افغانستان در نگاه نخست می باشد. ودر ادامه به  نوبت به تجهیز سه میدان دیگر اقدام گردد تا فشار بالای میدان هوایی کابل کاهش یابد.

-          ارتقا ظرفیت شرکت آریانا از حیث افزایش هواپیما، پرسونل( پیلوت، انجینران، تخنیکران،مهمانانداران، کارمندان اداری) ،اقدامات عملی در جهت حذف نام آن از لست سیاه، وتوسعه پروازها وبهبود عرضه خدمات به سطح استندرد بین المللی که متاسفانه تا فعلآ وجود ندارد.

-          حمایت از کمپنی های هوایی سکتور خصوصی موجود(کام ایر،پامیر وصافی) که پدیده جدید و دستآورد خوب در سرمایه گذاری به سکتور ترانسپورت می باشد. خوشبختانه از موفقیت قابل دیدبرخوردار بوده، اما  نیازمند ارتقای ظرفیت و بهبود خدمات می باشد،  یکی از راه های ارتقای ظرفیت در این بخش متحد شدن این کمپنی ها در یک شرکت سهامی است.این کار موجب ارتقای موقف کمپنی ، تمرکز سرمایه و کاهش فشار بالای میدان هوایی وصرفه جوی در مصارف، کاهش بیروکراسی وارتقای قابلیت رقابتی میگردد. این شیوه معمول وموفق در بخشی هوانوردی محسوب می شود. از این شیوه برای ارتقای قابلیت رقابت وحضور موثر وفعال درسطح بین االمللی نیز استفاده میگردد. یکی از نمونه های آن متحد شدن کمپنی KLM  کشور هالند و کمپنی ایرفرانس فرانس تحت عنوان"ابرفرانس ک ال ام" است که تنها کمپنی هالندی حین اتحاد بیشتر از 400 فروند هواپیما در اختیار داشت. در حال حاضر کمپنی هوانوردی اندونیزیا Garudaبه کمک KLM  از لست سیاه بیرون میشود وبعد از شش سال دوباره پرواز را به اروپا از سر میگیرد، و انتظار دارد به زودی شامل تیمSKY Team-alliantie گردد که در آن علاوه بر KLM ،Air France .Delta  سهم دارند.4 .البته نمونه های دیگر نیز وجود دارد.

راه دیگر نشر وفروش سهم در یورس اوراق بهادار  که در آینده باید ایجاد گردد،می تواند باشد.

-          تشویق وجلب سرمایه گذاری های خصوصی داخلی وخارجی در عرصه خدمات مربوط به میدان ها ،امروز میدان های هوایی بین المللی با داشتن  فروشگاه ها،رستورانت ها نمایندگی های وآزانس های توریستی وغیره یکی از محلات خوب تفریحی برای مسافران و مشایعت کنندگان و  پذیرایی کنندگان و مراکز خوب تجاری ومعاملاتی ومارکیت کار نیز محسوب می شود.

-          ایجاد فضای سالم رقابت از طریق  وضع قوانین ضد انحصار(anti-monopoly ) و صدور جواز جدید عندالضرورت ومتناسب به ظرفیت میادین.

باید تمامی اقداماتی که جنبه انکشافی دارد در داخل برنامه های انکشافی پیشبینی وجاگزین شوند.

طبق تعامل وتجربه توسعه در سطح جهان، هرگونه انکشاف در چوکات برنامه رشد وتوسعه درازمدت قابل پیشبینی وتطبیق می باشد. در افغانستان برنامه رشد وتوسعه درازمدت تدوین نشده وصرف دوبرنامه  بازسازی از سال 1382 به بعد به اسم " پلان استراتیزی ملی برای افغانستان"(2003-2007 ) و"استراتیژی انکشاف ملی افغانستان"DNDS  (2008-2012 )5 طرح وبه منصه اجرا قرار داده شده، که اولی  باشتاب در عدم موجودیت ارقام وارزیابی کامل، غیر دقیق بوده وتطبیق آن نیز ناقص صورت گرفت ودومی برغم هزینه گزاف تدوین وتائید جامعه جهانی ، بنابر ضعف مدیریت دولت وعدم کنترول جامعه جهانی روبه ناکامی میرود. صرف بورد نظارت و انسجام که در آن چند وزیر ونمایندگان ملل متحد  عضویت دارند ودر هر سه ماه تدویر جلسه میدهند  وارزیابی های خویش را بصورت واضح بیان نمی کنند که براساس کدام شاخص ها بعمل آمده ونتیجه دقیق چه است .حتا نسخه دری وپشتوآن در سایت مربوطه وجود ندارد وصرف به زبان انگلسی آن هم در نزد خود شان حفظ است. در حالیکه میبایست این سند به زبان های ملی وانگلسی در اختیار هر واحد اداری دولت ،مطبوعات ومراجع تحقیقی قرار میداشت ، تا از یکسو سکتور های مربوطه ، اجرای پلان ها را برطبق آن پیش میبردن واز سوی اقدامات آنها در تناقض با وظایف مندرج آن قرار نمیگرفت. ومراجع پژوهشی نیز روی نقاط ضعف وقوت آن کار میکردند وپشنهاد های اصلاحی و تکمیلی ارایه می نمودند. ونظارت عامه بر آن وجود میداشت. مزیدآ در اظهارات مسولین امور بار ها گفته شده که این دومین سند مهم بعداز قانون اساسی میباشد.پس محفوظ نگداشتن آن از انظار عامه به چه معناست؟

برای تثبیت نقش هر سکتور به ویژه سکتور ترانسپورت وبخش های مربوطه آن نیاز به ارقام ومعلومات دقیق در زمینه است.

متاسفانه نسبت عدم موجودیت ارقام دقیق احصائیویstatisticalوبانک اطلاعاتیdatabase  تثبیت سهم بخش ترانسپورت واز جمله ترانسپورت هوایی در محصول ناخالص ملیGDP  مشکل است، در سنجشش های احصائیوی ترانسپورت شامل بخش خدمات که متشکل از تجارت(داخلی وخارجی)،ترانسپورت(زمینی وهوایی) مخابرات ،بانکها وبیمه وسایر خدمات گردیده که بصورت کل 37،3 درصد محصول ناخالص داخلی در سال 1384 را احتوا میدارد.6.  در سنجشش های احصائیوی سالهای 1357، 1362و1363 سهم ترانسپورت ومخابرات جمعآ به ترتیب 4,28 ،3,73 و3,93 درصد محصول ناخالص داخلی را احتوا نموده است.7

برای سنجشش دقیق موثریت ونقش سکتور ترانسپورت وبه ویژه ترانسپورت هوایی لازم است تا شاخص های مشخص سنجشش وجود داشته باشد. تابرویت آن هر گونه افزایش  ویا کاهش در این سکتور را ارزیابی گردد، عوامل مربوط شناسایی گردد.

در پائین به عنوان نتیجه باید بیان کرد که رشد وانکشاف ترانسپورت( انواع مختلف آن را بدون موجودیت زیربنا های لازمی مانند سرکها ،شاهراه ها، میادین، خطوط آهن، بحر ودریا ولنگر گاه تصور کردن محال است. ازاینرو در گام نخست لازم است تا  وزارت ترانسپورت در همکاری نزدیک با وزارت فواید عامه ودیگر مراجع مربوطه در این راستا گام بردارد. واز سوی رونق یک بخش ترانسپورت موجب رشد دیگر بخش های آن میگردد یا به سخن دیگر، انتقال مسافرین واموال قبل از پرواز بوسیله موتر، یا قطار تامیدان صورت میگیرد وبرعکس آن.

بنده معتقد هستم که هردو بخش موجود ترانسپورت( زمینی وهوایی) از نقش خاصی در حیات اقتصادی کشور برخوداراست. از یکسو با توجه به نبود  ترانسپورت راه های آهن وبحری ومشکلات موجود درترانسپورت زمین در مسیر  های بین المللی  وصعب العبور بودن مناطق در داخل بخصوص در ایام زمستان ، نقش واهمیت ترانسپورت هوایی بر جسته است واز سوی دیگر انتقال اموال را در داخل وخارج کشور  بنابر بعد مسا فه و  ودیگر عوامل به پیمانه بزرگ نمی تواند  از طریق فضا انجام یابد. از اینرو نقش ترانسپورت زمینی برجسته تر خود نمایی میکند. باتوجه به موقعیت جغرافیایی وترانزیتی افغانستان و  افزایش نیاز مندی ها متناسب به سطح پیشرفت  اقتصاد ضرورت اشد به ترانسپورت راه آهن احساس خواهد گردید ، ودولت باید همین حالا گام های نخستین  را در زمینه بردارد.

نکته  مهم دیگر این است که، استراتیژیک خواندن یک سکتور بنابر نیازمندی واهمیت آن است که از کشور تا کشوری واز اقتصاد تا اقتصادی باتوجه به زمان  وسطح انکشاف فرق میکند.

  به نظر بنده در افغانستان ترانسپورت بعد از سکتور زراعت ودر مجموع تولیدات و ساختمان راه ها وسرک در مقام سوم اولویت های انکشافی قرار میگرد واز اینرو سکتور ترانسپورت و وزارت مربوطه استراتیژیک می باشد.

مزیدآ سهم ونقش که این سکتور در افزایش محصول ناخالص داخلی، اشتغالزایی ،اتصالات  و خاصتآ  اتصال مولد(عرضه) ومستهلک(تقاضا) ،تسریع رقابتوتشکل قیمت که از عناصر متشکله مارکیت است، دارد، به نقش استراتیژیک این سکتور صحه می گذارد.

نگاه بنده به موضوع ترانسپورت از بعد موثریت اقتصادی آن می باشد.

داکتر دستگیر رضایی

20جنوری 2010م هالند.

منابع

1-      سالنامه احصائیوی 1385

2-      سالنامه احصائیوی 1385

3-      متن سخنان داکتر محمد الله بتاش نامزد وزیر ترانسپورت و هوانوردی، تهیه شده توسط خبرنگار شبکه اطلاع رسانی افغانستان در کابل

4-       روزنامهDe Financiele Telegraaf ، مورخ 21جنوری 2010 هالند.

5-      tp://www.ands.gov.af

6-      سالنامه احصائیوی 1385 اداره مرکزی احصائیه افغانستان

7-      سالنامه احصائیوی 1363 اداره مرکزی احصائیه افغانستان

 


 


انرژی برق يکی از حياتی ترين نيازهای انسان معاصراست
 

ضرورت انرژی برق اصلی ترين و ضروری ترين عامل زيربنايی در ايجاد راهبرد وتوسعه صنايع دریک کشور میباشد.
اگرسران یک کشور میخواهند که مردمان آن زندگي آبرومندانه داشته باشند دست گدایی به سویی دیگران درازنکنند باید در تولید انرژی خود ، کم وبیش خود کفا باشد . یعنی اگربه گونۀ مثال ، یک کشور بیست درصد ازانرژی مورد نیازخود را تولید کند.به این معنا است که هشتاد در صد در تمامی عرصه ها ،نیاز به کمک دارد. انرژی برق و متخصص به اندازه مهم است که هر مشکل که دراین عرصه باشد به تمامی عرصه های دیگرسرایت میکند چی آن کشور صنعتی باشد یا هم زراعتی فرقی نمیکند البته باید عرض کنم گداه بودن یک چیز است و دارا بودن چیزی دیگر منظورمن ازاین جمله آبرومندانه زندگي کردن است .

چرا یک قلم از کمک های جهانی رادر این عرصه یادشده به مصرف نمیرسانم ؟ که هم مشکل انرژی برق وهم آب برای زراعت فراهم شود آنانی که سنگ وطن دوستی را هرروزه به سینه میکوبند صحبت از استقلا ل میکنند باید ثابت کنند. آیا داشتن آب وانرژی برق جزه استقلا ل نیست ؟
برای مثال کشور جاپان اعلام میکند که 6 ملیارد دالر برای مردم افغانستان کمک میکند اگرکه نمی ازاین کمک در عرصه تولید انرژی برق در داخل کشور ما به مصرف برسد ما در مسیر درست همان استقلا ل قرارنمیگرم ؟. درغیرآن پول های یادشده برای ملیشه سازی به مصرف خواهد رسید مردم ما درعوض انرژی برق و آب ،گلوله دریافت خواهند کرد .

اما افغانستان درکجای جدول تولید انرژی برق جهان قراردارد؟ درچند درصد انرژی برق مورد نیاز خود راتولید میکند ؟چند سال بعد میتواند تولید انرژی برق خود را دست کم به کوچیکترین و فقیرترین همسایه خود یعنی تاجیکستان برساند ؟چون تاجیکستان شبهاهت زیادی به افغانستان دارد . اصلأ برنامه تخصصی وجود دارد که از روی کاغذ به عمل درآید که هم برای متخصیصین وهم اقتصاد دانان وهم برای مردم قابل قبول باشد. آیا درافغانستان چنین توانایی و امکانات وجود دارد ؟ این سوالها است که باید تخصصی تک تک آنهارا بررسی کرد وجوابی از مسئولین امور گرفت وهم آنها را پاسخگو ساخت به کمک رسانها ملی وبین ا لمللی.

چون زندگي امروزی آميخته با علم و دانش است ، دیگرنمیتوان بدون علم و دانش زندگي آبرومندانه داشت. این علم و دانش امروزی بدون انرژی برق و متخصص ورزیده ناممکن است امروز نسبت به گذشته جهان فرق كرده وهيچ كاري نيست بدون انرژی برق و علم، دانش انجام شود، آنهم علم و دانش امروزی یعنی همان اکادمیک است امروز جنگ عقل ودانش است کسی که ازعقل ودانش خود استفاده درست کند آن برنده این جنگ است واین مأمول به این راحتی قابل دسترسی نیست که به ساختن چند مکتب حسابداری یا هم خیاطی دراین جنگ زنده ماند یا خود را یا هم مردم را خوشبخت ساخت. چون دراین جا صحبت از زیربنا است نه عبور از یک پل چون نه در گذشته ونه حالا ما یک زیربنا ی که قابل قبول باشد، نداشته‌ایم و آینده هم بستگی دارد به آنچه که ما امروز انجام میدهیم

باید یاد آور شوم که تجربه جهانی ومحاسبه نشان میدهد ، انرژی خاصتن انرژی برق، برای هرسه ملیون نفر در حدود یک هزار مگا وات انرژی برق ضروت است البته باید عرض کنم که این بستگی به وضعیت اقلیمی کشورها دارد که کشورما افغانستان ازجمله پر مصرف ترین کشورهای جهان به حساب میاید چون هم گرمای زیاد دارد وهم سرمای زیاد دارد واز طرف دیگر فرهنگ مصرف انرژی برق که البته علت های گوناگون دارد ازجمله ضایع شدن انرژی برق زیاد میباشد .




متاسفانه بارها از زبان مسولین کشور شنیده ایم که میگویند ، مایک کشوری زراعتی میخواهیم نه یک کشور صنعتی این جمله هابرای فرار از واقعیت ها و شانه خالی کردن از مسولیت های شان است ،مگر میشود بدون برق کشاورزی کرد؟ مگرمیشود بدونبرق آبیاری کرد؟ مگرمیشود بدون متخصص برق تولیدکرد؟ اگر منظورازکشاورزی صنعتی است وقتی ما ازکشاورزی صحبت میکنم، تکنولوژی یکی از اصلی ترين و ضروری ترين نیاز های آن میباشد. آیا ما زمین به اندازه کافی برای کشت و کار داریم ؟ که نتنها برای ضرورت نفوذ کشور کافی باشد،، بلکه جهت تقویه بنیۀ اقتصادی کشور ، پاسخگوی صادرات اقلام زراعتی کشور باشد؟ جواب منفی است .

پس ما برق را وارد میکینم ، تکنولوژی را وارد میکنم و بدون شك متخصص را هم وارد میکنم، تجهيزات نظامی ، طبی، تخنیکی ووو.... وارد میکنیم ،چون ما حتی یک دانشگاه صنعتی نداریم. فراموش نباید کرد که این تکنولوژی را باید در مقابل شلغم و انار بدست آوریم ، آن هم در کشوری که هر دو سال یکبار یا خشک سالیسر راهش است یا هم آفات طبيعي گریبان گیرش میباشد . و دست گدایی هم به سوی دیگران درازنکند؟ آیا این راه حل است؟ کشوری را نمیتوان در جهان سراغکرد که بدونه کمک دولتی ، کشاورزی آنبقای حیات کند وکشاورزان آن نان خوردن خودرا داشته باشد . مگراین قابل قبول است کشوری مانند افغانستان یک دانشگاه صنعتی نداشته باشد همه اقلام اولیۀو اساسی مورد نیاز مردم خود رااز خارج وارد کند ومسولین هم دم ازخودکفایی بزنند ، آیا این غیر مسؤلانه نیست ؟

نيروی انسانی با دانش و مهارت مانند ريشه درخت باید توسعه و پيشرفت داشته باشد. منابع انساني زيربناي ثروت ملتها را تشكيل ميدهد. سرمايه و منابع طبيعي عوامل توليداند. درحالي كه انسانها عوامل فعالی هستند كه سرمايه ها را متراكم میسازند از منابع طبيعی بهره برداری میكنند سازمانهاي اجتماعی اقتصادی و سياسي را میسازند و توسعة ملی را جلو میبرند، بديهی است آيندة هر كشور و ملتی را نيروی انسانی آن یعنی دانشمندان متخصصان ،مهندسان، پزشكان،و كارگران ماهر تعيين میكنند .

مواد خام هر كشور را نيروی انسانی آن تغيير داده و قابل استفاده می سازد. بدون شك پيشرفتها وعقب ماندگی كشورها در كنارعوامل ديگرريشه درسوابق كاری آنها در عرصه آموزش و پرورش دارد.
ملتي كه از نعمت سواد و دانش محروم است. مسؤلین استثنایی فداکار ودارای توانایی های فوق العاده را میطلبد که ملت خود را ازاین مراحل عبور وآینده آنها را روشن وقابل قبول سازد تا مردم آن گذشته تلخ خود را فراموش واحساس سربلندی و غرور كنند. این کارآسانی نیست در ميان رقبای فراواني منطقه ودشمنی های زیادی که این ملت مظلوم دارد بنابرآن به همین علت است که مسولین وطن دوست فداکار و دارای توانای های فوق العاده را میطلبد .درغیر آن تجارب تلخ گذشته یکبار دیگرتکرار گردیده ، یعنی ملتي دست به گدایی دراز نموده ،دستبین ملت دیگر می‌شود . خواه ناخواه سر نوشت آنرا با استفاده از نفوذ اقتصادی ملت مقتدر و بينياز تعيين خواهد کرد. این چیزی نیست که ملت مظلوم افغانستان خواسته باشد در غیرآن همان طوری که درگذشته وحال تکرار شده باز هم تکرار خواهد شد وسرنوشت ملت مظلوم به دست دیگران تعيين خواهد شد . و زخم خون چکان ماشفأ نخواهد یافت .

اگردرسابق كشاورزان با وسايل ابتدايی زمين را آباد میكردند امروز كشاورزی مكانيزه شده. تخصص يافتن در رشته های مختلف علوم روز مهارت پيدا كرده است .سخن كوتاه اين كه سر نخ تمام كارها امروز در دست علم و تکنولوژی مدرن بشري است ولزومآ توسعه وعمومیت بيشتری پيدا میكند زيرا فريضة علم ازهر جهت تابع احتياج جامعه است .

در نتيجه ما براي اين كه يك جامعه و ملت سربلند و مستقل داشته باشيم و دست گدی به سوی بيگانگان دراز نكنيم و تمام نيازمندی ها وضروریات فردی و اجتماعی خود را كه بستگی به دانش و فرهنگ دارند با سرپنجة دانش و با دست خود رفع كرده و انجام دهيم بايستي برای فرا گرفتن تمام دانشهای مفيد بشری بكو شيم و در تمامي رشته های علوم مورد نياز افراد متخصص و ورزيده داشته باشيم. وآن را بومی بسازیم نه که وارد کنم .

نخستين شرط حيات يك ملت، علم و دانش است. علم و دانش را نمیشود وارد کرده و از آن استفاده کرد بلکه علم اکتسابی است و باید شرایط آموزش آنرا مهیا ساخت و کسب نمود .نمیشود گفت که حال باید صبرکرد که ما مشکلات دیگری داریم ، چون علم و دانش راه حل تمام مشکلات دنیای مادی ماست، دانش بهترين نعمت و سرمايه است كه نصيب کشوری یا افراد ميشود و هيچ سرمايه ای نمیتواند بهتر از آن باشد .

بااحترام
نویسنده خلیل الله عالم متخصص برق


تماس با نویسنده khalil.alem@gmail.com