|
حکومت استراتیژی اش را اعلام کرد
استراتیژی جدید کشور روز چهارشنبه، 30
جدی در مقر وزارت خارجه به هیأت مشترک همکاری و نظارت که شامل
نمایندگانی از افغانستان، ملل متحد و کشورهای عضو ناتو می باشند؛ معرفی
شد.
مذاکره با طالبان، مبارزه با شورشیان، تقویت نیروهای امنیتی کشور و
مبارزه با فساد از جمله موضوعاتی است که در این استراتژی گنجانده شده و
قراراست درکنفرانس لندن نهایی شود.
اعلام این ستراتیژی درحالی صورت می گیرد که تنها یک هفته دیگر به
برگزاری اجلاس بین المللی لندن که قرار است در 28 جنوری برگزار شود؛
باقی مانده است .
هدف از برگزاری کنفرانس لندن، تقویت وحمایت از دولت افغانستان و از بین
بردن فساد اداری وافزایش نیروهای امنیتی افغان عنوان شده است.
مارک سیدویل، سفیر بریتانیا در کابل روز چهارشنبه طی کنفرانس خبری
اظهار داشت، در کنفرانس لندن یک موضوع مهم مورد بحث و گفتگو این خواهد
بود که مسؤلیت امنیتی کدام مناطق افغانستان در قدم اول به نیروهای
امنیتی خود افغانستان محول شود.
وی افزود چیزی که ما در کنفرانس لندن شاهد آن خواهیم بود، قسماً بررسی
شرایطی می باشد که چگونه یک تقسیم اوقات برای انتقال مسؤلیت امنیتی
بعضی ولایات و ولسوالی ها به نیورهای امنیتی خود افغانستان، ترتیب شود.
تقویت نیروهای امنیتی افغان نیز از موضوعات مهم گفتگو در کنفرانس لندن
خواهد بود .براساس یک مسوده که به دست اسوشیتد پرس رسیده است ؛دولت
افغانستان خواهان افزایش نیروهای افغان تا 400 هزار نفر در سه تا پنج
سال آینده است که شامل 240 هزار سرباز و 160 هزار نیروی پولیس می باشد.
درحال حاضر کشور 94 هزار پولیس و 97 هزار سرباز دارد.
جنرال استنلی مک کریستال، فرمانده عمومی نیروهای امریکایی و ناتو در
کشور نیز افزایش نیروهای افغان را تا 400 هزار نفر در اولویت های اصلی
اش تا سال 2013 قرارداده است.
یک افسر ارشد بریتانیایی بنام دانلد بیگر که درزمینه تقویت نیروهای
افغان فعالیت دارد،گفت که از هیات مشترک نظارت و همکاری خواسته می شود،
افزایش تعداد نیروهای افغان را تا آخر امسال به 134 هزار سرباز و 109
هزار پولیس، تصویب کند.
یکی از مسایل عمده دیگر که در مقر وزارت خارجه درکابل ، روی آن بحث شد،
موضوع مصالحه و مذاکره با طالبان و ادغام دوباره آنان به زندگی عادی
بود.
کرزی می خواهد درکنفرانس لندن، پلان جدید مبنی بر مذاکره با طالبان را
اعلان کند و از کمک کنندگان بین المللی دراین کنفرانس خواهد خواست،
منابع مالی را برای رسیدن به این هدف و روگردان ساختن طالبان را از
جبهه جنگ، تهیه کند.
درموضوع مذاکره با طالبان، جرگه ملی صلح نقش عمده ای را ایفا خواهد
کرد. این جرگه شامل نمایندگان اقشار مختلف افغان بشمول رهبران مذهبی،
خواهد بود و تضمین را برای مخالفین دولت دربرخواهد داشت که بعد از این
صدای آنان شنیده می شود.
گفته می شود که هدف از برگزاری کنفرانس لندن، طرح یک استراتیژی است که
به کشورهایی که در افغانستان سرباز دارند اطمینان دهد، که حکومت
افغانستان می تواند شورش هایی را که به دلیل مایوسی و عدم رضایت از یک
سیستم فاسد بوجود آمده است را آرام سازد
مصاحبه وزیر خارجه ایران در باره افغانستان
خبرگزاري
فارس: وزير امور خارجه كشورمان از حضور
جمهوري اسلامي ايران در نشستي كه
قرار است پنجم بهمن با حضور كشورهاي عضو
سازمان شانگهاي در مسكو برگزار
شود، خبر داد.
به
گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس،
منوچهر متكي وزير امور خارجه
كشورمان ديشب چهارشنبه در گفتگوي ويژه خبري
شبكه دوم سيما به تشريح تحولات
اخير در عرصه سياست خارجي از جمله نشست سه
جانبه وزراي خارجه ايران،
افغانستان و پاكستان در اسلامآباد، روابط تهران و
لندن، برنامه هستهاي
و ... پرداخت.
* جهان نيازمند
ساوزكار ديگري است
وي در ابتداي اين گفتگو با اشاره به نشست
سه جانبه وزراي امور خارجه
ايران، پاكستان و افغانستان كه شنبه 26
ديماه در اسلامآباد برگزار شد،
گفت: تقريبا از حدود يك سال پيش و در پي
شكست كامل سياستهاي دولت پيشين
آمريكا در افغانستان در يك دوره تقريبا هشت
ساله، رويكردي در منطقه مطرح و
برنامه ريزي شد و آن رويكرد منطقهاي براي
برخورد با موضوع و بحران
افغانستان است كه ديگر امروز فقط بحران افغانستان
نيست بلكه بحراني است كه
بخش قابل توجهي از پاكستان را نيز در نورديده است.
متكي ادامه داد: به اعتقاد ما در مناطقي كه
به هر دليلي بحراني به
وجود ميآيد، ظرفيتهاي آن منطقه ميتواند به كار
گرفته شود و در جهت كاهش
بحران و يا خاتمه دادن بحران از آن ظرفيتها
استفاده شود.
بر اين اساس به پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران
در يك سال گذشته ما دو
اجلاس سه جانبه سران را با مشاركت ايران و پاكستان
در كنار افغانستان
داشتيم كه هر دو اجلاس سران در تهران برگزار شد.
وي با بيان اينكه بيشترين بار مصائب و مسائل
بحران افغانستان روي دوش
ايران و پاكستان بوده و چند ميليون آواره افغان در
يك دوره 30 ساله در اين
دو كشور حضور دارند، خاطرنشان كرد: بنابراين طبيعي
است اين دو كشور مشاركت
بيشتري در بررسي مسئله افغانستان و كمك به حل آن
داشته باشند.
وزير خارجه كشورمان با اشاره به آخرين اجلاس
سران كه خردادماه سال
جاري در تهران برگزار و تصميماتي در آن اجلاس اتخاذ
شد، گفت: تصميمات اين
اجلاس بايد پيگيري ميشد و پس از برگزاري انتخابات
رياست جمهوري در ايران
و افغانستان، نشست سه جانبه وزراي خارجه در
اسلامآباد در روز شنبه برگزار
و اين نشست مصوبات و بيانيه تهران را مرور
كرد و بر طبق مذاكرات صورت
گرفته، بيانيه اسلامآباد صادر شد.
وي اضافه كرد: ما برگزاري سه اجلاس مهم در
سطح وزرا را به صورت سه
جانبه نهايي كرديم و علاوه بر آن توافق شد يك اجلاس
سران سه جانبه و يك
اجلاس همسايگان نيز برگزار شود.
متكي خاطرنشان كرد: توافق شد طي سه ماه
آينده اجلاس وزراي اقتصاد سه
كشور در كابل، وزراي كشور در اسلامآباد و
وزراي اطلاعات در تهران برگزار
شود. همچنين توافق شد اجلاس بعدي سران در
اسلامآباد را طي اين دوره
زماني برگزار كنيم و اجلاس هفت كشور همسايه شامل
چين، ازبكستان،
تاجيكستان، تركمنستان، ايران، پاكستان و افغانستان
را نيز در تهران برگزار
كنيم.
به گفته وزير امور خارجه كشورمان موضوع اين
اجلاسها افغانستان و
منطقه است و اينكه چگونه ميتوانيم از اين ظرفيت
گامهايي را به پيش در
جهت كاهش بحران برداريم.
متكي در پاسخ به پرسشي در خصوص توجه ديگر
كشورها از جمله كشورهاي
فرامنطقهاي به افغانستان، با بيان اينكه افغانستان
در 30 سال گذشته مورد
توجه بوده، گفت: 100 سال پيش انگليسيها و پس از آن
شورويها به اين كشور
آمدند و از هشت سال گذشته تاكنون نيز آمريكاييها
در اين كشور حضور دارند.
وي در ادامه اظهارات محمود احمدينژاد در
گفتگوهايش با رئيس جمهور
گويان مبني بر اينكه « افغانستان جايي براي پيروزي
نيروهاي خارجي نيست
بلكه محل شكست نيروهاي خارجي و كساني است كه
بخواهند در افغانستان مستقر
شوند و بمانند» را مورد اشاره قرار داد.
متكي همچنين با اشاره به اظهارات يكي از
ديپلماتهاي روس مبني بر
اينكه ما در افغانستان از انگليسيها درس نگرفتيم و
آمريكاييها از ما،
خاطرنشان كرد: ما با بحراني مواجهيم كه 30 سال در
اين منطقه وجود داشته
است. كساني اقدام به ايجاد مجموعههاي افراطگرا در
منطقه كردند. سناريوي
آمريكايي، دلارهاي نفتي و آموزشهاي منطقهاي و
ميرود كه اين مشكل در
منطقه نهادينه شود.
وي با بيان اينكه نيروهاي خارجي مستقر در
افغانستان اعلام كردند كه
ما مشكلات اين كشور را حل ميكنيم، اظهار داشت: هشت
سال در آنجا ماندند،
نه امنيت را حل كردند و نه توانستند جلوي افراط
گرايي و مواد مخدر را
بگيرند و همه اينها افزايش يافت. اگر آن زمان بخشي
از افغانستان اين مشكل
را داشت امروز بخش قابل توجهي از پاكستان را در
كنار كل افغانستان در خود
جاي داده است.
وزير خارجه كشورمان در پاسخ به اين پرسش كه
آيا راهحل مشخصي براي
برون رفت از اين بحران وجود دارد؟ اظهار داشت: فكر
ميكنيم يك نوع تسلسلي
بين حضور نيروهاي خارجي و افراطگرايي به وجود آمده
است. افراط در منطقه
حضور نيروهاي خارجي را بهانه ميكند و نيروهاي
خارجي افراطگرايي را براي
حضورشان بهانه ميكنند. اين همان دور باطلي است كه
نهايتاً در عراق
آمريكاييها را وادار كرد كه تصميم به خروج بگيرند
و اعلام كنند كه ما از
عراق خارج ميشويم. البته در افغانستان نيز آقاي
اوباما يك بار اين را
اعلام كرد.
به باور متكي ما بايد به نوعي اين بحران را
ريشهيابي كنيم و ببينيم در منطقه چگونه ميتوانيم راهكار پيدا كنيم.
وي خاطرنشان كرد: ما نوعي در هم تنيدگي
منطقهاي را براي كنترل بحران
در گام نخست و بعد پيدا كردن راهكارهاي
منطقهاي براي كاهش اين بحران
مدنظر داريم كه گمان ميكنم زمان قابل توجه
خودش را خواهد برد، اما مطمئن
است، به جهت اينكه از دل منطقه ميجوشد.
متكي با اشاره به بحران لبنان و بيان اينكه
طراحي آمريكايي و اروپايي
موفق نبود اما طراحي منطقهاي اين بحران را حل كرد،
خاطرنشان كرد: سه مشكل
اساسي موجود در لبنان كه شرايط را بغرنج كرده بود،
براساس اين رويكرد
منطقهاي حل شد و امروز خوشبختانه لبنان با برگزاري
انتخابات رياست
جمهوري، مجلس و تشكيل دولت شرايط بانشاطي را طي
ميكند.
وي در پاسخ به پرسشي در خصوص حضور نيروهاي
خارجي در افغانستان و
اينكه آنها از ايجاد امنيت در افغانستان چه نفعي
ميبرند؟ به حادثه 11
سپتامبر 2001 اشاره كرد و با ذكر اين نكته كه اين
حادثه هنوز زواياي پنهان
زيادي دارد، گفت: به بهانه آن حادثه، «جنگ عليه
تروريسم» را مطرح كردند و
هشت سال گذشته دنيا شاهد حركتي به رهبري آمريكا بود
با اين هدف كه تروريسم
را از بين ببرند.
متكي با بيان اينكه ما در پايان اين هشت سال
و يك سالي كه دولت
اوباما مشغول به كار شده، سؤال سادهاي را
ميتوانيم مطرح كنيم كه آيا به
دنبال جنگ عليه ترور دنيا امنتر شده است؟
اظهار داشت: كودكان دبستاني
پاسخشان به اين سؤال منفي است، تا چه رسد به
موسسات مطالعاتي علوم سياسي و
روابط بينالملل.
وي ادامه داد: ما دو قضاوت بيشتر نميتوانيم
داشته باشيم يا بايد
قضاوت كنيم كه اساسا درستي و صداقت در اين گفتار از
ابتداي امر وجود
نداشته و آنچه را كه ادعا ميكنند، درست نميگويند
و به دنبال چيزهاي
ديگري هستند و يا اينكه اگر هم با اين هدف اقدام
كردند كارآمدي نداشتند و
با شكست مواجه شدند و سياستهاي اجراييشان غلط
بوده است.
به گفته وزير امور خارجه هر يك از اين دو
استتناج را داشته باشيم،
بسيار راحت ميتوانيم بگوييم كه آنها قابليتهاي
خودشان را يا از ابتدا
نداشتند و يا اگر هم فكر ميكردند دارند، الان در
رهبري جهان از دست دادند
و جهان نيازمند يك سازوكار ديگري است.
وي افزود: زماني به منطقه مينگريم جاهايي
كه اينها انتخاب كردند
يكي افغانستان بود كه الان پاكستان ضميمه آن شده و
ديگر عراق بود. در حال
حاضر نيز يمن آبستن حوادث و دچار مشكل است. لذا ما
قدري ترديد در اين
زمينه هم داريم كه در ته داستان و روي ديگر سكه،
دنبال چه هدفي هستند.
*ملاحظاتمان لحاظ نشود، ضرورتي براي شركت در
اجلاس لندن نميبينيم
متكي در ادامه اين گفتگو با اشاره به
دعوتهاي به عمل آمده از جمهوري
اسلامي ايران براي شركت در نشستهاي مسكو،
استانبول و لندن درباره
افغانستان، در خصوص حضور جمهوري اسلامي ايران در
نشست مسكو، گفت كه ايران
در اين اجلاس شركت ميكند.
وزير امور خارجه كشورمان به سطح حضور ايران
در اين اجلاس اشارهاي نكرد.
وي خاطرنشان كرد: رويكردي كه اين سه كشور
اتخاذ و قالب جديدي را كه
تعريف كردند، ميتواند در ادامه راه خود بازيگران و
يا موثران ديگر اعم از
منطقهاي و يا خارج از منطقه را در خود جاي دهد.
يعني پرداختن به مسئله
افغانستان و بحران اين منطقه را به يك عزم جهاني
واقعي تبديل كند.
قرار است نشستي با حضور معاونان وزراي امور
خارجه كشورهاي عضو سازمان
همكاري شانگهاي 25 ژانويه (5 بهمن) در مسكو برگزار
شود كه به گفته مقامات
روسيه هدف از آن هماهنگ كردن مواضع كشورهاي عضو اين
سازمان درباره مسائل
مربوط به افغانستان است.
وزير امور خارجه كشورمان همچنين از حضور
ايران در نشست استانبول خبر داد و گفت: در حال بررسي سطح حضور در اين
اجلاس هستيم.
«احمد داوود اغلو» وزير امور خارجه تركيه
اخيراً اعلام كرد كه اين كشور ميزبان دو نشست منطقهاي درباره موضوع
افغانستان خواهد بود.
اوغلو با بيان اينكه تركيه در روزهاي 25 و
26 ژانويه [5 و 6 بهمن]
ميزبان اين دو نشست منطقهاي است، افزود: اين دو
نشست به موفقيت آميز
بودن كنفرانس لندن كمك خواهد كرد و تعهد و پيام
بينالمللي محكمي به مردم
افغانستان خواهد داد كه ما با هم از آنها حمايت
ميكنيم.
وزير امور خارجه كشورمان در ادامه و در خصوص
نشست لندن درباره
افغانستان كه قرار است 28 ژانويه (8 بهمن) برگزار
شود با بيان اينكه
ايران «برونداد»، بيانيه پاياني و تصميمات نهايي
اين اجلاس كه فعلا در
سطح پيش نويس و در قالب جلسه كارشناسان مطرح شده را
ارزيابي و بررسي
ميكند، اظهار داشت: ما درباره افغانستان و چگونگي
پرداختن به آن و آرام
سازي شرايط در اين كشور ديدگاهها و نقطهنظرات خاص
خود را داريم. اگر اين
ملاحظاتي كه ما در بررسي اين بيانيه به آن ميرسيم
تماما لحاظ شود ما با
نظر مثبت حضور در اجلاس لندن را بررسي ميكنيم؛ ولي
اگر ملاحظات و نظرات
ما به طور كامل لحاظ نشود، ما ضرورتي براي شركت در
اجلاس لندن نميبينيم.
وي ادامه داد: دولت انگليس به طور مشخص به
هيچ وجه پاسخ اقناع
كنندهاي نسبت به سياستهايش در قبال افغانستان چه
در حوزه سياسي و امنيتي
و چه حوزهاي كه مستقيما مسئوليت آن را برعهده
داشته يعني مبارزه با مواد
مخدر، براي افكار عمومي و جهانيان ندارد.
متكي تصريح كرد: سياستهاي گذشته آنها قطعا
غلط بوده و اگر بنا باشد
تصميمات نادرستي براي آينده بگيرند طبيعي است كه
جمهوري اسلامي ايران
نميتواند پذيراي آن باشد.
نجیب الله عظیمی
شماری از
احزاب در افغانستان خواستار تجدید نظر در استراتژی اوباما شدند
؟؟؟
با مشاهدهء چنین یک عنوان در یک مضمون در بی بی سی
علاقه گرفتم، که آنرا مطالعه نمایم.
مضمون در بی بی سی
شمارى از احزاب سياسى و یک نهاد مدنی در افغانستان
خواستار تجدید نظر در ستراتيژى جديد رئيس جمهوری آمريکا شده و می گویند
این استراتژی کاستی هایی دارد، که باید بر طرف شود. نماينده گان برخی
از احزاب سیاسی در یک گرد همایی در کابل، اعزام نيرو هاى اضافى آمریکا
و ناتو به افغانستان را به معنى ادامه جنگ در اين کشور خوانده و
خواستار مذاکره با مخالفان مسلح شده اند. شرکت کننده گان این گردهمایی
همچنین پيشنهاد کردند، که برای گفتگو با طالبان باید لوی جرگه (همایش
بزرگ) برگزار شود. خواست دیگر این احزاب حذف نام رهبران طالبان و حزب
اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار و شماری از فرماندهان این گروه ها از
فهرست سیاه آمریکا است. پیش از این نیز شمارى از حلقات سياسى و نهادهای
اجتماعى برای برگزاری گفتگو بین دولت افغانستان و طالبان تلاشهایی
کردند ولی این تلاش ها ظاهرا نتیجه مشخصی را به دنبال نداشت. آقای
کرزی نیز در مراسم سوگند دور دوم ریاست جمهوری خود، از برگزاری لوی
جرگه برای یافتن راه حل روشنی برای گفتگو با طالبان، یاد کرد. و گفت
چنین نشستی را برگزار خواهد کرد.
تدویر لوی جرگه ویژه؟
مسولان این احزاب و نهاد های اجتماعی می گویند این جرگه
باید پس از مراحل خاص برگزار شود و تحت تاثیر هیچ جناح و یا هم رئیس
جمهوری افغانستان قرار نداشته باشد. کسانی که امروز خواستار برگزاری
لوی جرگه برای حل معضل جنگ در افغانستان شده اند، تاکید می کنند، که
برای یافتن راهکار روشن مذاکره با طالبان به لوی جرگه ویژه ای نیاز
است. شرکت کننده گان این نشست از جامعه جهانی خواستند که نام مخالفان
را از فهرست سیاه حذف کنند تا آنها بتوانند شامل روند سیاسی افغانستان
شوند. درحال حاضر ملا عمر رهبر طالبان، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی
و شماری از فرماندهان و افراد نزدیک به این افراد در فهرست سیاه آمریکا
هستند و برای دست گیری ملا عمر و حکمتیار جوایزی نیز اعلام شده است.
خلاصه در مضمون بالا در بی بی سی عمدتآ بالای این
موضوعات تماس گرفته شده:
یک: تجدید نظر در استراتیژی
امریکا، یعنی عدم اعزام نیرو های اضافی به افغانستان.
دو: حذف نام رهبران طالبان و حزب
اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار و شماری از فرماندهان این گروه ها از
فهرست سیاه، غرض گفتگو با آنها
سه: برگزاری جرگهء مخصوص
غرض شمولیت (طالبان) همین
(جانیان یا تروریستان) به روند سیاسی در افغانستان
با ختم آن مضمون بی بی سی شعری از شاعری وطنم به ذهنم
خطور کرد، که چه خوب گفته:
اظهار عحجز پیش ستم پیشه ابلهیست
اشک کباب
باعث طغیان آتش است
هموطنان عزیز می خواهم نکات نظر خود را در مواردی که
در مضمون بی بی سی در بالا تذکر داده شده بیان نمایم.
یک: تجدید نظر در استراتیژی امریکا، یعنی جلوگیری از
اعزام نیرو های اضافی به افغانستان:
پاکستان با وجودی همه مشکلات داخلی خود در تبانی با رژیم
های مرتجع عربی توانسته، که تاکنون این جنگ مخفی را علیه امریکا و
اروپا به کمک وهابیون عرب به پیش به برد، تا که برای امریکا و جهان
ثابت نماید، که افغانها لیاقت و ارزش دفاع و حمایه را ندارد و در اصل
همه افغانها همین طالبان بی فرهنگ میباشند و بس، باید آنها را رها
کرد؟؟؟
نظر آقای کرزی در بارهء طالبان:
در شرایطی که حامد کرزی از طالبان میخواهد از در دوستی
با دولت مرکزی وارد شوند، ملا عمر بار دیگر از مجاهدین خویش می خواهد،
تا هرگونه ارتباط خود را با دولت قطع نموده و به جنگ شان دوام بدهند.
من متیقن هستم، در حالیکه اکثریت از مردم افغانستان و خصوصآ زنان افغان
ضد طالب و امارات طالبان میباشند، کی ها و چگونه و به همین ساده گی و
ساده نگری می خواهند امارات طالبانی را دوباره در افغانستان احیا
نمایند؟؟؟
موقف مجاهدین در بارهء دعوت از طالبان:
امروز حتی برای همین مجاهدین سابق که امروز ادارهء کشور
را مجددآ طوری تحفه این بار از جانب امریکائیان بدست آورده اند به
بسیار خوبی میدانند، که یکی از خواست های دیرینه و دقیق حکومت پاکستان
و پاکستانیان شامل ادارهء استخبارتی آن کشور میباشد، که نوکران گوش به
فرمان شان را (همین طالبان) در اداره امور دولت افغانستان اگر بزور هم
شود شامل نمایند!؟
همین مجاهدین سابق به بسیار خوبی حالا می دانند، که جهان
به سرکرده گی امریکا و انگلیس این بار می خواهند باز هم اداره و سرنوشت
افغانها و افغانستان را نه بدست آنها ، بلکه بدست رقیبان آنها یعنی
همان طالبان جانی تر از آنها بسپارند، ولی صدای اعتراض خود را بلند نمی
نمایند؟؟؟
چون همین مجاهدین پول کافی از حمایه گران شان در بانک ها
خارج از کشور حواله و انتقال داده اند این بار حتی آمدن تشنه به خون
آنها نیز آنها را نیمی هرساند و حتی حاضر به معامله با آنها نیز می
باشند.
طالبان در کراچی:
بار ها در نشرات مختلف و از آن جمله در انترنت نیز نشر
گردیده: " که بسیاری از جنرالهای آی اس آی ، ملا عمر و حتی سازمان
اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در گزارشی مدعی شد، که سازمان اطلاعات
پاکستان(آی اس آی) برای حفظ جان رهبر طالبان از حملات موشکی آمریکا، وی
را به کراچی منتقل کرده است."
واشنگتن پیشتر اعلام کرده بود که ملا عمر در اطراف کویته
است، اما به تازگی دو نفر از مقامهای ارشد سیا روز جمعه در گفتگو با
واشنگتن تایمز ادعا کردند، که سازمان اطلاعات پاکستان اواخر ماه رمضان،
ملا عمر را به کراچی منتقل کرده است.
ادارهء استخبارتی پاکستان یا ی اس آی با وجود ادامه این
همه شواهد اتهامات ادارهء استخباراتی سیا علیه خود را رد می کند.
باوجودی که سردمداران پاکستان همیشه و تاکنون با لجاجت تمام این ادعا
را همیشه رد نموده و می نمایند، ولی این دیگر برای هیچ طفلی در
افغانستان پنهان نمانده است. که رهبران طالبان و القاعده در کجا پنهان
می باشند؟
هدف از حذف نام رهبران طالبان و حزب اسلامی از فهرست
سیاه آمریکا:
عالمی بلخی نماینده کابل در پارلمان معتقد است که
بزرگترین مانع برسر راه مذاکره با طالبان، وجود نام سران آنها در لیست
سیاه شورای امنیت است. عالمی بلخی گفت، که: « در لیست سیاه شورای امنیت
ملل متحد، از طالبان به عنوان تروریست نام برده شده و این موضوع مانعی
است بر سر راه همراه شدن طالبان با دولت افغانستان»
وی هر چند مدعی شد که بارها مذاکره با طالبان صورت گرفته
اما افزود: « عربستان چندی پیش تصمیم داشت میانجی گری کند و آمریکا با
وساطت آی اس آی با طالبان در پاکستان مذاکره کرد و احتمال دارد تا در
اجلاس لندن نیز این موضوع مطرح گردد.»
عالمی بلخی با اشاره به کنفرانس لندن، بیان داشت: «به
منظور مذاکره با طالبان، اجلاس لندن می تواند پیشنهاد کند، که شورای
امنیت در مورد حضور نام برخی از اعضای طالبان در لیست سیاه تجدیدنظر
نماید تا این افراد از این لیست خارج شوند.»
هموطنان عزیز و شرافتمند!
من نمیدانم که این چگونه گردهمایی خواهد باشد، که به
تواند تقاضای حذف نام رهبران طالبان و حزب اسلامی به رهبری گلبدین
حکمتیار و شماری از فرماندهان این گروه ها را از فهرست سیاه آمریکا
نمایند؟؟؟
آیا افغانستان کشوریست که قانونی اساسی ندارد؟
ایا هر مجلسی در هر گوشهء دنیا که به خاطری افغانستان
دایر گریدد باید به خود حق بدهد که هرچه که دلشان به خواهند تقاضا
نمایند و زمینهء اجرا و عملی آن نیز باید مساعد گردانیده شود؟
آیا همین نمایندهء پارلمان آغای علمی بلخی و نماینده گان
همین احزاب سیاسی که « گویا چنین تقاضای را » نموده اند درک اینرا
ندارند، که از کی ها دعوت عودت مجدد را به عمل می آوردند؟
آیا همین ها نمی دانند که از کسانی دعوت به عمل می
آورند، که فردا خود آنها را دیگر اجازهء فعالیت نداده و ایشان را بزور
به ترک پایتخت مجبور خواهند کرد؟
موقف امریکا و انگلیس ها در بارهء طالبان:
این عقیده به میان می آید، که تبلیغ حذف نام رهبران طالب
و گلبدین و غیره نه تنها با حمایه و پشتیبانی مقامات امریکایی و
انگلیسی صورت گرفته و می گیرد، بلکه کاری دست نشانده گان حکومت کرزی ،
نماینده گان چاپلوس و جاسوس کشور های همسایه ، تکنوکراتهای فاسد و
بدنام امریکایی و انگلیسی تشریف آورده از امریکا و انگلستان ، گلبدینی
های شامل در قدرت در کابل و مافیای جدیدآ بدوران رسیده بوده باشد، که
نمی خواهند قدرت باد آوردهء شانرا در افغانستان به مفت از دست
بدهند؟؟؟!!!
موقف امریکا و انگلیس در مورد این
خواست و تقاضا چه بوده و می باشد؟؟؟
پس امریکا و انگلیس خودی شان باید
شکست خود را در افغانستان به پذیرند؟؟؟
و اینکه برای تامین کدام هدف به
افغانستان سرازیر شده و لشکر کشیده بودند، باید برای جهانیان و مردم
افغانستان توضیح بدهند؟؟؟
به نظرم که نکات نظر دایر کننده گان آن جلسه( تجدید
نظر در استراتیژی، گفتگو با طالبان، حذف نام رهبران طالبان و حزب
اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار و شماری از فرماندهان این گروه ها از
فهرست سیاه، برگزاری جرگه برای پلو خوران)
با نکات نظر این یکی از بلند ترین مقام های انگلیس در بارهء طالبان
مشابهت فراوان دارند:
به گزارش الجزيره، ديويد ميليبند وزير امورخارجه انگليس
در اجلاس پارلماني ناتو كه در ادينبورگ اسكاتلند برگزار شد، گفت: بنابر
بر تجربيات تاريخي ميتوان اغلب اعضاي طالبان را به توقف مبارزات ترغيب
كرد او افزود: « دولت افغانستان نياز دارد تا با اعضاي ارشد طالبان
مذاكره كند و آنها را متقاعد به ترك القاعده كرده و راهي پيش پاي آنها
باز بگذارد تا بتوانند اهداف خود را به صورت مسالمت آميز دنبال كنند.»
او با اشاره به اين مساله كه درسهاي تاريخي در اين باره
صراحت دارند، گفت: « دشمنان خونين دوران اشغال افغانستان توسط نيروهاي
ارتش شوروي و زمان جنگهاي داخلي اكنون در دولت افغانستان با يكديگر كار
ميكنند. تعدادي از اعضاي طالبان نيز اكنون در پارلمان حضور دارند. »
وزير امورخارجه انگليس دوام داده می گوید: " زماني وقتش
فرا برسد ضروري است كه اعضاي كنوني طالبان نيز به همين مسير هدايت
شوند.»
نه تنها امروز من، بلکه به نظری من
بسیاری از تحلیل گران همین گونه می اندیشند، که همین مسله، یعنی شمولیت
طالبان در قدرت ریشه در سیاست های اصلی دولت های امریکا و انگلیس غرض
رضایت پاکستانیان دارند، که با چنین ساده سازی و ساده نگری به یکی از
حیاتی ترین از سوال های زنده گی مردم افغانستان می نگرند:
تدویر جرگهء به اصطلاح مخصوص:
روزی در فیس بوک چشمم به این جملات خورد، که: " لویه
جرگه یک عنعنه قبیله یی ضد دموکراتیک است، که در طول تاریخ افغانستان
ازآن بمثابه ابزار تحمیل اراده حکام یکه تاز و تحمیق مردم استفاده صورت
گرفته است."
طوریکه در همان فیس بوک تحریر گردیده بود: " در لویه
جرگه چند تا عالم بیسواد دینی ، فاسدین قدرتمند، خانها و سران شمله دار
، پلو خور های مزدور از اقوام ........ جمع می شوند. "
به همان نکات که در بالا تذکر داده شده است نباید کم بها
داد. به استثنای جرگه شیر سرخ و جرگه پغمان دوران امیر امان الله خان،
دیگر ما شاهد جرگه های نام نهادی بودیم، که هیچ کدام آنها دردی از مردم
افغانستان را در دوران های بعدی دوا نه نموده اند. این دیگر یک واقعیت
تلخ میباشد و باید آنرا پذیرفت واین نیز نباید بدور از امکان دانست، که
در آینده نیز چنین نه گردد؟؟؟
پس تدویر جرگهء مخصوص راه حل نبوده
و یک گردهمایی تشریفاتی نمی تواند معضلهء بی نهایت احاس و سرنوشت ساز
موجود در کشور را حل و فصل نماید. باید واقع بین بود و واقعیت های
موجود« کشوری قصدآ ویران شده» را از نظر بدور نداشت.
خروج نیرو های خارجی از افغانستان و عواقب آن:
وریانت اول:
این نیز یک واقعیت میباشد، که به تعقیب خروج امریکا و
اروپائیان از کابل فروپاشی حتمی حکومت پوشالی کرزی آغاز خواهد گردید و
این دولت فاسد نیروی مقاومت را در برابر حملات وحشیانه و جنگ های بدوی
های تربیه شده ء آن طرف سرحد کشور را نخواهد داشت و فروپاشی آن از جنوب
کشور آغاز گردیده و به کابل ختم خواهد گردید.
همین آقای حامد کرزی، که تا هنوز هم کلمهء رهبران جهاد
را به کار میبرد، در قدم اول همین جنگسالاران، رهزنان، غارتگران،
قاتلین مردم و غیره و غیره مردم را تنها رها خواهند نمود چنانکه در سال
1996 یکباری چنین نمودند.
وریانت دوم:
گرچه که همسایه گان حریص افغانستان هنوز هم در خواب و
خیال یکدهه پیش بوده و می اندیشند، که در افغانستان دیگر نیروی پیدا
نخواهد گردید، که مقابل این وحشیان بدوی و افراطی استاده گی و مقاومت
خواهند نمود، ولی من متیقینم که نیروی پیدا خواهد گردید، که مقابل این
جنبش قرون وسطایی ایستاده خواهد گردید و مقاومت در نکات مختلف کشور
آغاز خواهد شد.
نتیجه گیری:
1: امریکا و جهان متمدن طوریکه درآغاز حملهء شان تذکر
داده بودند، باید همه تلاشهای خود را به خرج دهند، تا زمینهء صلح
واقعی و دوام دار، باز سازی و مدنیت و روشنگری واقعآ در داخل
افغانستان، مناطق پشتون افغانستان و پاکستان راه پیدا کند و مردمان هر
دو طرف زمینهء کار یابی را بدست بیآورند.
2: دولت امریکا و انگلیس از سیاست های دو رویه و دو
جانبه شان و مصلحت طلبانهء شان با پاکستان غرض رضایت آنها دست کشیده و
با بازی های گربه و موش شان با آن کشور خاتمه داده و پاکستان را متوجه
به وظایف شان نمایند. هم امریکا و هم انگلیس چنین توانایی را دارند،
باید از آن استفاده نمایند.
3: همین کشور های مقتدر فعلی جهان باید جلو هر نوع تبلیغ
و توطئه علیهء افغانها و پشتونها را در هر دو طرف سرحد را در مجموع
گرفته و به مشوره و تقاضا انسانی هر دو کشور احترام مساویانه و قابل
قبول برای هر دو قایل گردند
4: مقام های آمریکایی با استفاده از نفوذ و صلاحیت های
شان در ارتباط شان با سازمان استخبارتی پاکستان و از طریق آن شبکه های
دیگری، چون القاعده را در مناطق سرحدی پاکستان، گلبدین حکمتیار و جلال
الدین حقانی را هشدار داده و واقعآ آگاهی دهند و از آنها جدآ تقاضا
نمایند، که با احترام با قانون اساسی افغانستان رسمآ از جنگ دست کشیده
و بدون کدام پیش شرط داخل مذاکره گردند. در غیری آن این همه بازی های
دو رنگه با افغانستان و افغانها به معنی بدست گذاری سرنوشت افغانها
بدست پاکستانیان بوده و مفهوم دیگری را نه تنها برای من، بلکه برای
سایر افغان های داخل و خارج کشور ندارند.
پوهنمل حاجی محمد نوزادی
د ټولو سياسي
ګوندونو دپام وړ
لکه څنګه چی د سیاست سره تړلې ټول وطنوال
پدی پوهیږی ، زموږ ګران هیواد افغانستان دا ګړۍ دخپلو وروستیو د رو
لسیزو و ډیر نازک پړاو ته نږدی کیږی . په نړیوال ډګر کی دافغانستان په
اړوند دشکیلو هیوادونو اولسونه نور نه غواړی چی د ژړه ټوټی بچیان یی
پرنامعلومو لارو خپل خوږ ژوند د لاسه ورکړی او دمالیاتو پیسی یی دیوه
بیځایه جنګ د اور په لمبو کی وسوزی . دوی لدی حالت نه په تنګ راغلی
اوخپل مشران یی اوس دپیړۍ دپیل دکلونو له درانده خو به راویښ کړیدی
.نور د بوش اداره نشته چی ځان یی د یو قطبی نړۍ سردار باله او
هژمونیستی خیالونو یی دځمکی دکرې پرشاوخوا د وسله وال کمربند پړې تړل .
د اوباما په نوی ستراتیږی کی دافغانستان څخه ددوی دلښکرو د وتلو دپیل
نیټه يوه دیادولو وړ غوښینه برخه جوړوی . دی خبری دناټو د جنګی غرور
کښتۍ هم دڅپڅپانده سمند ر په توپانی څپو کی په ریږدیدو راوستل او اوس
یی دشوروی د سره اردو په مشرۍ د وارسا دپکت هغه ماتی نه منونکی باټی
نوری پرخوله نه راځی ، یو په بل پسی یی لوړ پوړی جنرالان دخپلی
راتلونکی ماتی خوبونه وینی او ددی جنجال نه دوتلو لاری چاری لټوی ،
دهیواد په دننه کی سره له دی چی دملی
اردو او ملی پولیسو پنامه یولړ امنیتی یبنسټونه منځته راغلې دی
خولاتراوسه یی دپرخپلو پښو دریدلو او دهیواد د ځمکنۍ بشپړتیا ساتلو
توان په پراخه پیمانه کمزورۍ ښکاری . ددوی دشمیر کموالۍ ، وسله وال
پوتنشیال او دبیلابیلو جګړه مارو تنظیمونو سره یی نظریاتی تړاو دهیواد
د دفاع او سرترسری امنیت راوستلو په لاره کی ددوی جګړه ایزه وړتیا تر
لویه بریده را ټیټوی .
له بلی خوا دڅو مخکی کلونو په پرتله د
دولت دمخالفو قوتونو جنګی وړتیا پیاوړې شوی ، دترپ او خرپ په حملو کی
یی تاکتیکونو پرمختیا موندلې چی له کبله یی دخارجی لښکرو په ګډون ورځ
تربلی د ځانی تلفاتو شمیر په زیاتیدو دی . پدی کارسره ددوی جنګی مورال
دلوړیدو او د خارجی قوتونو دا بیا د ټیټیدو په لور چټک ګامونه اخلی .
داټول هغه څه دی چی دملی روغی جوړی خبره د
ورځی اساسی مسله ګرځوی او اړتیا یی ورځ تر بلی پیاوړې کوی . داکار پدی
اړه دیوی ټینګی سیاسی ارادی غوښتنه رامنځته کوی چی دغه اوسنۍ دولت یی
په یوازی سر د پرمخ بیولو توان نلری . دبل لوری ددغه خونړی حالت پربنسټ
په ټولو جنوبی ، جنوب ختیزو او جنوب لودیزو ولایتونو کی په سلګونو زره
ماشومان دلیک او لوست نه بی برخی لویږ ی او دبیا رغونی چاری نژدی په
ټپه ولاړی دی . ورته حالت د شمالی ولایتونو په لور هم په خپریدو دی .
زورواکان د خارجی قوتونو تر سیوری لاندی لا زورور او خپلسرې یی بیاوړې
کیږی ، دولتی ځمکی ناوړه لاسونه قبضه کوی او دپرګنولویی برخی دفقر له
خط نه لاندی شړل کیږی او اقتصادی مافیا د لا پړسیدو پرخوا چټکه ځی .
ملی شورا چی باید دخلګو د ارادی ښکارندوی
وای ، د لومړۍ دوری ډیره برخه یی په خپل منځی شخړو ، بدماشیو او بوتل
جنګیو تیره شوه چی پدی دوره کی یی له بده مرغه د اولس رښتینۍ استازیتوب
ونکړای شو . دملی شورا د راتلونکی دویمی دوری دپاره ټولټاکنی هم باید
په راتلونکو څو نژدی میاشتو کی ترسره شی . ددی دپاره چی په نوی دوره کی
د ملی شورا د غړو دموکراتیک کیفیت لوړ شی ، پکارده چی دسالمو قوتونو
استازی په نسبتا ډیر شمیر د دموکراسۍ و دغه انستیتوت ته لاره پیداکړی
.
د لوړو ناوړتیاوو او ناخوالو څخه د هیواد
دژغورلو په موخه ا ړینه ده چی ټول وطنپال ملی او دموکراتیک قوتونه په
رښتینی توګه د زړه له کومی لاسونه سره ورکړی ، یو ستر قوت رامنځته کړی
څو په پارلمان کی د دموکراتیکو او قانونی اصولو له مخی یو غښتلۍ اړخ
وګرځی او لدی لاری دتیاره خوښونکو بنسټپا لو دریځ کمزورۍ او دملی
جوړجاړیو دپاره دهیواد دپراخو پرګنو په ګټه یو پوخ بنسټ کښیږدی .
دایوازنۍ لاره ده چی د یوی خوا د خارجی قوتونو د ژر وتلو لاره پرانیزی
او دبل طرف نه د هغوی تر وتلو وروسته د ۹۰ –
یمو کلونو د تنظیمی انارشیزم دبیا را ژوندی
کیدو مخه نیولای شی . په همدی هیله زه یوځل بیا دخپلو پخوانیو لیکنو په
تړاو دیو شمیر پروطن مینو ځوانانو په غوښتنه او د وخت د حساسو شیبو د
اړتیا په بام کی نیولو سره پر ټولو سیاسی ګوندونو ، سیاسی ډلو او
ګروپونو ، ملی دموکراتیکو قوتونو ، وطنپالو روحانیونو ، منلو قومی
مشرانو ، دپوهنتونونو پر استاذانو ، علمی او اداری کادرونو او نورو
ټولو هغو کسانو باندی چی د وطن پدی اوږده غمیزه باندی دزړه له کومی
غمجن دی او دخلاصون لاری چاری یی لټوی ، ږغ کوم چی ټول ددغو نازکو
حساسو شیبو و غوښتنو ته پام واړوی ، خپل پخوانی ذهنی ( غیر عینی )
اختلافونه او د سلیقو بیلوالۍ یوی خواته پریږدی ، دیوی ګډی لویی غونډی
دلاری د یوه ستر سرترسری اغیزمن ګوند و جوړولو او راجستر کولو ته ملا
وتړی . دا به دنوموړو قوتونو دپاره یوازنۍ چاره وی چی دهیواد په سیاسی
بهیر کی خپل اغیز تر لاسه کړی . پدی کی هیڅ شک نشته چی دځینو ګوندونو (
ګروپونو ) مشران به دخپل مقام د لاسه ورکولو له ډاره د راز راز پلمو او
بهانو په وړاندی کولو سره پدی لاره خنډونه رامنځته کړی خو داکار باید د
هغو ډلو د سره یوځای کیدو مخنیوۍ ونکړی چی دوی په رښتیا سره ددی ستر
ویاړ د تر لاسه کولو مینه وال دی . زما په اند که هره سیا سی ډله لدی
کار نه اوږه خالی کړی ، هغه به د اوس پشان دهیواد په سیاسی بهیر کی
تجرید ، دهر ډول رول او اغیز څخه به بی برخی او همداسی به دخپلو څو تنو
غړو پر اوږو باندی د یوه ناوړه بار په توګه پا ته ، هغه ښادګل چی دی
هغه ښادګل به وی . داخبره هم د یادولو وړ ده چی که فرض محال ځینی واړه
ګروپ ډوله ګوندونه ځا نونه د کا کا د زوی ، ماما د زوی او نورو خپلوانو
د تذکرو په مرسته راجستر هم کړی ( چی یقینی نه بریښی ) ، دوی به پدغو
جعلی او غیر سیاسی غړو سره خپل سیاسی کیفیت لوړ نکړای شی او دراتلونکی
سیاسی مبارزی په ډګر کی چی داځل به لوی راجستر شوی ګوندونه ګډون پکښی
ولری ، ددوی بی اغیزتوب به دنورو سیاسی حریفانو په وړاندی ددوی دشرم ،
خجالت او مسخره کیدو لامل وګرځی .
پدی توګه د ټولو هغو جوړښتونو څخه چی دلوړ
وړاندیز سره همږغی دی هیله کوم چی دقلمی ، تصویری ، صوتی او یا
الکترونیکی رسنیو د لاری مثبت غبرګون وښیی او نوری ډلی دیوه فراخوان د
لاری وخبر و اترو ته راوبولی .
-
مخ په وړاندی د یوه ستر سرترسری وطنپال ،
ملی او دموکراتیک جوړښت د رامخته کولو په لور
ډېلي الګراف:
د طالبانو مشرانوته به
په درېیم هېواد کې پناه ورکړه شي
د
بریتانیا چاپ ورځپاڼې ډيلي ټیلګراف
په تېره اوونۍ کې په خپلې یوې
سرمقالې چې
سرلیک یې
دی "د طالبانو
مشرانو ته د لندن د کنفرانس په پلان کې په
درېیم هیواد کې د پناه ورکولو
وړاندیز شوی دی" او ویل شوي، چې کیدای شي
سعودي عربستان طالب مشرانو ته
پناه ورکړي، ځکه سعودي عربسان د طالبانو
حکومت په رسميت پېژندلی و.
ورځپاڼه لیکي، په افغانستان کې د سولې د هغه پلان له مخې
به چې راتلونکې
اونۍ به یې جزیات د لندن په کنفرانس کې په ډاګه شي،
د طالبانو مشرانو ته
به په بهر کې د اوسېدو وړاندیز وشي او د هغوی
نومونه به د دملګروملتونود
بندیزونو له تورلست څخه وایستل شي.
د
افغانستان د حکومت د سولې د وړاندیزونو په
پلان کې، چی لنډ متن یې ډيلي
ټیلګراف ته رسیدلی، ویل شوي چې د سولې په هر
وړاندیز کې باید د طالبانو
مشرانو ته عملا په درېیم هېواد کې د پناه ورکولو
مساله شامله وي.
ډېلي
ټیلګراف لیکي په دې پلان کې په مشخص ډول د
درېیم هېواد نوم نه دی اخيسل
شوی، خو سعودی عربستان چې د طالبانو پخوانی
رژیم یې په رسمیت پیژندلی وو،
ډېر ګومان کیږی، چې د طالبانو مشرانو ته د
پنا ورکولو لپاره به یو احتمالی
کاندید وي.
له طالبانو سره د سولې د غه نوی پلان د تېرې
سې شنبه په
ورځ په کابل کې د افغانستان د کابینې دغړیواو د
نړیوالې ټولنی ترمنځ په
غونډه کې تایید شو.
په دې پلان کې د طالبانو د مشرانو او د عادي
طالبانو لپاره دوه جلا ستراتیژۍ په پام کې نیول شوي دي.
له اتو کالو وروسته چې جګړو زور اخیستی،
ناټو دا منلې چې د دې جګړې د پای ته رسېدو لپاره یواځینی لاره سیاسي
روغه جوړه ده.
ناتو
اوس د امیازاتو او مجازاتو یوه ستراتیژی
خپله کړې، په دې مانا چې که له
یوې خوا د طالبانو د حملو د مخنیوی لپاره دې
هېواد ته نور عسکر لیږی، له
بلې خوا په ټولنه کې د طالبانو د جذبولو
لپاره یې د امتیازیاتو ورکولو هڅې
دوه چنده زیاتې کړي دي.
په ټولنه کې د وسله والو طالبانو د جذبولو
د پلان د عملي کولو لپاره نړیوالو
مرستندویانو منجمله جاپان او امریکا
تراوسه پورې د سلګونو ملیونو ډالرو مرستې
ژمنه کړې ده.
د دغه پلان
له مخې، په لومړی مرحله کې به هغو وسله والو
ځلمیانو ته چې که خپله وسله
پرځمکه کښېږدي، د کاروبار، تعلیم او حرفو د
زده کړې زمینې برابریږي، چې د
ناټو د قوماندانانو په باور د جنګېدو انګیزه
یې تر ډېره حده په پیسو ولاړه
ده.
د پاخه عمر لرونکو وسله والو ته تقاعدی
تنخواوې او د یوې ټوټې ځمکې ورکولو په ګډون نورامتیازات ورکول کیږي.
همداراز
له هغو کلیو سره به چې خپل سړی له وسله والې
جګړې څخه رااړوي، د مرستو او
پرمختګ لپاره د سولې یو دوه ګونی پلان په
پام کې ونیول شي.
د دغو
وسله والو امنیت او ساتنه به د انتقامي حملو
په وړاندې تضمین کیږي ځکه
تیرو وختونو ښودلی، چې پرهغو وسله والو چې ځان یې د
طالبانو له لیکو څخه
راجلا کړی، حملې شوی او وژل شوي دي.
ډيلي ټیلګراف ورځپاڼه لیکي، د
لندن له کنفرانس څخه وروسته به د افغان
ولسمشر حامد کرزي په مشرۍ د سولې
یوه جرګه جوړه شي څو د دغه پلان د تطبیق
چارې ګړندۍ کړي.
د ورځپاڼې په وینا وروسته به د سولې د دغه
نوی پلان له مخې په یوه ځانګړي اقدام کې د طالبانو مشران په نښه شي.
که
چیرې دوی له وسله والې مبارزې لاس واخیست،
له القاعده سره یې اړیکې پرې
کړې او د افغانستان اساسي قانون ته یې غاړه
کېښوده نو به ورته یا په په
یوه بل هېواد کې د پناه ورکولو وړاندیز وشي
او یا به هم د افغانستان په
حکومت کې په دندو وګمارل شي.
د دغو مشرانو نومونه به هم د
ملګروملتونو له هغه تور لست څخه چې د
طالبانو او القاعده مالي حسابونه په
کې کنګل شوی او پرهغوی بهرنیو هېوادونو ته
په سفر کولو بندیز لګول شوی دی،
واېستل شي.
د طالبانو له مشرانو سره د یوه جوړجاړي په
صورت کې د
دوی نومونه هم باید د امریکا له هغه لست څخه لیرې
شي چې یا باید ووژل شي
یا هم ونیول شي.
ډيلي ټیلګراف لیکي د دغه راپور له مخې افغان
حکومت
ویلي وسله والو طالبانو او نورو مخالفو ډلو ته په درنښت او وقار د سولې
لاس د دې لپاره غزوي، چې له تاوتریخوالي لاس
واخلي، په سوله ییز ډول بېرته
په ټولنه کې عادي ژوند ته مخه کړي او له
خپلو تېرو کړو وړو څخه لاس واخلي.
بریتانوی
ډيلي ټیلګراف ورځپاڼه لیکي د سولې د دغه
پلان جزیات به ولسمشر کرزی او د
هغه سلاکار محمد معصوم ستانکزی د جنوري په
اته ویشتمه د لندن په کنفرانس
کې په ډاګه کړي.
مولوی ارسلا رحماني، چې د طالبانو په پخواني
رژیم
کې د لوړ وزده کړو مرستیال وزیر و او د ملګرو ملتونو په تورلیست کې یې
د نوم
له کتل کېدو سره سره، اوس د افغانستان د مشرانود جرګی غړی دی وایي، د
سولې د خبرو اترو بریالیتوب یواځې د کوټې له
شورا سره په خبرو پوری تړلی
دی.
ښاغلی رحمانی وایی، زه یقین لرم، چې له عادي
طالبانو سره خبرې
ستونزه نه شي هوارولی ځکه دغه وسله وال له خپلو
قوماندانانو سره ټینګی
اړیګې لري او پرهغوی باورلری. لومړی باید د طالبانو
له لوړ پوړو مشرانو
سره خبرې وشي.
رحماني وویل ملاعمر تراوسه د طالبانو د
غورځنګ مشر دی او د سولې خبرې اوس باید په کوټه کې د هغه له مرستیالانو
سره وشي.
ډيلي
ټیلګراف ورځپاڼه لیکي، د امریکا د متحده
ایالاتو د دفاع وزیر رابرټ ګېټس د
روانی اونۍ په سر کې ویلي وو، چې ترهغو پورې
به د طالبانو مشران سولې ته
غاړه کښېنږدي، څو د دوی جنګي توان کمزری شوی
نه وي.
هغه په دې اړه چې ایا له ملاعمر سره د سولې
وړاندیز منطقي دی که نه؟
شک څرګند کړ.
د
طالبانو د رژیم بل پخواني غړي ملا عبدالسلام
ضعیف، چې نوم یې په تورلست کې
وو او څو کاله یې په ګوانتا نامو زندان کې
هم تېر کړي وایی، په ټولنه کې د
طالبانو د جذبولو دغه پلان ناقص دی او د
سولې د هلو ځلو مخه نیسي.
ملا
ضعیف وویل، امریکا په داسې حال کې د سولې
خبره کوي، چې له یوې خوا غواړي
طالبان په څو لیکو وویشی او ځینو ته یې د
پیسو ورکولو خبره کوي، خو له بلې
خوا دې هېواد ته نورځواکونه استوي.
هغه وویل، دا ټول سره په تناقض کې دي او په
دغسې یوه حالت کې هېڅ څوک نه شي کولای پرېکړه وکړي.
د هغه په وینا طالبان وایي، دا ټول د دوی په
وړاندې یوه دسیسه ده او هغه د دوی دریځ نورهم غښتلی کوي
مهرانه نمکین
کنفرانس بری تکمیل « دیورند پالیسی » و « فارورد پالیسی »
خواهرا و برادرای عزیز ـ
که مره بسیار تشویق کدین و عزت بخشیدین ـ
السلام علیکم و بسیار بسیار تشکر !
حالی چند عرض دیگه پیش آمده که به نظرم عاجل اس و گرنه ایقه زود فضولی
نمی کدم .
دنیا به کس اوسانه نمی گویه :
ده روی همی سایت هایی که راست و دروغ شان چندان معلوم نیس ـ خوانده
بودم که دنیا به سال 2012 پایان پیدا میکنه .
عزیزا ؛ میدانین ؛ به اِی حساب سر انگشتی ـ ما و شما تنها دو سالک دیگه
خواد بودیم و خوبی و بدی و شرافت و رذالت خواد کدیم .
مه ای گپه سر ازی که نقشه های کیهانی و ثبوت های بسیار داشت ؛ قبول نمی
کدم . به خیالم ـ مه که حالی 15ـ 16 ساله هستم ؛ پیش خداوند و آفریدگار
خود حق دارم که کم از کم 50 ـ 60 سال دیگه مره مهلت بته که زندگی کنم
واز شمال دنیا بهره ببرم .
ده همی چرت ها بودم که از زلزله « هایتی » خبر شدم ـ یک گوشه از دنیا
که ده ـ ساعت نی ـ ده دقیقه « کن فیکن » شد . هزار ها مهرانه و خورد تر
از مهرانه و بلکه هزارا آدمی و زنده جان به دنیا نیامده ؛ پیش ازی که
به دنیا بیاین ؛ از دنیا رفتن .
خدا مغفرت کنه مادر کلانمه ؛ یک ساعت هم قصه طوفان نوح و قوم عاد و
ثمود و همیطو چیز ها ره ماندنی نبود .
وقتی بریش می گفتن : کتی قصه هایت طفل هاره زهره ترق میکنی ؛ جواب
میداد :
تنها اونها که از قصه های مه زهره ترق نشون ؛ میتوانن ده اِی دنیا زنده
گی کنن ؛ مه قصه ایشه میکنم مگه دنیا حقیقتیشه نشان میته .
مادر کلان ده همطو وقت ها ماره مخاطب ساخته میگفت : بچه هائیم ؛ به هوش
باشین که دنیا به کس نه قصه میکنه و نه اوسانه می گویه !!!
کتی همی فکر ها و خیال ها ؛ « ویب نوردی » میکدم تا تازه ترین خبر ها و
مطالبه بری بابه جانیم جمع آوری کنم که گرمب و گرومب و انفجار و انتحار
ـ حزبستان و کابل جانه پُر کد ؛ مه هم که یک مشت اعصاب هستم ؛ درهم و
برهم شدم .
مه نی که هیچ کس حتی پدرجانیم نمی توانست بگویه که نفر بعدی که غرق خون
خود میشه و از دنیا میره ؛ مهرانه نخواد بود . ده همی حالت ناغلطی یک
سایت که اجازهء واز کدنشه نداشتم ؛ واز شده و یک صفحه ایش هم « Save
page as » گشته .
ده ای باره پسانتر گپ خواد زدم ؛ لیکن ظرف دو روز پس ازو واقعه ؛ هر چه
خبر ها و نوشته های سایت هاره به پدر جان بردم ؛ پیشانی شه باز کده
نتوانستم . دلیم تنگ شد و پرسان کدم :
بابه ! آیا همی درست نیس که طالب ها قدرت خوده به روی دنیا کشیدن و سبق
حسابی به دارو دستهء حاکم داخلی و خارجی دادن ؟!
خیلی تشویش داشتم که پدر ناراحت نشه و مخصوصاً قسمیکه باز با داد و
فریاد بالای مه و حتی لت و کوب کدنیم هم ـ تسکین پیدا نکنه . مگر نه !
به صحنهء نادیده و ناشنیده ای روبرو شدم ؛ ده اول لب های پدریم پریدن
گرفت و ده همو حالت با یک صدای نا آشنا و خفه گفت :
بچیم ! طالبِ چی ؟ نمی فامی ؛ بلا هایی هستن که (I.S.I) و (C.I.A) و
(M.I.6) و (mosad) نام دارن یا زیر همیطو نام ها پت هستن . اونها حالی
نام ملا و طالبه سرخود مانده ان و ما هم لوده لوده خیال می کنیم که چند
بچه مدرسه و خواستن خواه درس قرآن و دین و آخرت ؛ راستی راستی میتوانن
اینهمه شرارت بکنن !!
پس از اِی سخن ها که خیلی هم به سختی ادا کرد ؛ بابیم مثل طفل به هق
زدن افتاد . مه تا همی وخت گریه یک مرد ریش سفیده به همی شکل حتی ده
فیلم و ده خو هم ندیده بودم .
بعد چند ورق کاغذی ره که از سایت ها گرفته پرینت کده بریش داده بودم
همرای چند تا روزنامه به طرفیم قلاج کده گفت :
بدبختی ای ملت ـ اوقدر ها « طالب »! نیس ؛ کرزی و پاکستان و امریکا و
اون دیگه هاییکه در ظاهر می بینیم ـ هم نیس . بدبختی ما زیاد تر اینه
همی هاس ؛ همی نویسنده ها ؛ مبصر ها ، اکه عقل ها ، حزب ها ، رهبرا...
اگه همه طالب اس ؛ پس نفری ها کجاس ؟ :
یکیش سر ده گریبان نمی کنه که طالب طالب طالب یعنی چی ؟ اِی طالب از
کجا شد ؛ ده ای 1400 سال اِی طالب کجا بود ؟ اگه طالب ها اوغانک های
ناراض و غیرتی وآزادیخواه استن ـ خیر انگلیس پدر کُشته کجاس ؛ صیهونیست
های یهودی که امروز امریکا و جهان غربه اداره میکنن ، و ده کوه های
سلیمان و سپین غر و تور غر و دامنه های هیمالیا پشت « قبایل گمشده »
خود میگردن ؛ کجاستن ، پاکستانی های انگلیس ولد انگلیس ولد انگلیس و
بنت انگلیس و بنت انگلیس کجاستن ؛ هزار ها قاتل و جانی محکوم به مرگ و
حبس ابد کشور های اسلامی کجاستن که به نام جهاد برای افغانستان از
زندانها مرخص و راهی ای سرز مین بدبخت شده ان و هنوز راهی استن .
هزارها اولاد بی پدر و مادر و قاچاق شده و ولدالزنا که از بیچاره گی
گرفتار قروانهء سی چهل هزار مدرسهء شیخ و شیطان ده پاکستان و جاهای
دیگه شده با شستشوی مغزی به بمب و ربات و ماشین تبدیل شده میرن ؛
کجاستن ؟؟؟؟
به خیالم پدر تحت تأثیر درد و احساسات مرضی ؛ کمی مشاعر خوده از دست
داد و گفته رفت :
ده طول تاریخ ترور و ویرانگری و خود و دیگه هاره به خون و آتش کشیدن ـ
بوده ـ مگه هیچ وقت مثل امروز یک مشت حراف بی مسئولیت از اِی بیمار های
روحی و دیوانه های زنجیری « قهرمان » جور نکده ان ؛ کم از کم بیخ و
ریشه پیدایش و علت های بیماری ها و بیچاره گی هایشانه از یاد نبرده ان
!!
بچیم ! فیلم های وحشت هالیودی ره خو گاه گاهی دیدی ؟ حالی اوغانستان
صحنه پُر کدن یک سلسله فیلم های وحشت هالیودی دیگه اس ؛ حامد کرزی و
دارودسته ایش نقش های خوده بازی میکنن و پاکستانی ها و عرب ها و
اسرائیلی ها و امریکایی ها و انگلیس ها ... نقش های خوده !
اینطو مبصر ها و صاحب نظر های ما هم نقش مفت و مجانی خوده بازی میکنن !
فقط همین جه است که دلیم به کفیدن میرسه .
بیچاره مردم اوغانستان ؛ شب و روزه مقابل تلویزیون هایی که ده همو فیلم
وحشت هالیودی نقش و وظیفه دارن ؛ می گذرانن که شاید به حقیقتی دست پیدا
کنن ـ یک تعداد روزنامه می خوانن و یک تعداد هم به سایت و انترنیت چنگو
استن ـ دیگه ها شایعه پشت شایعه نوش جان میکنن که اکثرش زهر هلایل اس ـ
خواب آور ـ نی که مرگ آور اس !
گاهی دل آدم میشه که کاش همه اینها نبود ؛ فقط یک سخن حقیقت بود ـ یک
سخن بری زنده گی بود ـ یک سخن بری هدایت بود !!!
آخر کمی عقل هم خوب چیز اس !
آخر یک کمی عقل هم خوب چیز اس . همی هشت سال پیش اِیقدر صدراعظم و وزیر
و جنرال و نماینده خاص و فلان و فلان کجا بود که به قصه اوغانستان باشه
. ده 10 سال حتی از همو سگ های مین پال خود یکی ره ـ برای سیل و گشت هم
به خاک ما روان نمی کدن . حالی حتی گپ دیوانه های ما از ارزش افتاده که
قبول نداشتن اندیوالیشان روز جمعه تولد شده باشه ـ به خاطری که روز
جمعه رخصتی اس !
غیر « هله بدو که نمی دوی » چه می بینی؟
نه جمعه داریم ؛ نه عید و برات که فلان و فلان جناب از ای سر و از او
سر دنیا نیامده باشه .
نتیجه همه اِی سفر ها و بدو بدو ها چیس ؟
قصاب زیاد ـ گاو مُردار !
بد امنی بیشتر ـ بد روزی بیشتر !
البته بری ما و مردم های دور و پیش ما و او دیگه های که با خبر های ما
ترسانده میشن ؛ تا حق داری کنن ، اسلحه بخرن ، فرمان بر باشن ... ! ـ
لیکن نه بری خود شان !!!
طالبه بمان ! بن لادن کیس ـ القاعده چیس ؟ اِی مه نیستم که میگم ـ حالی
کلان کلان جناور های امریکایی داد و واویلا دارن که بن لادن ده « توره
بوره » خلاص بود ؛ قدر قدرت های ما نخواستن که او از بین بره !
بلی ، بن لادن که از بین میرفت ؛ باز اِی فیلم و سریال بی سر وپا چطو
میشد ، باز عسکر امریکا و دیگه ها چطو ممکن بود از پانزده ـ بیست هزار
به صد و صد و پنجاه هزار برسه ؟
« خدایا اوره که عقل دادی چه ندادی و اوره که عقل ندادی ؛ چه دادی ؟! »
دهان ما پر آو پر آو میشه که باش ؛ کنفرانس لندن است . مگه بهترین
هایشه ده بُن و توکیو و کجا و کجا ندیدیم ؟ اِی خو نامیش در سریش اس ؛
ده دوصد سال ما از لندن چه دیدیم که حالی ببینیم ؟!
اِی تکمیل یا قدمی بری تکمیل همو« دیورند پالیسی » و « فارورد پالیسی »
و « بفر استیت پالیسی » اس . نمیدانم خداوند چرا درخت عقل ره اینهمه از
نوع بشر و خاصتاً از ما دور نگهداشت . آرزو میکنم که بری موجودات مابعد
بشری اِی کیمیا ـ کم از کم مثل زردک ـ فراوان و آسان یاب باشه !
تا اینجه خشکی گلون بابیم خیلی زیاد شد . دویدم تا یک گیلاس آو بریش
بیارم . وختی آمدم دیدم وضعیش خرابتر شده ـ می لرزه و پشت تابلیت
میگرده . اول آو خورد و باز دوا ره زیر زبانش ماند و دراز کشید .
میخواستم آرامش بگذارم که متوجه شد و گفت :
دختریم ـ جایی نرو ـ میشه همی دمِ آخریم باشه ـ وارخطا نشو ـ مه مُردم
هم جایی نمی روم ـ ده خاک وطن مخلوط میشوم ـ هر مشت خاکه که برداری مره
بین ازو می یابی ـ مگه حالی بمان که گفتنی هایمه گفته برم .
نمیدانم میدانین یا نه که مه چه حال پیدا کدم ؛ مه نمی توانم ببینم که
بابیم پیش از خودیم جایی بره !
پدر مثل کسیکه به دهانش نصوار باشه ؛ میده میده سخن میگفت :
شاید شنیده باشی ـ یک معلم بوده که مشکلِ تلفظ داشته ـ « الف » گفته
نمی توانسته ـ لیکن به شاگرد هایش مکرر ده مکرر میگفته : مه « انیف »
میگویوم شما نبگوئین « انیف » ـ شما بگوئین « انیف » !
شاگرد های چوچه که مقصد معلم نجیب خوده نمی فهمیده ان ـ فقط هور هور می
خندیده ان !
حالی کسی است که مشکل تلفظ داره و « انیف » گفته میره و لیکن بیشتر ها
مقصد و مرض و غرض دارن که « انیف انیف .. » خوانده میرن ! یک غرض شان
هم ایس که : مُوده گیر کنن و از استعمال لغت ها و اصطلاحات میدیای
جهانی عقب نمانن !!
ده غیر ازو ؛ گپ چیس که از بام تا شام طالب طالب طالب گفته میرن ؟ آخر
پشت دروازه های اینها تقریباً همه روزه طالب های معصوم نمی آین که «
وظیفه ! » صدا کنن ـ از « ملا نوبتی » خبر بتن ـ « ملا امام پولی » و
پوست قربانی و ایطو چیز ها طلب کنن ؟؟؟
آیا همی طالب ها ـ همی معصوم ها ـ همی اولاد های قابل ترحم ما میتوانن
ای طو بلا ها باشن که می بینیم !
به لحاظ خدا ـ طالب مالب نیس ـ کمی نزدیک به حقیقتیش « آی اس آی »
پاکستان اس ـ القاعده اس !! اجیر جنگی مافیای پاکستان و شیوخ از خدا بی
خبر عرب و ملیاردرای امریکا و دُمبکی هایشان اس !!!
کاشکی کسی نبوغ به خرچ بته و یک نام با مسمی سرِِ ایها بمانه !
ریشه ها ره پیدا کنیم ـ
ریشهء « طالب! » ـ ریشهء « مجاهد » ـ ریشهء« سرباز خدا » ره :
پدر مثلیکه اندکی بهبود یافت ـ بر جای نشست و تند تند به مه دیدن گرفت
.
... دخترم !
یک گپه از خیلی وخت ها آرزو داشتم بریت بگویم ـ مگه می ترسیدم بچه گی
نکنی و از پیشت خراب نشه . حالی که افتو پشت کوه هستم ـ نمی توانم صبر
کنم . خوب ، توجه کو ـ چه می گوم !؟
بنی بشر تا جائیکه علما کشف کده ان ؛ از خیلی زمانهای دور و دراز به
ایسو به دو بخش تقسیم میشده :
یکی مردم ـ دیگری حاکم و بادار مردم . یکی دزد ـ دیگری کاروان . یکی
گرگ ـ دیگری گوسفندا .
حتی در نوشته ها و فرمانهای نه چندان دور ؛ از جمله ده بیاتات و پیام
های بنیامین محمد ظاهر پادشاه اخری و بابای آخری ملت اوغانستان شما
سراپا می بینین که مردمه « رعایا »ی خود یعنی گوسفندان خود خطاب میکنه
!
او تنها نیس ؛ کتابخانه های دنیا و ادبیات هزار سالهء خود ما پر از همی
خطاب ها به مردم اس . ای خطاب و نام و عنوان بری مردم اوقدر عام و
طبیعی بوده که بسیاری مقامات کلیسا « شبان و چوپان » معنی داره و مردم
از ناز و محبت هم که شده ـ بره های خداوند و بره های حضرت عیسی مسیح
خوانده میشون ـ حتی خود آن جناب ده صدر زیبا ترین لقب های خود لقب «
بره » ره داره !
به هر صورت ـ مردم به هزار ها دلیل ضرورت به ایمان دارن . ضرورت به
تکیه و توکل به یک مقام معنوی دارن که به عقیدهء شان پیدا کننده و مدد
کننده و جزا دهنده و نیست کنندهء شان اس .
ده گذشته هر قوم و قبیله خدای خوده داشت ؛ حتی یک قوم و یک گروه چند
خدا و از چند جنس و چند عنصر داشت . مهم هیچ وقت چند و چونیش نیس ـ مهم
ایمان است ؛ یک توانایی روحی که اتکا و اعتماد به نفس و یقین و خاطر
جمعی بری آدم می بخشه و آدمه از ضرر فضولی ها و پیش پزکی های عقل که
خاص بشر اس ؛ ده امان نگاه میکنه .
حتی ده ای سال های اخیر کشف شد که ده روی کروموزوم های بشر ـ « ژن
ایمان » وجود داره . معنای ای گپه پسانها خواد فامیدی . خو حالی فکر کو
که سبب الاسباب خدا جویی و مؤمن بودن و دست به دعای رزق و روزی و خیر و
برکت و نجات از آفت ها و بلا های آسمانی و زمینی داشتن ـ ده نهاد بشر
اس ! مثل رنگ پوست ، مثل دیدن و شنیدن ـ خوردن و خوابیدن و آشامیدن و
همه چیز های دیگه که ده موجودات حیه می بینی . ایطو چیز ها علم و دانش
و تحلیل و تبصره و امر و نهی کار نداره . هس که هس !!
مگه قدرت و ثروت و حاکم بودن بالای مردم ؛ آدمه دیر یا زود از خود
بیگانه میکنه . ده ای حالت و موقعیت شدت احتیاج آدمی به تکیه و توکل و
ایمان کم میشه ؛ چرا که آدمی حالا خوده ده ساحل عافیت و ازو هم ده جایی
بهتر حس میکنه . اون هموس که یکی دوتا از چیز هایی که گفتم و جمعن
غرایز نامیده میشون ؛ قوی و دیگه ها ضعیف شده میرون . از چیز هایی که
قوی میشه یکی غریزهء بلعیدن و شکار کدن و به دام انداختن و مطیع ساختن
است که ده مورد آدم ها تا حد تلاش و هنر و چل و فن برای خر ساختن و
سوار شدن مردم وسعت پیدا میکنه !
ده ای حالت زر و زور و قدرت و حکومت ؛ ظرف ایمان آدمی را اشغال میکنه ؛
ده نتیجه آدمی نه تنها بیخدا و بی مؤمن بهی میشه بلکه خودیشه خدا و
مؤمن بهی یعنی همو چیزی که میلیون ها زیر دستش شب و روز به دنبالش
میگردن ـ می بینه ـ یعنی خودیشه مالک و همه کارهء مردم فکر میکنه و اون
همو وختس که ای قسم قلدورا و جبارا دعوای خدایی میکنن . نمرود های کلده
و آشور ـ فرعون های مصر ـ امپراتور های روم و چین و جاپان قدیم و جاهای
دیگه دنیا ازی کار ها فراوان کده ان !
البته رفته رفته ای قسم دعوا هایی خدایی از رونق افتاده و ازی خاطر
حاکم های قدر قدرت بعد تر اندک اندک او ره پوشیده تر و ظریف تر ساخته
رفته ان ـ مگه ده اصل قضیه نه تنها تفاوتی پیدا نشده که شدت و لجاجت
اون بیشتر و بیشتر هم شده .
امروز ممالکی مثل امریکا و انگلیس تنها یک نمرود و فرعون ندارن ، طبقه
نمرود ها و فرعون ها و قارون ها و امپراتور های مالی و اقتصادی و نظامی
دارن .
اونها خوده خدایان زمین و زمان و گذشته و آینده و بر و بر و آسمان و
ورای آسمان فکر میکنن . اما مثل نمرود ها و فرعون های دنیای اولیه ساده
نیستن که اِی دعوی ها ره به طور عامه فهم و مستقیم بالا کنن . عمده
ترین راه های تطبیق و عملی ساختن و دوامدار کدن این داعیه ها ـ حالا
سازمان های جاسوسی و تبلیغاتی و شیوه های دیگهء سیاست و دپلوماسی اس .
یک طریقهء بسیار مؤثرش هم تجارت اس .
« ایمان » و « تقاضا » و « تجارت »:
میدانی ـ تجارت وختی رونق میگیره که تقاضا وجود داشته باشه ـ معلومدار
برای احتیاجات روحی و ایمانی ده دنیا عالمی از تقاضا وجود داره . سر
ازو حاکم های جهان امروز میتوانن به طور مصنوعی هم عالمی از تقاضا خلق
کنن .
از اینجاس که دکانها و سوپر مارکیت های دین فروشی و خدا فروش و مقدسات
فروشی باز میشه و بازار متاع های ایمانی از هر بازار دیگه گرمتر و سود
آور تر میگرده . از ای راه تاجر های ماهر محترم ـ هم پول و ثروت و قدرت
خوده افزایش می تن و هم سرِ دنیا و مردمانش خدایی خوده قایم و دایم می
فرماین !!!
مردم محتاج دین و عبادت و توکل و دعا و استرحام ـ ازیکه احتیاج دارن و
لیکن خود دارای امکانات تولید نیستن ـ همیشه اهل تقاضا و خرید بوده ان
و میباشن ـ به همی دلیل اهل سود و سرمایه ـ ای متاع هاره به کالا تبدیل
میکنن ـ به دکان و سرای و مارکیت می اندازن و فروخته میرن ـ اینحالی
اون که کتاب مقدس ، اسم الله ...، تمثال بگوان و آهورومزدا ...، تصویر
کعبه و صلیب ...، تسبیح ، زنار ، تعویذ ، طومار ، ضبط قرائت ، جای نماز
، برنامه های رادیویی و تلویزیونی دینی و مذهبی ، وعظ و زهد ...
میفروشه ـ حتمی نیس که خودیش هم مصرف کننده و مؤمن و معتقد به ای چیز
ها باشه . او اصلاً به فکر سود خود اس که مستقیم یا غیر مستقیم حاصلیش
میکنه .
اگه هدیهء کتاب و پول تمثال و تصویره از خود مشتری میگیره ـ پول
برنامهء رادیو تلویزیونی و خیلی چیز های دیگه ره از قدرت ها و منابع
فرمایش دهنده دریافت میکنه !
مگه مردم ده هر حال ـ مصرف کنندهء اینهمه متاع های ایمانی هستن ؛ اونها
مؤمن و معتقد و مخلص با اِی متاع ها عمل میکنن ـ پُشت اصلی و تقلبی و
بی خطر و زهریش چندان نمیگردن ـ ازونها حقیقتاً به حیث دارو و درمان و
شفا بهره می جوین ـ قوت و انرژی برای زنده گی و ثمر و سبب برای آرامش و
بهتری رزق و روزی و دفع بلا ها و آفات می گیرن و حتی با توصل به اونها
برای نزدیکی و وصال به مرکز عقیدتی خود استفاده میکنن .
به دلیل ناتوانی مردم ده تشخیص خوب و خراب و شدت احتیاجشان که توسط
تبلیغات هم مصنوعن حاد تر ساخته میشه ـ رفته رفته ای تجارت بسیار
پیچیده و بیحد کثیف میگرده .
ده قرون وسطی از تعالیم سراپا رحم و رحمت و شفقت حضرت عیسی مسیح ـ قدر
قدرت هایی کلیسایی چیزی جور کدن که تا به حال زمین و زمان از یاد آوریش
می لرزه !
شما جوان ها اگر هیچ چیز دیگهء تاریخ بشره نمی خوانین ـ باید تاریخ
کلیسا در قرون وسطی ـ تاریخ تفتیش عقاید ( انگیزیسیون ) و تاریخ جنگ
های صلیبی ره بخوانین تا کم از کم به خود قبولانده بتوانین که آدم
هستین و شیر آدم خوردین !
همی تجربه های کلان تاریخی بود که انگلیس ها و دیگه استعمار گرا ره
تشویق کد که نه فقط دین ها و عقاید مردمان کشور های مستعمره ره به مال
التجارهء خود تبدیل کنن بلکه از اونها اسلحه بسازن ـ اسلحه بیحد مؤثر و
فوق العاده مخرب !
چیزی ره که رابرت درایفوس ده کتاب بازی شیطانی (1) شرح میته ؛ جریان
همی مال التجاره و اسلحه ـ و فروشات و کاربرد های اونها ده دنیای ما
مسلمان هاس . مخصوصاً وطن بدبخت و بدروز و تباه و ویرانه و صغنهء خود
ما ذریعه همی تجارت و توسط همی اسلحه به ای حال افتاده و هنوز امید
رهاییش نیس که نیس ـ بلکه اکثر اکه عقل ها و مبصر ها و محقق های ما هم
چشمه پُت کده ان و دهنه واز ـ و حد اکثر بری رونق دادن همی تجارت پلید
و تقویت همی سلاح و لشکر مزدور استعمال کنندهء اِی سلاح ؛ گلو پاره
میکنن و بهتر از خود استعمارگرا و نماینده های شان ده منطقه ـ از همه
مهمتر پاکستان و اسرائیل ـ خدمت میفرماین !
شاید کسی بگویه ؛ خیر از دولت فاسد و دست نشانده حامد کرزی و دار و
دستهء جنگسالار و مافیاییش و از قوت های اشغالگر طرفداری کنیم ؟
پرسش خیلی ها خوب است ـ مگه جوابیش « هان یا نی !» بوده نمی توانه !
البته حیوانات تنها ده « حال » زنده گی میکنن ، پیش پای خوده می بینن و
نمیدانن که گذشته ای بوده و آینده ای هس یا شاید باشه !
بشر هم یک موجود حیه و صاف و پوست کنده یکی از حیوانات اس و تا وقتی که
ده « حال » زندگی میکنه ـ پیش پای خوده می بینه و به گذشته دیده نمی
توانه ؛ از حیوان بودنیش هیچ چی کم نمیشه ؛ مگه از بشر بودنیش اثری
باقی نمی مانه !
ما با گذشته و تاریخ خود بشر استیم!
ما با گذشته و تاریخ خود بشر استیم و بشر بوده می توانیم !
وقتی اِی حقیقته قبول کدیم به همونجه میرسیم که چار و ناچار باید برسیم
ـ در اونجه می بینیم که کرزی خودیش حد اقل « طالب » درجه 2 اس ـ و گرنه
سند مافوق درجه هم داره ـ به خاطری که یکی از اعضای پنجگانه بورد عالی
خادمان کمپنی نفتی یونیکال بوده تا همو بلای « طالب » نامه سر و سامان
بته و به قدرتی تبدیل بسازه که امنیت پروژهء عظیم عبور لوله های گاز
ترکمنستانه تضمین کده بتوانن .
باز مقام ارشد ده جهاد امریکایی و پاکستانی داشته ؛ جهادی که به شیوهء
پیشرفته تر از جنگ های صلیبی کلیسا در قرون وسطی سازمان داده شد تا
خرسه (2) به تلک بیارن که آوردن و به قیمت نابودی و بربادی وطن ما جنگ
سرده به فایده خود ختم کدن ؛ نفر های خوده ـ ده شوروی سرِ قدرت آورده ـ
اِی حریف کلانشانه تکه و تاراج فرمودن .
کرزی همونجه بود که حضرت بود ـ
که بن لادن بود ـ
که دیگه حضرات بودن ـ
که سرغنه های جهادی و طالبی بودن !
حالا هم چیزی نریخته ، نپاشیده ـ کرزی برادر ملا عمر اس و ملاعمر برادر
کرزی ـ چون ملا عمر برادر بن لادن است پس کرزی هم برادر بن لادن اس .
اما نه به شکلی که بهلول دانا برادر ساطان محمود بود !(3)
اما دعای سر هالیوده کنیم که ده سناریوی فیلم و سریال وحشتیش ؛ بری هر
کدام ایها نقش و رول قهرمان و بدماش و دلقک متفاوته داده ؛ همه نقش
بازی میکنن ـ مجبور و مکلف استن که نقش بازی کنن !
خوب ؛ باید یگان یگان خود مُرده ره هم به قربانی حساب کنن ـ بری ایکه
دعوی دارن که صحنه مجازی نیس ـ صحنهء جنگ حقیقی علیه تروریزم اس !
اگه دنیا موجود بود چند سال بعد که اسناد شبکه های خر دجالی از طبقه
بندی (4) خارج شوه باز یک یا چند رابرت دریفورس دیگه همه چیزه غلبیل
میکنه و نشان میته که در درون حکومت پنهان جهانی چه می گذشت و مقام
هالیود و فیلم های وحشت و بازیگر هاییش در او چه بود !؟
گرچه همی حالی هم اسناد کم نیس .
آثار مصطفی دانش (5) ـ ژورنالیست بین المللی همزبان ما مخصوصاً کتاب «
سوء استفاده از کلام خدا ـ خاور میانه در کوران بنیاد گرایی » او ،
کتاب « تلک خرس » (6) دگروال محمد یوسف افسر آی اس آی ، اعترافات
بینظیر بوتو ، نواز شریف ، نصیرالله بابر ، زبگنیو بریژنسکی و .. و ..
برای عقل سلیم و چشم بینای بشری کافی وشافی اس !
چیز هایی که به نظر میرسه بسیاری محققین و مبصرین و اکه عقل های ما
چندان میل ندارن به ایش توجه کنن ؛ ازیش استنتاج بفرماین و به جای
سناریوی هالیود و « کمیته 300 »(7) و حکومت پنهان جهانی ؛ سناریو و
برنامهء ملی و وطنی از خود درست نماین .
یک ذره شرم و ننگ و حیا هم چیز اوقدر کریه و کثیف و غیر قابل تحمل نیس
که بعضی ها به شدت ازیش میگریزن . خاصه که همین ها با گوش شنوا و چشم
بینا ده اون بیست سالی هم تشریف داشتن که ابلیس ها داد و وایلای «
اسلام ده خطر اس! » ره به راه می انداختن و از مجاهدان و مبارزان آزادی
افغانستان تا او سر کائینات تجلیل و تمجید میکدن و ده ای بیست سالی هم
تشریف دارن که همون مجاهدان و مبارزان « شر وفساد » و جنگسالار و
جنایتکار جنگی شده ان و تیکهء مندوی اسلام و آزادی و جهاد ! به « طالب
های کرام! » تعلق گرفته !
در ینجا بابیم آهی عمیق کشید و گلون تر کده ادامه داد :
جان پدر ؛ حتماً زمان های که به مکتب رفت و آمد میکدی ؛ دیدی که سگ های
کوچه به دلیل های مختلف باهم جنگ و جدل میکنن ....
***
خیلی ببخشین که مه تمام گپ های بابیمه اینجه آورده نمی توانم . او با
مثال ها و دلیل های بسیار کوشش کد تا مره کاملاً « خر فهم » بسازه . به
همی خاطر لازم نیس اِی گپ ها از مه او طرفتر بره !
چه میدانم ؛ هرچه نباشه بابیمه اس ـ قبله گاه مه اس ـ مگه شاید برای
شما پیرمردی باشه که بچه شده و از عقل مقل خلاص !
لیکن مه به همی عقل قاصر خود ـ تا جائیکه کتاب هایی مثل « تاریخ تمدن
اسلام » (8) ، « تاریخ قرون وسطی » ، « میراث خوار استعمار » و به تازه
گی کتاب « بازی شیطانی » ره نیم و نیم کله ورق زدیم خیال میکنم ـ بابیم
حق به جانب اس . باز خدا خبر ـ آخر کیس که بگویه دوغ مه ترش اس ؟؟!
هرچه بود ـ ده پایان متوجه شدم که بابیم رنگ و رخ تازه کده ؛ شاید به
دلیل ایکه خیلی زهریات وجودیشه بیرون ریخت ؛ چست و چالاک برخاست و به
مه گفت :
گپ ها کشال شد ؛ خدا میدانه که درست روی کاغذ آورده بتوانیش ـ مینوتیشه
باز به مه نشان بتی !
گفتم : بابه جان ! تشویش نکنین ؛ تمامیشه ده مبلائیم ضبط کدیم .
شادمانتر شد ؛ مره به آغوش گرفت و بوسید . چند لحظه پس دیدم که گوش چپ
به دست راست و گوش راست به دست چپ روی حویلی سپورت میکنه !
دلیم باغ باغ شد و به خود گفتم :
الحمدالله ـ خطر یتیم شدن از سریم گذشت !
این حالی بیائیم سر صفحه ایکه قضا فلکی ده کمپیوتر مه « Save page as»
شده . اِی صفحه از خاطری مهم شد و به ای بحث تلخ بابیم رابطه پیدا کد
که صفحهء سایت بسیار کلان « نهضت آیندهء افغانستان » اس .
از روی صفحه معلوم میشه که نشرات اِی سایت از سال 2005 شروع شده و حالی
به خیر سال پنجم خوده طئ میکنه . اگرچه سواد مه به فهم معنا و مصداق
دقیق « نهضت آینده » قد نداد بازهم خود کلمهء « آینده » ده حال و
روزیکه ما داریم ؛ چیز جذاب و غنیمت است و به قول بابیم فکر و ذکر ده
بارهء گذشته و آینده ـ اصلاً سند و ثبوت بشر بودن ماس!
با ایکه نمیدانم اِی « آینده » متعلق به پیش از سال 2012 اس و یا پس از
اون ! هرچه هس خوب اس و مبارک اس ـ بری فعلاً مه هموقدر دانستم که ده
آینده عوض مرامنامه باید بنویسیم « مرام نام ه » ـ یا « هیاهویی بسیار
برای هیچ » باید نوشته شوه : هی اهوی بسی ار برای هی چ و امثال اینها .
البته معلوم میشه که تمرین کده تمرین کده ده پنجسال گپ به همینجه
رسانیده شده و ده خود « آینده » حتماً تمامی کلمات فارسی و پشتو ...
مانند انگلیسی و روسی با حروف جدا جدا نوشته خواد شدن . به ای خاطر
باید امیدوار باشیم که « آینده » هست و غمِ همه چیزِ ازو خورده شده و
از جمله طریقه نوشتن و خواندنیش .
و معلوم میشه ـ که یک علت پسمانی و بدبختی ما هم همی چسپیده و ضیق
نوشته شدن کلمات فارسی و پشتو و زبانهای دیگه ما بوده !!!
خوب ازیها گذشته ؛ مه ده چهل پنجاه عنوانی که ده همی صفحه هس ؛ می پالم
که گپ هایی مثل گپ های بابیمه پیدا کنم تا معلوم شوه که « آینده » اِی
قسم گپ ها داره یا اِی قسم گپ ها ـ آینده !؟
و من الله التوفیق
مهرانه نمکین از شش درک کابل جان ـ چار راهی آیساف ـ
قریب میانهء شائین ارگ جمهوری اسلامی و سفارت کبرای امریکای بزرگ
------------------------------------------------------------------------------------
1 ـ کتاب « بازی شیطانی » تألیف ر. دریفوس ژورنالیست نامدار امریکایی
تا کنون دو بار به زبان دری فارسی ترجمه شده و آخرین ترجمهء آن هم
اکنون در بخش « اطلاعات هفتگی » سایت وزیت « آریایی » قابل دسترس
میباشد .
این کتاب اساساً بر وفق اسناد از طبقه بندی خارج شده و یا به بیرون درز
کردهء یک قرن و نیمهء سازمانهای جاسوسی انگلیس و امریکا و دیگران تألیف
شده است .
2 ـ « خرس » استعاره ای رسا از اتحاد شوروی و روسیهء فدراتیف در
مطبوعات و ادبیات غرب است و به قیمت هدر رفتن خون ها و جان های فرزندان
ملیونی افغانستان و تباهی غافلانه و تحمیلی این سرزمین ؛ اکنون شامل
ادبیات مکتوبی و روایی سراسر جهان شده است .
3 ـ بهلول دانا شخصیت زاهد ، وارسته ، دانا و با نفوذ معنوی عظیم بین
مردم عصر سلطان محمود غزنوی بوده است . سلطان محمود که به گفتهء خودش
تیغ از بهر عباسیان بر کشیده و در سراسر قلمرو خلافت قرمطی می جست و
قرمطی ( مخالف سیاسی و اپوزیسیون عباسی ) می کُشت ؛ ناگزیر در برابر
بهلول تمکین کرد و به خاطر عوامفریبی او را برادر خواند .
معروف است که روزی سلطان مقتدر ـ بهلول را در بیابانی دید و پرسید که
آنجا چه میکند ؟
بهلول جواب داد :
چون برادر سلطانم ؛ مساحت کردم که از املاک سلطانی چه مقدار حق من
میشود .
سلطان در حضور خدم و حشم گفت :
به شرطی که درست مساحت کرده و عادلانه قسمت نموده باشی ؛ بگو ؛ ببینم
سهم هرکدام ما چقدر شد ؟
بهلول جواب داد :
ذات همایونی خاطر جمع باشند ؛ حساب ـ هم دقیق است و هم عادلانه ! از
تمام املاک شاهنشاهی ؛ 3گز سهم من شد و 3 گز سهم سلطان ؛ باقی نه از من
شد و نه از سلطان !!!
4 ـ شبکه های جاسوسی و ضد جاسوسی اساساً پنهان کار میباشند ولی کلیه
اسناد خود را ثبت و ضبط میکنند و تا زمانیکه افشای این اسناد به فعالیت
ها و همکارانشان ضرر میرساند ؛ محرمیت آنها را حفظ میدارند .
هرگاه کسی محرمیت این اسناد را نابهنگام از بین ببرد و یا آنرا به دست
دشمن قرار دهد ؛ « جاسوس » خوانده شده و شدیداً مجازات میگردد .
از این لحاظ خصم مداوماً تلاش می کند تا به اسناد محرم طرف مقابل خود
دسترسی پیدا کند و گاهی موفقیت این تلاش پیروزی های عظیم و فیصله کن
رزمی و سیاسی را موجب میگردد .
البته اسناد محرم همه دارای یک درجه نیستند و حسب اهمیت طبقه بندی
میشوند ؛ هم در مکان مناسب و هم طئ زمان مناسب حفاظت میشوند . به همین
دلیل تاریخ حقیقی تا زمانیکه تمامی اسناد محرم یک دوره از طبقه بندی
خارج نگردد ؛ تألیف و تکمیل شده نمیتواند .
برای ملل معروض به دسایس عظیم استخباراتی مانند افغانستان ؛ تلاش و
فداکاری برای به دست آوردن و فاش کردن اسناد استخباراتی مخاصمان و
مهاجمان ضرورت حیاتی دارد و اما دسترسی به اسناد استخباراتی از طبقه
بندی خارج شده نیز دارای اهمیت سیاسی و تاریخی غیر قابل اندازه گیری
است .
البته برای انسان های چنین سرزمین نه برای دام ها و احشام آن !!!
5 ـ مصطفی دانش شخصیت معروف ژورنالیزم بین المللی است . او طئ سالها ی
جنگ سرد یعنی چهار دهه گذشته بیش از 70 سفر پر بار و پر حاصل
ژورنالیستیک در افغانستان داشته و آشنایی و تسلط شگرفی بر حقایق این
دوران تاریخ افغانستان دارد .
6 ـ کتاب « تلک خرس » اثر دگروال محمد یوسف همان افسر آی اس ای پاکستان
است که در دوران « جهاد » خود متصدی همه جانبه امور « جهادیان » در آس
اس ای بود . او پس از ترک استخبارات نظامی پاکستان یا طرد از آن ؛ این
کتاب را منحیث خاطرات خود تألیف کرد ؛ اما به مثابه شهکاری های خود و
یاران افغانی و عربی ...اش و اقامه دعوی برای استحقاق جنرالی و مدال
های عالیه .
ولی اتفاقاً کتاب بر عکس آنچه معنی میدهد که مراد نویسنده آماتور و غیر
حرفه وی آن است . کتاب خاطرات نی که اعترافات است و به روشنترین وجهی
نشان میدهد که آی اس آی و نوکرانش کی ها بودند ، چه ها کردند ، چه ها
میکردند ، چه نسبتی با اسلام و مقدسات و افغانستان داشتند و لابد
همانان اند که امروزه هم فیلم وحشت هالیودی را بازی میکنند !!
این کتاب را یک هموطن پردرد و با احساس ما با مقدمه سخت پرارج و آتشین
خود به دری برگردانده و بر آن نام « فاجعهء قرن » داده است !
7 ـ « کمیته 300 » کتاب یک ژور نالیست و محقق نادره دیگر است که از
حکومت پنهان و اندر گروند جهانی با شرکت ملیاردران اروپایی و امریکایی
سخن میگوید و از چیز هایی پرده بر میدارد که انسان را از هوش می برد .
« سیاست پردازی و نیرنگ » تکمیلهء بعدی همین کتاب است و نویسنده متعهد
شده است که جریانات افغانستان و جهادیان و طالبان و القاعده را در جلد
بعدی ارائه خواهد داد .
8 ـ منظور مهرانه جان « تاریخ تمدن اسلام » تألیف محققانه ، بزرگ و
معتبر جرجی زیدان است .
|