|
دسالنګ د دردوونکي پېښې په اړه
د افغانستان د هېوادملي
ګوند درییس دخواشينۍ پېغام
کابل-افغانستان
په ډېرې خواشینۍ خبر
شو چې د سالنګونو او په ځانګړي توګه په جنوبي سالنګ کې د واورو د
ښوېېدنو له امله زموږ ډېری هېوادوالو ځانونه لاسه ورکړی دي.
انا لله و انا الیه
راجعون
دسالنګ دردوونکي
پېښه څو ورځې د مخه هغه وخت را مېنځته شوه چې د هېواد له مختلفو شمالي
ولایتونو څخه زموږ هېوادوال د کابل په لور روان ول او په جنوبي سالنګ
کې پرې واورې و ښوېېدلې.ددې پېښې په پایله کې یو شمېر سرویسونه او نور
لوی او واړه مسافر وړونکي موټرونه څه له لارې بې لاری شول او کندوته و
غورزېدل ،څه نورتر واورو لاندی شول او په ټپه ودرېدل او څه نوروته
لاره بنده شوه او د وړاندې تګ امکان یې له لاسه ووت. له دې امله زړه
بوږنونکې پېښه رامېنځته شوه او د خبرونو پر بنسټ زموږ د وطنوال نږدې
پنځوسووتنو د شهادت جامونه وڅښل چې په هغو کې د ښځو او ماشومانو شمېر
هم لږ نه ول.همدارنګه یو شمېر نورپه مختلفو ډولونو ټپيان شوي دي.
دافغانستان د هېواد
ملي ګوند پر دې غمجنې پېښې د زړه له تله خواشيني څرګندوي او دیوه فعال
سیاسی ګوند په توګه خپل دریځ داسې څرګندوي چې دا دردوونکي پېښه د سیمې
د دولتي مسوولینود پوره بې پامۍ نښه ده ځکه چې سالنګ نه نوې لاره ده
اود وارو ښوېېدنه په دې لاره کې نه څه نوې خبره.مسوولین ډېر ښه پوهېدل
چې هره شېبه د پېښې امکان شته مګر دوې هېڅ مخکینی تدابیر نه ورته لرل.
دافغانستان د هېواد
ملي ګوند مشرتابه،په داسې حال کې چې د پېښې دشهیدانو روح ته دعا کوي د
زیانمنو او هغو کورنیوسره چې خپل خپلوان او اړوندان یې له لاسه ورکړي
کلکه همدردي کوي او ورته دزړه صبر غواړي،هیله کوي چې د افغانستان
اسلامی دولت په دې مناسبت ملي ماتم اعلان کړي اواړوندو مسوولینو نه هم
کلکه پوښتنه وکړي.
دبېښې دشهیدانو روح
دې ښاد وی
غلام محمد جلال
دافغانستان د
«هېواد
ملي ګوند»
رییس
حزب ملی
هیوادافغانستان ده هزار تذکره از اعضای خود را جهت راجستر دوباره
آماده کرد
نوید
روز:یک منبع از هیات رهبری حزب ملی هیواد افغانستان به سایت نوید روز
خبر داد که سازمان های این حزب در مرکز و ولایات افغانستان جهت ثبت و
راجستر دوباره حزب ملی هیواد افغانستان بیش از ده هزار امضا و تذکره
را از اعضای حزب ملی هیواد افغانستان جمع اوری نمود و عنقریب به وزارت
محترم عدلیه کشور تقدیم می نماید.تا آن مقام مطابق به قانون جدید احزاب
سیاسی در ثبت وراجستر حزب ملی هیواد افغانستان توصل ورزد.در قانون
جدید احزاب سیاسی آمده است که هر حزب سیاسی باید جهت راجستر دوباره خود
به تعداد ده هزار تذکره را جمع اوری و به وزرات محترم عدلیه افغانستان
تسلیم کند.گفتنی است که حزب ملی هیواد افغانستان از جمله پرنفوس ترین
احزاب سیاسی در افغانستان است که در اکثر ولایات کشور شورای ها و
سازمان هایش را ایجاد کرده و مصروف فعالیت های گسترده سیاسی می
باشد.حزب ملی هیواد افغانسان حزب مترقی ودمکراتیکی است که معتقد به
دموکراسی و ازادی های فردی و اجتماعی در افغانستان بوده و دراین راستا
پلاتفورمی متکی بر عدالت اجتماعی،برابری میان انسان ها و مصالحه ملی را
تدوین و رویکار دارد.
حز ب ملی هیواد افغانستان تحت رهبری غلام محمد جلال که موسس
و آساس گذار ان است، فعالیت می کند.این حزب که امروز خود را به قوام
نزدیک کرده امید دارد که به فضل خدا ج و همکاری مردم افغانستان در
سیستم آینده سیاسی کشور نقش خود را بیشتر از پیش ایفا نمایند.
اعضای حزب ملی هیواد افغانستان ارزو دارند پروسه ثبت جدید
حزب هر چه زودتر انجام یابد تا حزب بتواند بر معیار های جدیدی فعالیت
های خود را عیار نموده و در ویرایش سازمان ها و حلقه های حزبی خود
بپردازد.
گزارش خبری بررسی استراتژیک از
اوضاع افغانستان
بررسی استراتژیک/
فرمانده
نيروهاي مشترك آمريكا و ناتو در جبهههاي افغانستان روز جمعه بار ديگر
به
رسانههاي
آمريكايي گفت كه هنوز نميتوانم بگويم كه اوضاع در افغانستان
بهتر شده است.استانلي مك كريستال گفت: گرچه شرايط
امنيتي در افغانستان به وخامت گذشته نيست، اما هنوز نميتوانم بگويم كه
در
جبهههاي
نبرد برتري مشخصي به دست آمده است.مك
كريستال كه اوباما بنا
بر
ارزيابيهاي او از وضعيت جبهههاي افغانستان و درخواست وي مبني بر
افزايش نيروهاي آمريكايي در افغانستان، ماه گذشته فرمان اعزام
۳۰هزار
نيروي تازه نفس به اين جبههها را صادر كرده بود در گفت وگو با
خبرنگاران
اظهار داشت
كه نيروهاي آمريكايي پيشرفتهايي در اين جبههها به دست آورده
اند.
وي افزود:
در مقايسه با احساسي كه در تابستان سال گذشته داشتم خوشبيني بيشتري
نسبت به آينده اين نبرد
۹ساله
پيدا كرده ام.
اين
سخنان مك كريستال در مغايرت كامل با نظر برخي مسئولين دولت افغانستان و
كشور -هاي ديگر است كه نفوذ نيروهاي طالبان در منطقه را رو به گسترش
توصيف
كرده و
معتقدند كه شرايط نيروهاي خارجي در اين جبههها وخامت شديد تري
پيدا كرده است.
این
در
حالی است که به گزارش خبرگزاري فرانسه، تعدادي از
مقامات نظامي افغانستان از احتمال حمله گسترده نظامي با پشتيباني
نيروهاي
خارجي به
ولايت هلمند در جنوب اين كشور خبر داده و گفتند كه اين عمليات
نظامي مشترك با هدف نابودي كامل نيروهاي شبهنظامي طالبان در منطقه و
بيرون راندن آنها از هلمند انجام خواهد شد. روزنامه ديلي تلگراف انگليس
نيز
امروز جمعه در گزارشي نوشت كه ژنرال "نيك كارتر " يكي از مقامات ارشد
ارتش انگليس و فرمانده نيروهاي انگليسي در اين عمليات نظامي مشترك با
اشاره به اين كه اين عمليات نظامي، بزرگترين عمليات مشترك نيروهاي
خارجي و
افغاني در
هشت سال گذشته در افغانستان است گفت كه بيش از 15 هزار نظامي در
آن
شركت خواهند كرد و با حمله به شبهنظاميان طالبان در هلمند، آنها را
متلاشي و از منطقه بيرون خواهند نمود. يكي ديگر از نظاميان ارشد انگليس
به
نام ژنرال
"نيك پاركر " معاون انگليسي استنلي مك كريستال فرمانده نيروهاي
خارجي در افغانستان گفت كه افزايش نيروهاي ارتش انگليس در اين كشور در
واقع براي متلاشي كردن هسته مركزي طالبان و همچنين از بين بردن نيروها
و
فرماندهان
ارشد اين گروه شبهنظامي است. وي در ادامه سخنانش گفت كه بزودي
هزاران تن از نيروهاي انگليسي و نظاميان ارتش آمريكا و همچنين نظاميان
افغانستان، در يكي از بزرگترين عملياتهاي نظامي عليه نيروهاي
شبهنظامي
طالبان، به
نيروهاي باقيمانده آنان در مخفيگاههايشان در ولايت جنوبي هلمند
حمله خواهند كرد. اين مقام بلندپايه ارتش انگليس با اشاره به اين كه
اين
عمليات
نظامي يكي از بزرگترين عملياتهاي نظامي در سالهاي اخير است گفت
نيروهاي خارجي و افغاني در عملياتي موسوم به "عمليات مشترك " بزودي به
گروه طالبان در هلمند حمله خواهند كرد و آنها را از اين منطقه بيرون
خواهند راند
پیش
از
این ایسنا گزارش داد که عمليات مشترك" با بيش از 15 هزار نيرو آغاز
خواهد شد. هدف اين حمله پاكسازي منطقه مرجاه و نادعلي در ولایت هلمند
از
حدود 1000
شبه نظامي است.
بنا به
گفته اين مقام نظامي انگليس در
افغانستان، به علاوه 3000 سرباز انگليسي در اين عمليات، نيروهاي ويژه
به
همراه
نيروهاي ايساف و ديگر نيروهاي حمايت خارجي و ائتلاف به استان هلمند
اعزام خواهند شد.
اين مقام
نظامي انگليس گفت كه اين عمليات بزرگتر از هر عملياتي است كه پيشتر
انجام شده است.
از
سوي
ديگر خبرگزاري رويترز گزارش داد كه نيروهاي انگليسي عملياتهاي پيش
آمادگي را براي انجام اين حمله گسترده در ولایت هلمند انجام دادند.
ډاکـــټـــر صلاح
الــدیـــن سـعــــیـدی
- سعید افغانی
مـــصـــالحه بــــا کــــې؟
هموطنان و خوانندګاه ګرامی،
مطلب طویل را تحت عنوان ( د مخالفینو او طالبانو سره خبری اتری، جوړه
او روغه یعنی څه؟) به زبان پشتو روی دست داشتم. مطالب آن تا حدی زیادی
تکمیل شده بود و آنرا میخواستم نهایی ساخته و به نشر ارسال کنم. با باز
کردن سایت وزین افغان جرمن آنلاین توجه ام را عنوان مصالحه با کې؟
نوشته خانم لینا روزبه - مؤرخ ۳/۲/۲۰۲۰ جلب کرد. خانم لینا روزبه
در نوشته های خویش همیشه موضع ګیری های واضح و رسا دارند از مطالعه
آنها مستفید میشویم. میخواهم به یک مطلب این نوشته که تشویش تقریبا
تعداد زیادی افغانها است کم مکثی داشته باشم.
(... بیاد داشته باشند که زنان افغانستان که بیش از پنجاه فیصد جمعیت
آن کشور را تشکیل میدهند به هیچ وجه خواهان زندګی تحت سلطه رژیم طالبان
که افغانستان و جهان آنرا برای پنج سال تجربه نموده است - نیستند.
آوردن طالبان به افغانستان به معنی بستن دروازه ها بروی انکشاف و
شګوفایی، پایمال ګردیدن حقوق زنان، آفتادن امور سیاسی افغانستان بدست
پاکستان و عربستان سعودی و بازګشت به وحشت و عقب ماندګی خواهد بود. ...
نه از طریق مصالحه با طالبان بلکه مقابله شدید و پاکسازی مناطق جنوب
.... لینا روزبه - افغان جرمن آنلاین – مصالحه با کی؟ مؤرخ ۳/۲/۲۰۱۰ ).
با
مطالعه نوشته و مضمون بالا تصمیم ګرفتم نام نوشته خویش را به نحوی
بالا تغییر داده، مختصر سازم و اینک افکار وفهم خویش را درین رابطه با
شما احترامانه ذیلا شریک سازم.
اولتر از همه در رابطه به حقوق زن از نګاه و موضع دین مقدس اسلام کتب
زیاد نوشته شده و نوشته اخیر جامع از محترم امین الدین سعیدی تحت عنوان
مقام زن در اسلام است که در مورد تفصیلا ت خوب دارند. مقام و رسالت زن
در خانواده و جامعه رسالت است که در موارد زیاد قایمقام ندارد. زن
مادر است، زن خواهر است ، زن همسر و شریک زندګی است و از دامن زن مرد
به معراج رسیده. اینکه فهم و عمل حرکت طالب درین راستا چګونه بود و یا
فهم شان در عمل چګونه منعکس شد ویا اینکه شرایط چیزی دیګر را تحمیل
کرد بحث است مستقل. اما موضع دین مقدس اسلام
روشن و هویدا است که مطمینا منظور خانم لینا روزبه نیز به این توضیح و
به این منوال مثبت خواهد بود.
اما آنچه آمدیم در رابطه
به مصالحه باید ګفت که با تأسف در کشور ما در مفاهیم اصطلاحی یک سلسله
واژه ها و اصطلاحات توافق وجود ندارد و هرکس از خود تعبیر از مفاهیم
واژه های سیاسی روز را دارد. این حالت و یا هم در واقعیت موضع ګیری
مطابق فهم ما سبب ایجاد تشویش هاو سروصدا های موجه و غیر موجه ګردیده
و سبب سؤتفاهمات وسیع میګردد.
فهم دقیق از معانی
اصطلاحی دیموکراسی، آزادی، نوعیت نظام های سیاسی، سیکولاریزم،
انتخابات، انتصاب و انتخاب افراد، تعاریف حکومت و وظایف ارګانهای
دولتی، شرکت های تجارتی و اینکه انجو شرکت تجارتی است و یامؤسسه خیریه،
اقتصاد بازار آزاد، سیاست اقتصاد مختلط، مذاکره و مصالحه سیاسی،
اپوزیسیون، مخالف، دشمن، حزب، سازمان، جمعیت، حرکت سیاسی و دهها واژه
و اصطلاح سیاسی و اقتصادی است که در فهم تعاریف اصطلاحی، حدود و
ثغور آن در موارد تفاوت های فاحش به ملاحظه میرسد. اینکه هر لغت، واژه
و اصطلا ح از خود تذکره دارد و معانی لغوی تغییر نمی کنند اما مفاهیم
اصطلاحی به مرور زمان متغییر اند بحث است مستقل و وسیع. این حالت در
رابطه به فهم متفاوت از واژه ها و اصطلاحات روز چنانچه ګفته آمدیم
حداقل سبب سؤتفاهم و درموارد ضیاع وقت و حتی مناقشات جدی و جدال ها شده
و میګردد.
اما من درین نوشته بیشتر به فهم خویش از مفاهیم اصطلاحی مفاهمه،
مذاکره، مصالحه و آشتی متمرکز میشوم.
دولت افغانستان و
مسؤولین حکومتی و مأمورین بلند پایه وزارت امور خارجه افغانستان مصالحه
با مخالفین را در موارد زیادی مذاکره و مصالحه به مخالفین سیاسی به
شمول مخالف مسلح، اپوزیسیون سیاسی وکسانی که در خط دولت قرار ندارد
خلط و مزج میکنند. هدف شان چنانچه به کرات اظهار داشته اند: این است که
مخالفین باید سلاح خویش را به زمین ګذاشته و به زندګی عادی تحت زعامت
شان بازګردند. این مسؤولین این سیاست را درموارد زیاد با تطمیع پولی
و دادن چوکی های دولتی خلاصه نموده و تعجب میکنند که از این تلاش های
شان از سال ۲۰۰۳ تا حال کدام نتیجه مطلوب نه ګرفته اند. مخالفین را به
مخالفین خوب و بد تقسیم نموده و خط کشی های خویش را دارند. مسلم این
است بخش بسیار بسیار کوچکی و فرصت طلب مخالفین به این پیشکش های
مادی جواب مثبت خواهند داد اما تأثیرات جانبی این پیکش دولت کشنده و
خراب کننده است. اګر تقسیم بندی حکومتی را قبول کنیم برای شان باید
خاطر نشان سازم که این حالت و کسانی که برای پول و چوکی به مفاهمه
حاضر شوند آنها میتوانند برای پول و چوکی دست به اعمال خطرناک بعدی
دیګر نیز متوصل شوند. بیاد باید داشت که مخالف خوب در کابل نشسته و در
پارلمان دست بالا و پایین میکند. جنګ را به اساس تقسیم بندی حکومتی
همان مخالف بد میکند. لذل به این تدبیر و این پیکش
منحیث برنامه عمده متمرکز شدن امر
خطاء و غیر دقیق.
سوال مطرح میګردد که مشکل افغانستان قبل از همه مشکل سیاسی است، یا
اقتصادی و نظامی؟
به فهم ما مشکل افغانستان
قبل از همه مشکل سیاسی است تا اقتصادی و نظامی. لذا تکیه کردن به پیش
کش های اقتصادی و نظامی مشکل ما را حل نمی کند.
سوال مطرح میګردد که مفاهمه، مصالحه و مذاکره به چه معنا است؟ و مذاکره
و مصالحه با کی؟ مصالحه وګذشت در برابر چه؟ حدود وثغور این ګذشت چیست؟
سوال مطرح میګردد آیا ګزینه و الترناتیف خوب دیګر غیر از مصاله و
مذاکره تعریف شده وجود دارد؟
علت تشویش مردم و علت ترس از مذاکره و مفاهمه در چه نهفته است؟
مسلم این است که حد اقل مردم و کشور ما دربیشتر
از سه دهه اخیر قربانی جنګ خانمان سوز ګردیده، میدان مسابقات و زور
آزمایی های دیګران شده و قربانی دادند. در موارد هم فرصت های خوب
ازدست رفت. آنها ﺋیکه توانایی فکری ، فهم مسلکی و احساس خدمت به وطن
دارند تا حال به نیرنګ های زمانه آنقدر آشنا نه شده و یا نمی خواهند به
نیرنګ های زمانه آشنا شوند تا در تعیین سرنوشت کشور سهم داشته و فهم
خویش را درین راستا مؤثر بخرچ داده بتوانند. انسانهای های چالاک و
فریب کار توانسته اند با بدست آوردن اعتماد مراجع معیین بین المللی و
به هر در و دیوار زدن و به هر قیمت خود را به این جاء و آنجا رسانیدن،
امکانات و شرایط مالی و مادی و سیاسی را بدست اوردند اما کار خدمت
برای ملت و توانایی حل مشاکل راندارند.
بخش از اراده های خوب و بخش از افراد مستعد در
سیستم بد کار از دست شان ساخته نیست.
به هر صورت واپس به صورت
مشخص به امر صلح ، مصالحه و مذاکره و فهم ما در مورد.
زمان ثابت ساخته و ثابت
خواهد ساخت که یکه تازی و سیستم های توتالیته راه حل نیست. به موفقیت
های زود ګذر نباید مغرور شد. مسلم است که تا زمانیکه در ستیج سیاسی
کشور نماینده های نیرو های واقعی جامعه موجود نباشند در آن کشور و
جامعه صلح دوامدار قایم شده نمیتواند. مسلم این است که ستیج سیاسی
کشور خلا ها و شګاف های عمیق دارد. ستیج سیاسی کشور جوابګو واقعیت های
جامعه نیست. توازن در ستیج سیاسی کشور وجود ندارد.
ما برای بیرون رفت ازین وضع چه ګزینه های در پیش داریم:
مثلا ارزش، نسخه و برنامه داریم و برای تحقق آن کار
میکنیم. مقابل و یا ګرو ه های سیاسی دیګر نیز در جامعه ما ارزش ها و
برنامه های دارند و برای تحقق آن کار میکنند. ما بخاطر تحقق برنامه های
خویش میتوانیم با سلاح، با تفنګ و تانک ویا هم با قلم ، با عقل و منطق
و راه مردمی و قبول شده جوامع بشری کار کنیم.
هدف رسیدن به صلح پایدار و ختم برادر کشی و
اعمار جامعه مرفه وانسانی. هدف
جستن و پیروی از راه های که زمینه های حاکمیت بر قلب ها را آماده سازد.
هدف تجرید عناصر که خراب کار و
فتنه ګر اند از ملت ومردم. هدف قطع
دست بیګانه و امکانات عملی شان. هدف
صلح مستند بر اصول انسان قابل قبول برای انسان.
هدف توافق بر قواعد زندګی مشترک در
کشور مشترک ما و روشن ساختن قواعد زندګی مشترک سیاسی در عین حال که
تفاوت در نسخه ها وجود داد. وسیله
مفاهمه، مذاکره و مصالحه. وسیله
عقل، منطق انسانی، علم و برخورد فرهنګی، تدبر و تعقل و تفاهم نیک.
درین راستا قابل دقت است
اګر ما مثلا خود را یګانه موجود و واقعیت سیاسی کشور بدانیم و برای
تحقق برنامه و مشی خویش مثلا بر پا کردن مثلا امـــارت اسلامی
اولتیماتم و شرط نهایی بګذاریم یا راه ما را همه ملت قبول کند یا هم
بمب میګذاریم و از سلاح استفاده میکنیم تا اهداف خویش را برآورده
سازیم.
ما و یا عده به این
معتقدیم که دین از سیاسیت جدا و ما نظام سیکولار میخواهیم و حق قضاوت
تمام ملت را به خود متعلق ساخته و از همه میخواهیم که از ما پیروی کنند
و این را آزادی بهتر، دیموکراسی و تجویز(تطبیق) آنرا برای همه و کشور
خویش میکنیم.
ما و یا عده میګویم که
مردم ما مسلمان است و حکومت دیموکراتیک باید از همان ارزشهای دفاع و
حمایت کند که ازرشهای مردمی است و این واقعیت را همه بدون قید و شرط
قبول کنند در غیر آن افراطی است و باید به زندان ګسیل شده و مورد پیګرد
قرار ګیرد. این و چندین روش، اندیشه، نسخه ، تفکر و راه های حل برای
مسایل مطروحه کشور و امرصلح.
حالا سوال مطرح میګردد که آنهاﺋیکه برنامه های را مطرح کرده اند برای
تحقق آن چون ازطریق مسالمت آمیز ، انسانی و متمدن امکانات تحقق ندارند
و به سلاح دست برده اند و خود را کل واقعیت جامعه میپندارند نه جزء
چه راه را باید در پیش ګرفت. یکسره زور و تفنګ. پس فرق خوب و خراب و
فرق عاقل و نادان، فرق هوشیار و کم فکر در چه شد؟
راه که باید با نظر و
موضع که غیر از موضع و نظرماست و در مقابل ما قرار دارد - تا پایان
مسلحانه جنګید تا به نابودی یکی بانجامد و یا هم راه نشست و پیکش کردن
صدای صلح نه به معنی ګذشت از اصول بلکه برای توافق ممکن به امر خیر.
توافق مبنی براینکه بیاﺋید در مورد خانه مشترک و کشور خویش با هم
مصالحه، مذاکره و تفاهم نمایم که برای صحت و عدم صحت، برای ګرفتن
اتوریته سیاسی صحت و یا هم عدم صحت اندیشها و نسخه های خویش عوض سلاح
ګرفتن و استعمال زور به ملت مراجعه کرده - از روش های حیوانی نی بلکی
متمدنانه از وسایل که بشریت به آن بعد از پیچ و خم های زیادی متوصل شده
و رسیده و مطابق به آیه متبرکه - و امرهم شورا بینهم – کار و امور
مسلمانان دربین شان به مشوره حل و فصل میشود – عمل نموده و از برادرکشی
و خراب کاری دست برداریم.
پس مصالحه، مذاکره و مفاهمه ګذشت از اصول نیست. قبول و یا رد طرح و روش
مقابل نیست. به قدرت
رساندن کسی در
افغانستان نیست. دادن چوکی دولتی و ګرفتن آن از مرجع که صلاحیت آنرا
ندارد - نیست. تقسیم پول و رشوه نیست. توافق بر بریدن سر و دست به کارد
و چاقو تیز و کند (بضم کاف) نیست. توافق به آی اس آي و القاعده نیست.
مصالحه بخشیدن خون احمد برای محمود از جانب حامد که شخص ثالث است
نمیباشد. مصالحه
پروسه است که تنها و
تنها به صدور فرامین تحقق نمی یابد. مصالحه سیاسی به چل و فریب و نیرنګ
ممکن نیست. مصالحه با اقدامات عملی وریالستیک برا خدمت به امر خیر و
خدمت به خلق الله و با هوشیاری و تدبر و بازګرداندن اعتماد از دست رفته
ممکن است. مذاکره و مفاهمه بین الافغانی نشستن به دور میز مذاکره و
توافق بر قواعد بازی و کار سیاسی
خود افغانها
است تا با استفاده و توصل
به راه های متمدنانه به اندیشه های که ما آنرا خیر، درست و انسانی
تلقی میکنیم – راه و قواعد عمل کرد سیاسی خود را روشن و متمدن سازیم.
مردم ما مسلمان آند و انشاء الله تعالی همان راه را انتخاب خواهند کرد
که مطابق به شفارش علما ء و روحانیون ما مطابق به رهنمود های قران
کریم و سنت نبوی (ص)باشد. این است فهم ما از مذاکره و مفاهمه. این است
فهم ما از مصالحه.
مسلم است که درین راستا روشن ساختن اصول عمده و اساسی و حد اقل های
که باید تخطی از آن ممکن نباشد نیز ضرورت است.
به فهم ما پا فشاری کردن
برین که حتما و حتما باید همین قانون اساسی با دهها نقص و خطاء که دارد
را با ما قبول کنید و پاء فشاری بر خروج نیروی های خارجی که با تمام
جوانب عملا وجود دارند ویا هم تعیین سکیجول زمانی درین رابطه قبل از
آغاز مذاکره - دقیق و حتم نیست. این پیش شرط های اند که سبب ایجاد
مشکل میشوند. بر ما افغانهاست که بدون قید و پیش شرط ها با هم نشسته و
از هم دیګر شناخت و مطالبات خویش را تکمیل کرده وبر اصول قبول شده که
تخطی از آن برای هر افغان ممکن نیست برای خدمت به مردم و روشن ساختن
قواعد بازی مشترک کار کنیم. قانون اساسی موجود باید تغییر کنید اما از
طریق متمدن. نیرو های خارجی موجود با تمام جوانب باید به کشور های خویش
باز ګردند اما باید برای آن باید عملا کار لازم کردن ضرورت است.
به فهم ما مصالحه و مذاکره با طالبان به معنای به قدرت رساندن آنها در
افغانستان نیست. این صلاحیت ملت است. مصالحه
با طالبان مواجه کردن و درمیان ګذاشتن اندیشه و راه های حل مسایل
مطروحه کشور به پیشګاه مردم ما ست تا آنها انتخاب کنند. اکثریت قریب
به اتفاق مردم ما مسلمان اند. باید به اسلامیت و ایمان مردم ما ایمان
داشت.
بګذار ملت انتخاب کند که
شناخت و تعبیر که حرکت طالب از مسایل اسلامی دارند برداشت ونسخه درست
و راه حل درست مسایل وکشور ماست ویا هم فهم دیګر.
ضرورت است تا امکان آنرا
فراهم آوریم که در کدام نقاط همین حالا توافق کرده میتوانیم؟ در کدام
موارد به آراء وسیع ملت مراجعه شود و در کدام موارد توافق بعدی صورت
ګیرد؟
ما ګذشته را نه خریده
میتوانیم، نه پاک کرده میتوانیم و نه هم تغییر داده میتوانیم. ما انسان
ایم، فهم و درک و شناخت خویش را همه روزه تکمیل میکنیم. کامل ذات الهی
است.
به فهم ما ګروه – حزب و
سازمان را مبنی بر معیار ها و شناخت دیروز مبنی براینکه ( حکمتیار
آشتی ناپذیر است! روزنامه هشت صبح مؤرخ ۴/۲/۲۰۱۰)آن و یا این آشتی
ناپذیر است - ادعای است که شتابزدګی از آن کاملا هویدا است. از جانب
دیګر ما منحیث تبعه کشور حق داریم نظر ، تشویش و شناخت خویش را ازین و
یا آن حزب ، سازمان و حرکت بګوﺋیم. برماست تا به اساس ( اګر بینی که
نابینا و چاه است – اګر خاموش بنشینی ګناه است) عمل کنیم.
این حق ما است که به نظر
و نسخه و راست بودن آن ایمان داشته باشیم. اما ما حق نداریم که نظر
خویش را بر دیګران تحمیل کنیم.
ما منحیث تبعه کشور حق
نظر خویش را داریم. اما منحیث مسؤل امنیتی و صلاحیت دار حکومتی حق
نداریم معیار نظر وراه خویش را با استفاده از پست دولتی بر دیګران
تحمیل نموده و به متر و اندازه ګیری ما کسانی که موافق نیستند آنها را
مورد تعقیب و پیګرد قرار دهیم. با عین روش حد اقل ګستاخانه حق قضاوت و
انتخاب دیګران را به خود انتقال میدهیم. روش که اکثریت حاکمیت های
استبدادی در تاریخ کشور ما و کشور های دیګر جهان نمودند و مینمایند.
کشور
ها و نیرو های خارجی به شمول حکومت عربستان سعودی و تمام منابع خارجی
در کشورما استراتیژی های خویش را دارند و در اکثریت و حتی تمامی موارد
منافع خویش را اولویت خواهند داد. عده شان با ما کمک خواهند کرد تا این
جنګ را تا اخیر دنبال کنیم. اما بر ماست تا با هوشیاری و زعامت نیک و
مدبر خود و مردم خود را بالاخره ازین تهلکه نجات دهیم.
اینکه لجام و زمام امور افغانستان در یک معامله ای به کشور مردمی
چــیــن سپرده خواهد شد و یا هم پاکستان نقش تعیین کننده را در سر نوشت
کشور و مردم ما خواهد داشت چـیزی است که زمان جواب آنرا خواهد داد.
بر
ما ست تا ازین هم دیـر نه شده ما خود بیدار شده با تفاهم بین
الافغانی مصالحه و مفاهمه خیر به مفهوم بالا زمام امور خویش را و
ابتکار عمل را بدست خویش بګیریم و مردم خویش را ازین ظلم و تعدی نجات
دهیم.
ان الله لایغیروا ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم - خدای هم نه بدلوی حال
د هغه قوم – څو چه خپل حالت بدل نه کړی په خپله.
فاعتبروا
یا اولابصار
واسطه گری سوم در افغانستان
ایسکانیوز:
طی
هفته های گذشته حامد کرزی رییس جمهور افغانستان سفرهای دیپلماتیک
متعددی به شهرهای آنکارا و لندن برای حل تهاجمات گروه طالبان داشته
است،
اما بعد از
به نتیجه نرسیدن این سفر ها رییس جمهور افغانستان این بار راهی
ریاض پایتخت عربستان شد تا یک بار دیگر این کشور را که نقش بسیار مهمی
در
به رسیمت
شناختن این گروه داشته است، بعنوان واسطه با گروه طالبان قرار
دهد.
کرزی
در حاشیه کنفرانس لندن از ملک عبدالله پادشاه عربستان خواسته بود بین
دولت
او و طالبان میانجیگری کند و سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان در واکنش
به
این درخواست دولت افغانستان گفته بود کرزی باید برای میانجیگری درخواست
رسمی بدهد و از سوی دیگر طالبان نیز باید تعهد دهد که حساب خود را از
گروه
القاعده جدا میکند.
هر چند بسیاری معتقدند که عربستان سعودی نفوذ
زیادی در میان شبه نظامیان طالبان دارد اما هنوز مشخص نیست که عبدالله
تا
چه اندازه میتواند در راضی کردن طالبان به ورود به گفتوگوهای صلح با
دولت کرزی ایفای نقش کند.
مذاکره کرزی با عربستان برای واسطه گری با
گروه طالبان به این خاطر است که عربستان بخوبی با طالبان آشنائی دارند
و
کلیه نقاط قوت و ضعف این گروه را از قبل شناسایی کرده و به چگونگی
کنترل و
اداره این گروه اشراف دارند. در حقیقت سعودی ها می توانند همان کاری را
در
خصوص کنترل و اداره طالبان کنند که پاکستان نیز تا همین اواخر می
توانست
انجام دهد. اما پاکستان به لحاظ شرایط ما بعد مشرف و فقدان امکانات
برای
کنترل نیروهای طالبان در مرزهای خود و افغانستان و مواجه شدن با
مخاطرات
جدی از طرف طالبان و القاعده و همچنین فقدان امکانات اقتصادی، دیگر در
این
شرایط قادر به ایفای نقش کهنه نیست. در چنین شرایطی شاید بهترین گزینه
برای آمریکا جهت کنترل و همکاری با طالبان و آرام سازی افغانستان و
شاید
از همان طریق پاکستان، استفاده از عربستان سعودی باشد.
ایالات متحده
نیز از نقش عربستان در صلح با طالبان حمایت می کتد، چرا که عربستان از
این
نقش دو کارکرد برای آمریکا ایجاد می کند، اول اینکه عربستان بر افکار
عمومی دو کشور افغانستان و پاکستان تاثیر گذار است، دوم اینکه آمریکا
با
میدان دادن به عربستان نقش ایران را در افغانستان و بویژه خاورمیانه
کاهش
می دهد. در واقع سعودی ها با نقشی که به عهده می گیرند، می توانند
احساسات
شدیدا ضد آمریکایی مردم پاکستان که عربستان نفوذ بسیاری بر احزاب
اسلامی
پاکستانی مثل جماعت اسلامی دارند، تخفیف داده و آنرا در میزان قابل
کنترل
در حد شعارهای سیاسی در آورند.
اما عامل دیگری که باعث می شود که
آمریکا با قدرت بی حد و اندازه خود هنوز گروه طالبان را از افغانستان
خارج
نکند، این است که با ناامن کردن اوضاع خاورمیانه هیچ وقت مایل به خاتمه
دادن جنگ و درگیری های داخلی در افغانستان نیست چرا که با این روند
مجبور
به ترک افغانستان خواهد شد. بنابراین آمریکا به همراهی عربستان سعی
خواهند
کرد تا روند مذاکرات صلح خاورمانه را بدور از ایران و روسیه حفظ نموده
و
صرفا با درگیری دوستان و متحدین خود اجازه هرگونه نقش آفرینی و درگیری
دو
کشور ایران و روسیه را در چنین امری ندهند.
محمد عالم افتخار
به مبارزه مدنی برای « حق »
تا مرز خود سوزی ادامه خواهم داد !
درین روز ها به دنبال حکم
جناب قاضی القضات افغانستان راجع به تفتیش مورد « عریضهء سرگشاده به
مقام ستره محکمه جمهوری اسلامی افغانستان » که از سوی من در سایت های
انترنیتی نشر گردیده ؛ به کابل احضار شدم .
در پرسش هاییکه ریاست تفتیش
ستره محکمه از من نمود ؛ سوال عمده این بود که به دنبال « فیصله محکمه
ابتدائیه دیوان مدنی ...» من چرا به نشر مطالب در انترنیت پرداخته ام
در حالیکه محکمهء استیناف ، سپس تمیز و بالاخره مقامات قضایی عالی ستره
محکمه در خدمتم بوده است و باز به چه حق در مورد قضات کلمات رکیک
استعمال نموده ام .
من این پرسش را مختصراً به
مدد این شعر ضرب المثلی :
آئینه بنمود
گر عیب تو راست*** خود شکن ، آئینه شکستن خطاست
پاسخ دادم و دلیل
امر را نومیدی و سرخوردگی شدید خود ناشی از تجارب پیشامد های محاکم لا
اقل طئ 18 سال با شخص خود ؛ ذکر نموده تصریح کردم که در مورد کس یا
مقامی کلمات رکیک استعمال نکرده صرف صفات حقیقی شان را بیان داشته ام .
اما مهمتر از همه
برداشت های من از فضای تفتیشی است و از اینکه مسؤلان محترم تا چه حد از
این « ساده » عمداً و توسط بیروکراسی وحشتناک 18 ساله « بغرنج » ساخته
شده ؛ برداشت لازم را دارند ، آیا به فرع می پردازند یا به اصل ؛
میخواهند از تفتیش و پرس و جو ؛ به چه چیزی برسند ؛ وغیره است .
روی همین اساس ها
ناگزیر عریضه ای ترتیب و سعی نمودم مسؤلان را از اشتباهات که احیاناً
به دلیل خستگی از خوانش دوسیه و اوراق قطور و دلایل مؤجه دیگر رخ خواهد
داد حتی الامکان مانع شوم . لذا عجالتاً تبصره بیشتر نمی کنم ؛ صرف
توجه و دقت شمارا به متن همین عریضه جلب میدارم :
به مقام محترم
ریاست تفتیش مقام ستره محکمه !
حسب هدایت شما فوتوکاپی سند اساسی بیع اپارتمان 25 بلاک 157 مکروریان
سوم را که شاه محمود پسر بالغ مدعی علیها در آن شاهد و طرف معامله بوده
13 بار همراه با مادر خود و رهنمای معاملات در عقد بیع و اخذ و قبض ثمن
مبیعه شصت و امضا کرده است ؛ تقدیم میدارم. بر علاوه شاه محمود در
تجویز خط نمبر61 شرعی مرتبه همین سال یکتن از دو شاهد وثیقه میباشد .
ولی مسأله 18 ساله فقط این نیست که چرا اینهمه حقایق بزرگ توسط قضات
نامنهاد ـ چه در قرار قضایی نمبر 13ـ 6/7/1372 و چه در فیصله « عدم
اثبات !!! دعوی» 1388قطعاً مد نظر گرفته نمیشود ، مسأله این است که
چرا قوماندان قسیم جنگلباغ ؛ قوماندان حکیم الله و مماثل های خورد و
بزرگ آنها طئ این همه سالها و به تبعیت از آنها «محاکم!!!» مربوط ؛ این
چنین فدایی و جانفشان عقب مدعی علیها و در دانه هایش ایستاده اند و
برای آنها؟ حاضر اند همه آبروی خود و اسلام و جهاد و قضا را به باد
دهند ؟
ولی در مورد فرمایش شما که من دعوی را از طریق مرافعه دنبال کنم و
موضوع انترنیتی جداگانه رسیده گی میشود ؛ احتراماً عرض میدارم که تصور
می کنم عرایض من در انترنیت و در دوسیه مربوط به غور کافی درک
نشده است . من پس از اینکه کاملاً از وضع موجود و درجه اهلیت و صلاحیت
و قدرت و استقلال محکمه و مراجع دیگر مأیوس شده ام از حق بیان شکایت و
اعتراض و احتجاج خود در ملای عام استفاده کرده و طئ عریضهء سرگشاده
محاکمه کسانی را تقاضا نموده ام که شرع و قانون کشور را به بد ترین وجه
در مسند قضا لگد مال کرده و حرمت و شرافت قضا را به خاک زده اند . با
حفظ ملاحظه هر تعبیر که هرکس مطابق میل و توان دراکه خود از آنها میکند
؛ یک چیز باید قابل تردید نباشد که من عجالتاً از «خیانت ، شر ، فساد و
قطاع الطریقی در مسند » قضا سخن میگویم و لذا فیصلهء مشروع و محکمهء
مشروع را سراغ ندارم ؛ که در مورد آن ـ آنهم با اطمینان ـ طرح استیناف
نمایم . لذا وکیل خویش به هدف پیشبرد دعوی را هم طی وثیقهءنمبر 270ـ
18/10/88 عزل نموده ام . (فوتوکاپی وثیقه) وتصادف عجیب خدایی این است
که نخستین عریضهء من به حضور رئیس جمهور وقت محترم برهان الدین ربانی
هم با این جملات آغاز میشود که : یک دسته رهزن فروش آپارتمان را دام
ساخته و مرا اسیر و غارت نمودند!!
هنوز که هنوز است ؛ من چه به نام محکمه و چه غیر آن فقط با همان دسته
رهزن مواجه هستم !
به
عکس آنچه وانمود میشود ؛ دوسیهء مربوط و عرایض من همه باصطلاح دشنام
نیست ؛ مالامال از اسناد و اثباتیه های بیشمار است ؛ خوشبختانه اخیراً
در پیش چشم جهانیان این هم ثابت شد که مبیعه اصلاً به لحاظ عرف و
شرع و قانون ملکیت موروثی و حق صغیر نبوده است ، نیست و بوده نمیتواند
و همه چیز درین رابطه جعل و تزویر می باشد.
هنوز من در همه جا حتی چیزی منفعلانه تر ازمنطق و سر تمبه گی و زور
آوری قوماندان حکیم الله را می بینم که در همان اول ها به پاسخ جلب
شدید و اکید مدعی علیها ؛ به ریاست حقوق نوشته بود : ما ؛ بین عارض و
معروض فیصله فرمودیم که پول عارض پس داده شود و قناعت جانبین فراهم
گردیده است !!!! (فوتوکاپی)
بدینگونه من دو موضوع
جداگانه انترنیتی و غیر انترنیتی ندارم . و در عرایض به حضور جهانیان
روشن ساخته ام که چاره ای هم جز بجان خریدن عواقب معکوس و ناروا و
بیدادگرانه آخرین دادخواهی و اسثتغاثهء علنی خود را نخواهم داشت. در
وضع موجود همه حرف و کلام و اقدام من ـ نه به خاطر آپارتمان بلکه به
خاطر احیا و اعلای «حق» که معنای انسانیت ما و نام آفریدگار ماست ـ
همین است و بس ؛ و در استقامت آن به مبارزهء مدنی خود با تمام اقدامات
مقدور بشمول اعتصاب غذایی و خود سوزی ادامه خواهم داد .
شاید همین خواست خداوند است تا فریاد هزاران هموطنم که حتی جرئت و
قدرت عرض و استغاثه عادی هم توسط جباران از ایشان سلب گردیده است ، با
دود تن و روان من بلند شود .
صرف به خاطر اینکه در قضاوت و تصمیم گیری شما از ارائه حقایق کوتاهی
نکرده باشم ؛ اینک موارد مستند و متقن ذیل را هم خدمت تقدیم میدارم :
1ـ
به پاسخ استعلام 30/4/1388 دیوان مدنی حوزه دوم ـ عمدتاً برای آنکه
ببینید لحن من در مورد قضا و قاضی تا زمانیکه به تصور حقیقی بودن
این ها بودم ؛ چگونه بوده است !؟
2ـ
« منحیث دفع الدفع » که محکمه نامنهاد طبق وظیفهء قانونی اش، نه از من
خواسته بود و نه به آن وقعی گذاشت .
3ـ
ـ تاریخچه و کرونولوژی جهاد فی سبیل الله !! بر سر آپارتمان ...( به
ارتباط امر وزیر عدلیه در مورد تعقیب عدلی ام به خواست مدعی علیه ) ؛
با اینکه قبل از همه برای خودم ننگین و خفت بار است !
در
عین حال بد نیست قرار حارنوالی نظارت بر تطبیق قانونیت در سال 1372 و
نتیجه و نظریه کمسیون جعل و تزویر... در سال 1422(یا1380) را هم مدنظر
گیرید ، شاید ترتیب کننده گان آنها هم به اندازه قضات دیوان مدنی حوزه
2کابل ؛ آدم بوده باشند !! با احترام
***
آرزومندم خوانندگان محترم را که جدیداً با این پرونده مقابل میشوند ؛
به سوابق رهنمایی فرمائید .
محمد عالم افتخار
کابل ـ افغانستان
افزایش
حضور نیرو های بلک واتر در ولایت های مختلف افغانستان
يك تحليلگر آمريكايي بررسي كرد
خبرگزاري فارس: يك كارشناس مسايل بيينالملل با
اشاره به يك گزارش بازرسي ارائه شده توسط وزارت خارجه آمريكا، ضمن
تحليل عملكرد شركت امنيتي خصوصي بلكواتر از افزايش نيروهاي اين شركت
در افغانستان خبر دادپايگاه اينترنتي آنتيوار در مقالهاي به قلم
"جرمي اسكايل " (Jeremy Scahill)،
نويسنده، محقق و روزنامهنگار آمريكايي نوشت: در گزارشي كه اخيرا يك
سازمان بازرسي آمريكايي در خصوص فعاليت شركت "بلكواتر " (Blackwater)
در افغانستان منتشر كرده است، به اين نكته برميخوريم كه اين شركت
امنيتي خصوصي پيشنهاد كرده تا تعداد نيروهاي خود را در افغانستان،
بالاخص در شهرهاي مزارشريف و هرات كه آمريكا در حال تاسيس كنسولگري در
آنهاست، افزايش دهد. بلكواتر در حال حاضر مشغول به اجراي قرارداد يك
ميليارد دلاري خود در زمينه آموزش پليس ملي افغانستان است.
* نيروهاي بلكواتر در افغانستان متاثر از فضاي فرهنگي عراق هستند
در كل، گزارش مذكور به ستايش بلكواتر بخاطر محافظت از ديپلماتها و
مقامات آمريكايي در افغانستان پرداخته و تاكيد كرده است كه "خدمات
محافظت از اشخاص ارائه شده توسط بلكواتر كارآمد بوده و باعث تضمين
امنيت مامورين آمريكايي در خشونتهاي غيرقابل پيشبيني افغانستان شده
است. " با اين حال، گزارش سازمان بازرسي مذكور بخاطر عدم ارائه
آموزشهاي ويژه افغانستان از سوي شركت بلكواتر به پرسنل امنيتي اين
شركت انتقاد كرده است. اين گزارش مدعي شده است كه نيروهاي بلكواتر تحت
تاثير فضاي فرهنگي عراق بوده و با فضاي فرهنگي افغانستان آشنايي كافي
ندارند.
برنده جايزه كتاب "جورج پولك " (George
Polk) افزود: اين گزارش كه
در ماه اوت سال 2009 ميلادي تكميل شده است به هيچوجه اشارهاي به
واقعه ماه مي سال 2009 ميلادي كه طي آن دو مظنون دستگير شده افغان توسط
نيروهاي بلكواتر به قتل رسيدند، نداشته است. از آنجا كه اين سازمان
بازرسي وابسته به وزارت خارجه آمريكاست، شايد دليل عدم طرح اين واقعه
ربط آن به قراردادي باشد كه تحت نظر وزارت دفاع آمريكا انجام ميشود.
بلكواتر براي چند ارگان مختلف دولت فدرال آمريكا در افغانستان كار
ميكند. تمركز گزارش مزبور بر فعاليتهاي بلكواتر در مركز موسوم به
"آموزش آمريكا " (USTC)
است.
اين گزارش صراحتا ميگويد: "هيچكس تحت فعاليتهاي
USTC كشته يا زخمي نشده است
و هيچ حادثهاي كه منجر به استفاده از قوه قهريه شود تحت اين عنوان
وجود نداشته است. " البته اين گزارش قبل از انفجار انتحاري مورخ 30
دسامبر سال گذشته ميلادي تهيه شده كه طي آن دو نفر از نيروهاي بلكواتر
در حالي كه در حال اجراي ماموريتهاي مربوط به سازمان سيا بودند، كشته
شدند. اين عمليات در منطقه خوست افغانستان به انجام رسيده بود.
* حضور بلكواتر در 24 ولایت افغانستان
از سال 2006، وزارت خارجه آمريكا 110 ميليون دلار خرج 119 كارمند
بلكواتر در افغانستان كرده است. اندكي پيش از آغاز سال جاري ميلادي
نيز، 54 نفر به تعداد نيروهاي بلكواتر در افغانستان افزوده شده است.
بر اساس گزارش مذكور، بلكواتر در 24 ولایت از 34 ولایت افغانستان
ماموريت داشته است. در اپریل سال گذشته، نيروهاي بلكواتر تحت
قرارداد با وزارت خارجه آمريكا در افغانستان را 94 آمريكايي و 20
كلمبيايي تشكيل ميدادند. بيشتر نيروهاي آمريكايي بلكواتر قبلا در
نيروهاي نظامي ويژه آمريكا عضويت داشتهاند.
به نوشته اسكايل، بنا بر آماري كه بلكواتر به سازمان بازرسي مذكور
ارائه داده است، در سال 2008، شركت بلكواتر 2730 ماموريت در محافظت از
نيروهاي وابسته به وزارت خارجه آمريكا به عمل آورده كه شامل وابستگان
كنگره، USAID و ...
ميشدهاند.
اين نويسنده 36 ساله آمريكايي ادامه داد: در ماه مارچ سال 2009، وزارت
خارجه آمريكا تصميم گرفت كه 14 ديپلمات آمريكايي را در شهرهاي مزار
شريف و هرات مستقر كند. بلافاصله پس از اين تصميم، بلكواتر نيز
پيشنهاد كرد كه 67 نفر نيرو در هر كدام از اين دو شهر مستقر سازد. اين
پيشنهاد منجر به تعجب بسياري از افراد شد. مقامات امنيتي كابل بر اين
باورند كه تهديدهاي امنيتي در مزار شريف و هرات به مراتب كمتر از كابل
است.
در بخش پاياني مقاله مذكور اسكايل تصريح كرده است: نكته جالب ديگري كه
اين گزارش بدان اشاره دارد اين است كه گزارشهاي كاري ارائه شده توسط
شركت بلكواتر توسط بخش امنيت ديپلماتيك وزارت خارجه آمريكا به نحو
مستقلي بررسي نميشوند! اين در حالي است كه همين گزارشها مبناي پرداخت
دستمزد به شركت بلكواتر قرار ميگيرد.
علی رستمی
به استقبال وحدت دوحزبِ باهم برادر !
جامعه بشری درطول تاریخ شاهد تاءثیر گذاری فعالیتهای انسانها،از لحاظ
مادی ـ معنوی درفرایندزندگی برای نیل به ارمانهای مشترک و نیاز های فردی
واجتماعی خویش از کوچکترین هسته های که بمثابه اجتماع تبارز نموداند،
مبارزه نموده و مراحل مختلف تاریخی راسپری و ازحوادثات مختلف مانند
خشونتها ،لشکرکشی های مسلحانه در حریم یگدیگر،نابودی تمد نها وسایر
دستاوردهای انسانی ، عبور نموده تااینکه اعمار کنندهء جهان متمدن فعلی
بعداز تغیرات اجتماعی ،ازوابستگی ابزار طبیعت به ابزارهای تولیدی تمدن، و
ازفرد خصوصی به فرد طبقاتی ،پا ی به عرصه جهان جدید گذاشت . شور بختانه
که این جامعه بشری در گیر چنان خواستها حریصانه دولء قدرت مندء جهانی
گردیده است، که هران لحظه محو و نابودی ان دور از واقعیت نیست. دراین
کشمکش های قدرت مندان ،زورگویان متمدن، کشور ما نیز ازدرگیری های انها بی
اثر نه بوده مورد تهاجم ومیدان لشکرکشی شان قرارگرفته و روز تاروز ساحه
فعالیتهای تخریبی انها تشدید یافته، کشورو مردم مظلوم ما به سوی نابودی
وتباهی کشانیده میشوند.
طوریکه هویداست، کشورما بیشتر ازسه دهه واندی داخل جنگهای دهشت افگند
داخلی وخارجی قراردارد.بنا بر مداخلات وعوامل منطقوی و جهانی بر علاوه
پشتبانی نیروی مادی ونظامی جامعه بین المللی نسبت ضعف رهبری دولت ،
پراگنده گی وعدم هماهنگی نیروهای ملی ودموکراتیک ووطنپرست وحضور شان در
مسایل سرنوشت ساز کشور،تاهنوز دولت جمهوری اسلامی افغاستان موفق نه شده
است که امنیت ملی وسراسری را تاءمین ومردم زحمتکش،ستمدیده واستثمارشونده
کشوررا ازاین بدبختی نجات دهند،که این عوامل ناشی ازان است، که نیروهای
ملی دموکرات پیشرونده ودلسوز بوطن ومردم که از تجارب غنی علمی واداری
برخورد دار هستند،برعلاوه برنامه های مشابه در یک سازمان متحد ویکپارچه
تشکل نیافته وبه شکل پراگنده ومستقل فعالیت دارند. طوریکه خصوصیات تاریخی
جامعه ما می اموزاند که حل مشکلات ها و اختلافات سیاسی واجتماعی
تنهاوتنها با گذشت، اتحاد ،نشست وطنی موءثروقابل عملی است . بربنیاد همین
اصل است که پیشتازان ، رهبران اگاه و دل سوزءدوحزب باهم برادر،حزب
متحدملی ونهضت فراگیرترقی ودموکراسی افغانستان تصمیم کرفتند، تا بمثابه
نیروهای متحرک وسازنده درپروسه تاریخی نقش خویش رادرقبال نسل فعلی واینده
فعالانه اداء وانرا محک عمل تاریخی خویش قراردهند.
بامسرت وخوشی زایدالوصف بی پایان اطلاع حاصل شد، که بتاریخ
27جنوری2010سند نهایی ادغام تشکیلاتی طی محفل باشگوهی در شهر کابل
باشتراک اعضای رهبری وعده ازکادرهای هردو حزب امضا وبه نام یک حزب واحد
اعلام واسناد ان مبادله گردید،که این عمل تا ریخی نه تنها مورد پشتبانی
عموم اعضای هردوحزب برادرقرار داشته ،بلکه استقبال شایانء ازجانب سایر
احزاب ــ سازمانها ،افرادمستقل سیاسی واجتماعی گردیده است،و این عمل را
نوید بخش سرمشق دیگر نیروهای
که تابحال ازاین فرایند دور مانده اند ،باور دارند.
این رویداد ارزشمند را، نه باید یک عمل احساساتی وخوش باورانه تلقی کرد،
بلکه یک عمل عاقلانه وتاریخی دانست، که بافرایندرشدو تکامل زمان همنوائی
،از جایگاه علمی وتئوریکی برخورددارمیباشد ، بنابراین اصل ضرورت است،
تا اهداف برناموی ایندهء این حزب واحد از لحاظ تشکیلاتی وسازمانی
،برشالودهءنظرات ،علمی ،؛تئوریکی و تجارب بدست امدهء احزاب وسازمانهای
مترقی که شعار شان تحقق عدالت اجتماعی میباشد تنظیم، ودر ضمن انعکاس
دهنده منافع اقشاراکثریت زحمتکشان ،اعم از دهقانان ،کارگران، پیشه وران
وکسبه کاران،روشنفکران،تجاران وسر مایداران ملی وسایراقشار گوناگون جامعه
ما باشد، تدوین گردد .تااینکه همه در ماحول ان، منافع خودرا حساس و
درعمل اعتمادوپشتبانی خویشرا ابراز نمایند. تاریخ برای ما ازتجارب
حاکمیتهای مردمی اموختانده است، زمانء یک حزب سیاسی در روند پیکار اهداف
والای انسانی خویش موفق وپیروز است، که از پشتبانی توده های عظیم
برخورد دار بوده ،ونماینده گی از ارمانهای واهداف انها نماید. چنانچه
ریشه این ارمان درحرف وعمل هر سازمان دموکراتیک وعدالت خواه بستگی
دارد،که در اهداف دورونزدیک ان اشکار می شود. حزب واحد که از گذشته نه
چند دور از میان انبوی دلسردی و ناامُیدها ،شکست ها،تهدیدها ،یاوه
گوئیهای مخالفین سیاسی، مها جرتها ، دسایس وتوطئه ها، تا تعرضات عقب
گران سیاه وحامیان کوش بفرمان انها ، سر بلند وقامت رسآ نموده ،با خود
ارزشترین گنجینه تاریخی را دوش به دوش انتقال داده اند ،که میتوان از
اگاهی،فهم،ابتکاروخلاقیت، درک مشخص از شرایط مشخص ،که از عمل کرد زنده
درمیا ن اقشار اجتماعی جامعه اموخته اند ،یاد نمود. این سلاح برنده به
حزب واحد توان این نیرو را میدهد ،که تا خطوط برناموی خویشرا مطابق به
شرایط اقتصادی ،سیاسی واجتماعی وطن ، بادرنظرداشت تجارب مفید تاریخی و
ابتکارات جدیدِ علمی ودموکراتیک که پاسخگوی ان باشد ، تدوین نماید.
با ابراز اینکه، من به حیث یک سرباز وفادار این کاروان بزرگ وطن پرستی
،معتقد به ارمانهای نهضت چپ دموکراتیک کشوروحزب واحد جدید التشکیل، و
صادق به تئوری علمی عدالت اجتماعی ،پیشنهادات ذیل ارائه مینمایم.
ــــ نام حزب انعکاس دهنده منافع، هویت و موقف اجتماعی اکثریت توده های
زحمتکش وسایر نیروهای ملی ودموکراتیک باشد، در بر گیرد.
ــــ در رابطه ساختار تشکیلاتی حزب واحد پیشنهادهای رفیق مفیدرا که
ابتکار جدیداست تائید نموده ، امیدوارم ازان استفاده شود.
ـــ در تعین ویاپیشنهاد کادر های رهبری، اصل شایسته سالاری ،ایمان خدشه
ناپذیر به رشدوتکامل وحدت ،هماهنگ سالاری میان اعضای حزب واهداف ان در
الویت کاری ما قرارداده شود،واین شیوه از طریق سازمان پاینی با فیصله
اکثریت ارایء عملی ودر انتخاب و گزنیش انهااقدام صورت گیرد. علیه هرگونه
ملحوظات ،مصلحت ها،تعلقات قبلی وفعلی مبارزه و ازان جلوگیری شود.
ودر غیران نهضتی بنام نهضتی،متحدملی بنام متحد ملی مسمی خواهد ماند.
ـــ طوریکه شرایط فعلی کشور نشان دهنده انست، که فقر وگرسنکی وبیکاری
روز به روز دامنگیر هموطنان رنج کشیده ماگردیده وهیچ گونه توجه ای سالم
بنیادی برای بهبود وضع انها از جانب دولت اسلامی افغانستان بوجود
نیآمده،تحت نام اقتصاد ازاد ویا بازار سرمایه ،تمام نهاد های اقتصادی ملی
مارا به حراج کذاشته، وبه کشور های بیگانه فروخته شده که جز خیانت ملی
برایش تعریف دیگری ندارد،تعقیب این سیاست کشور را به سوی بی ثباتی
فروبرده ، وبه گدام مصرف کننده کشور های سرمایداری منطقه وجهان مبدل
نموده ،که با عث نارضایتی اکثریت اقتصاد انان وتحلیلگران سیاسی گردیده
است .دراین صورت اهداف اقتصادی متوازی به سطح رشداگاهی جامعه پیشبینی ،
تابتواند جامعه را ازیک مرحله گذار اقتصادِ غیر متجانس بسوی یک اقتصادِ
پلان شده وسیستماتیک هدایت ورهبری نماید. طوریکه معلوم است درکشور ثباتء
امنیتی و کنترول اداره های دولتی درمحلات بالا ی منابع اقتصادی کشور ضعیف
و از مواظبت ونظارت قانونی بر خوردار نمی باشد ، بنأ برای رشد نهاد های
اقتصادملی وجلوگیری ازحراج گذاشتن به سرمایه داران خارجی ، همچنان تفکیک
موقف سیاسی حزب ما از سایر احزاب سیاسی همگون ،پیشنهاد مینمایم که: به
عوض اقتصاد ازاد وبازارسرمایه ازمفهومی سکتور مختلط دولتی وخصوصی ورشد
سرمایه ملی، با رشدنهادهای صنعت بزرگ اقتصادی استفاده کردد.
از یک سو سرمایه ملی کشورما دفاع و حفط شده وازجانب دیگر نقش حزب ما
درمیان سایر افراد ونیروی ملی و چپ برجسته گردیده ،مورد توجه وپشتبانی
انها قرارخواهد کرفت .
ــــ از انجائیکه تجارب تاریخی بما اموخته است که مردم ما هیچگاه ای
علاقمند حضور عساکر خارجی درکشور نبوده ودر ضدیت باانها قرارگرفته اند،
برعلاوه اینکه ضرورت حضور انها دروضع کنونی برای نابودی گروپهای تروریستی
و تاءمین ثبات امنیت ،تقویه ،تربیه واموزش قوای مسلح ضروری پنداشته میشود
،لازم است تاجدول زمان بندی خروج انها که خواست وارزوی مسوولین جامعه
بین المللی را نیزتشکیل میدهد، واز جا نب دیگرغرض حمایت وحفظ موقف
بیطرفی افغانستان بحیث عضو فعال جنبش عدم انسلاک ،ودفاع ازاستقلال
وتمامیت ارضی ان در برنامه حزب واحداز قانونمند شدن ان پشتبانی و انعکاس
یابد.
ـــ ماباید از سیستم واحد دولتی که نمایانگر منافع و اراده بالقوه همه
خلقای کشور را تشکیل میدهد ،پشتبانی نمایم (پارلمانی وفیدرالی،پارلمانی
وریاستی ویا تنها ریاستی).
طوریکه روشن و معلوم است که ما دریک برهه بزرگ تاریخی افتخارات
ودستاوردها ی مشترک داریم ، برای ارمان مشترک مبارزه نمودیم پاک ترین
وصادق ترین رفقای مشترک خویش را بخاطر این ارمان بزرگ از دست دادیم بنأ
خوب وبد ء مامحصول کارو پیکار مشترک بوده ،مسئولیت وجوابگوی مشترک داریم
. ایقان داریم که ریشه وحدت ،هماهنگی ویک پارچکی حزب واحد ومبارزهِ فعال
شان چه درگذشته ،حال واینده در بدنه نهضت ها،قیامهای ضداستبدادی استعماری
ومستبدین جلادِ که حکومتهای انها بر بنیاد تیره وتبار،قبیله سالاری تشکیل
گردیده بود ، پیوند دارد،این پیوندرا در وجود پیشکسوتان ورهبران فرهیخته
ونستوه که در میان مانبوده ویا درقید حیات هنوز هستند ،می توان
جستجوکرد. رهبرانِ چون شاد روان نورمحمد تره کی،جاویدان نام ببرک کارمل،
زنده یاد داکتر نجیب الله شهید،روان شاد محمود بریالی ازجمله رهبران بوده
اند، که هرکدام بنوبه خویش افتخارات معین را داشته، اهداف ومرامِء را
دنبال میگرداند، که فرا ملیتی و خواستارتحقق ان برای بهبود شرایط زنده گی
، اکثریت توده های مردم که درمرتبه های ناموزون اجتماعی ،غیرعادلانه
قرار داشتند،بوداند . دور ازواقعیت نیست ،مایان اعضای حزب دموکراتیک خلق
افغانستان«حزب وطن» وابستگی ها وعلاقمندی های معین در جهت خواستار اهداف
انها در کشور بودیم. هرکدام به سهم خویش انتقادات ء را علیه یکدیگر وارد
مینمودیم ، که این همه تلاش ها نه تنها باعث پیروزی و موفقیت ما نگردید،
بلکه نتایج تلخ ومدهشِ را الی سرحد شکست به دنبال اورد .
با درنظرداشت تجارب متذکره غرض وحدت ویکپارچکی صفوف خویش از هیچ گونه
سعی وتلاش برای حفظ ان دریغ ننمایم. به هریک از رهبران گذشته خویش
بخاطر خدمات شان ارجِ گذاشته علیه هرنوع انتقادات که باعث خصومت وپراگنده
گی ما میگردد مبارزه گرد ، سرحدِ بین خصومت، اختلاف، انتقادرا رعایت
نموده ،انتقادرا نه باید بمثابه خصومت درک نمود، بلکه انرا برای بیرون
رفت ازکاستی هاو نواقص و رشد وانکشاف عملکرد بعدی خود موءثر بدانیم.
انتقادرا بمثابه میانجی بین اختلاف وخصومت تلقی نمود، انتقاد سالم
وسازنده برای وصل است نه برای فصل، انتقاد ضرورت ادامه حیات بوده ومار
ازانحرافات نجات می دهد، اختلاف سالم مارا تکامل میدهد بدون تضاد(اختلاف)
تکامل وجود ندارد. پیشروترین تئوری های دموکراتیک مساوات طلبانه براصل
انتقاد بوجودامده ،ما به انتقاد ارج بگذاریم، تا انتقادپذیر وانتقاد
کننده باشیم، اشکار ساختن نواقص بر بنیاد انتقاد سالم هیچ زمانء توهین به
شخصیت وبی احترامی به جوهر مقام انسانی ان نبوده ، بلکه اموزش برای
همرزمان و جلوگیری از تکرار اشتباه ان میبا شدد.
پیروز باد وحدت سُچه ،پاک وبی الایش تشکیلاتی وسازمانی ما برای اینده
دورِدورِدورِ.....
February 4th, 2010
برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است.
خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید
|