![]() |
|
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم
|
|
غلام محمد جلال رییس حزب ملی هیواد افغانستان: در حال حاضر یک جبهه چپ دموکراتیک می تواند حلال مشکلات افغانستان باشد پیوست با تلاش های پیگیرانه نیرو های چپ دموکراتیک به خاطر بلند نمودن صداها ی وحدت طلبانه به منظور ایجاد هموندی های سیاسی- تشکیلاتی در میان این نیرو ها چندین بار فراخوان هایی از نهضت محترم آینده افغانستان را مطالعه کردم وپس از آن نامه های انفرادی برخی رفقا و نهاد هایی نوظهور از پیکر حزب «مادر» را که هر کدام در جای خود قابل دقت و در خور اهمیت و توجه می باشد. در این اواخر با مطالعه اعلامیه یکی از رفقای سابقه حزب ما وبه تعقیب آن با خوانش «اطلاعیه تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن در مورد انتخاب اعضای کمیسیون تدارک و تدویر مجمع عالی حزب وطن» که هردوی آن در سایت نوید روز نشر شده بودند، چشمم روشن شد. همه می دانیم که ، اینک هفده سال است که ما از هم جدا شده ایم.فرازوفرود های روزگار شخصی هر کدام مان وهم چنان انکشافات و تحولات سریع السیر سیاست ها در جهان در میان ما فاصله هایی را به وجود آورد.گرچه این فاصله ها و از هم دوری ها ظاهراء،ظاهری بودندوهستند اما در بسا موارد تاثیرات معین خود را نیز بر ما گذاشته اند.در زیر همین تاثیرات مثبت ونفی، یک عده ای از خیل ما، کاروان را در نیمه راه گذاشتند و به سمت وسوهای دیگری برای شان ره باز کردند.شاید حق شان بود.شاید چه که مسلما حق داشتند.زیرا ما با حوادث داغ و گرم سیاست به هر دلیلی که بود نتوانستم همگامی داشته باشیم. این مسئله تاحدی منطقی نیز بود زیرا بسیاری بسیاری از رفقای ما که امکانات برآمدن از خانه و کاشانه شان از افغانستان را نداشتند در دور ترین نقاط کشور باقی ماندند وما نباید زندگی پر خطر آنان را با خطر بیشتر مواجه می کردیم. هر اقدام بی موقع از جانب ما امکان آن را مساعد می ساخت که آنان تحت فشار ها واقع شوند و مورد آزار و اذیت قرار گیرند. مگر این را نیز فراموش نکنیم که ما تا آن حد زیر بار این منطق شانه خم کردیم که بالاخره اگر حوادث یازدهم سپتامبردر وطن به وقوع نمی پیوست و شرایط صداکشیدن از جانب کسانی که صدای مان را خفه کرده بوند بلند نمی شد بدون شک خود را انسان های به تحلیل رفته یافته و قناعت کرده بودیم که همین آش و همین کاسه همان گونه که هست دوام داشته باشد ما را به هیچ چیز و هیچ کس غرضی نیست،یک عدة کمتر مان را که هم می شناسیم،با چندین نوع توبه نامه ندامت نامه گشت وگذار می کردند. از این جهت همه مان یک مقدار قابل انتقاد هستیم و باید بپذیریم که در فاصله های متعددی، فرصت های مناسبی را از دست داده ایم. شاید این فرصت باختن ها نیز یک مقدار به منظور روشن شدن بیشتر وضعیت به نفع ما بوده باشد و لی در کل ما را وجنبش ما را آسیب پذیر ساخته است ونباید از آن انکار کنیم. یک عدة دیگر که یا صدا های عمومی به گوش شان نرسید ویا هم خودشان ابتکار کردند ونخواستند که شعلة نیم زنده قلب های شان به کلی دستخوش گردباد های حوادث گردد،دست به ایجاد احزاب و سازمان هایی زدند. یک عده رفقا را به دو رخود جمع نمودند. بنده نیز یکی از همین جمله کسانی هستیم که به منظور گسترش ابعاد مصالحه،به منظور رسانیدن این ایده به گوش فرد فرد هموطنان خود و به خاطر ایجاد تفاهم ملی در سراسر کشور و در نهایت به منظور انسجام حد اقل یک عده از رفقای مان به کمک ویاری یک عده یاران نزدیک و همفکران دیروز و امروز خود هم درمیان اعضای دیروز حزب «مادر» و هم درمیان دیگر هموطنان خود،«حزب ملی هیواد افغانستان» را تاسیس کردم و به شمار آنانی پیوستم که کار مشابهی را انجام داده بودند.خوشبختانه امروز حزب ملی هیواد افغانستان آن طوری که به همگان و به ویژه به رفقای دیروز و امروز (از لحاظ حزبی)مان هویدا است،این حزب توانسته است د رحد امکان و شرایط و فرصت در دست داشته کار های معینی را انجام دهد و به حزبی مبدل شده که نه تنها در محدوده کابل باقی مانده بلکه به قراء ودهات کشور نیز راه یافته است.حزب ملی هیواد افغانستان، از جانب اعضا ،طرفداران وهواخواهان در میان مردم تا حدی که امکان داشت،پذیرفته شده است و خود نیز صلاحیت ودرایت آن را پیدا کرده که در فواصل و مقاطع ویژة سیاسی در کشور، انتخاب خود را داشته باشد.چنانچه سایر این احزاب و سازمان ها، هرکدام به مرحله معینی از جابجا شدن در روند جاری سیاسی در کشور رسیده اند.فعالیت های برخی از تشکلات در داخل وبرون از کشور نه تنها درمیان روشنفکران چپ مطرح است که دیگر نیرو ها نیز بر حقیقت وجود آنان صحه میگذارند.امروز آقای دکتور کبیر رنجبر در پارلمان افغانستان به نمایندگی ا یک حزب مترقی دموکرات کاندید بود و تا پیروزی رسید،آقای نورالحق علومی که نخستین کسی بود که باجسارت و از خود گذری تمام در شرایط بسیار نا مناسب از لحاظ فزیکی،از خارج به داخل کشور رفت و حزب نیرومند متحدملی افغانستان را پایه گذاری کرد.او امروز در پارلمان کشور با گرفتن بیشترین اراء در کندهاربه حیث رهبر حزب متحد ملی فغانستان وجود دارد. آقای ببرک شینواری نماینده مردم ننگرهار در پارلمان افغانستان از جانب حزب ملی یووالی کاندید بود،آقای فیض الله ذکی عضوولسی جرگه از جانب جنبش ملی –اسلامی افغانستان به پارلمان راه یافته است.آقای سرمچار والی قبلی نیمروز نیز عضو حزب متحد ملی است که در پارلمان به حیث نماینده مردم عضویت دارد،حزب ملی افغانستان نیزاز چند ولایت کشور نمایندگانش رادر پارلمان افغانستان دارامی باشدآقای هاشم وطنوال از حزب ملی افغانستان به شورای ملی کشور کاندید بود و پیروز شد. نهضت فرا گیر دموکراسی و ترقی افغانستان آقای حبیب منگل را در انتخابات ریاست جمهوری کاندید کرد.این ها ودهها نمونه دیگر،نماد هایی اند که برای مان رفتن بی هراس در راه باز سیاسی را مژده می دهند. ایجاد این احزاب وسازمان ها در داخل و خارج از کشور خوشبختانه جهات فراوان مثبتی را دارا می باشند و شوربختانه برخی جهات منفی را نیز با خود دارد که هر کدام آن با النوبه روند یک اتحاد سراسری مان را متاثر ساخته می تواند. جهات مثبت این کار آن است که بر بنیاد اظهارات قبلی،یک عده از رفقای مان به نحوی از انحاء شامل یک تشکلاتی شدند واز بی طرفی و بلا تکلیفی نجات یافتند.بدین وسیله امیدی در دل های مان زنده شد که روزی فرا خواهد رسید «تا باز یابیم اصل خویش». این کار در شرایطی صورت گرفت که فضای تنفس سیاسی در داخل کشور مساعد شد و قانون اساسی و قانون احزاب و مطبوعات در وطن تدوین وتصویب گردید. ما توانستیم با استفاده از حقوق قانونی خود پا به پیش گذارده و درجامعه اظهار هویت نماییم.من با صراحت می گویم که این عده احزاب و سازمان ها با هر تفکر جدیدی هم که ایجاد شده باشند،بدون شک برای یک اتحاد سراسری آینده بهترین منابع و ذخایر مطمئنی هستند که هم به طور دسته جمعی و هم به طور انفرادی بر آنان حساب شده می توانند.به ویژه آن احزاب و سازمان هایی که در داخل کشور اند و در پیچ وخم سیاست های جدید، دارند در کوره زار آن به پختگی می رسند و تجاربی را صاحب شده ویا می شوند. هر گاه شرایط یک اتحاد سراسری فراهم می شود ،اتحاد در وجود این احزاب،نه تنها به یک جنبش نوبنیاد وبی تجربه مانند نخواهد بود بلکه به یک تشکل وارد و دخیل در قضایای دریروز وامروز و آینده وطن عرض اندام خواهد کرد. اما نکته ای که تاثیرات منفی بر ایجاد جنبش سراسری می تواند وارد نماید این است که این احزاب و سازمان ها با ترمینالوژی های جدیدی کار می کنند که در برخی موارد ازهمدگر در تفاوت قرار می گیرند.این از هم متفاوت بودن ها عناصر بیگانگی درمیان مان را برجسته ساخته می تواند،زیرا بخش اعظم آنان زیر تاثیر شرایط و قلمرو محدود فضای سیاسی درکشور تدوین شده اند که هم زمان با آن،برخی احساسات و عواطف جدیدی را درمیان برخی های مان به وجود آورده است.کسانی که از برون کشور به آن نگاه میکنند خود یک مقدار در بیگانگی از آن واقع می شوند که در نهایت هر کدام مان را به مطالعه جدید همدگر، وا می دارد ، نیاز اکمال شناخت از هم را برجسته می سازد و مانع صریح باهمی مان می گردد. وقتی بسیاری از سایت ها را مطالعه می کنیم،نقد بر نوشته های برخی رفقای گرامی را که می خوانیم،و بر آن کلمات رکیکی که به آدرس رفقای دیروز چشم مان اصابت میکند،آیا با من موافقت نمی کنیدکه با یک مقدار دلسردی ودلهره گی نسبت به قضیه با همی بر می خوریم؟ بناء چه باید کرد؟در همین نا شناختی ها یک اتحاد را سازمان دهیم ؟که متاسفانه با داشتن تجارب تلخ از این گونه ها،دیر یا زود محکوم به از هم گسیختگی دوباره و چند باره شویم؟ویا بگذاریم که شناخت های مان به پایه اکمال برسند؟ترمینالوژی های انتخابی هرکدام مان در میان احزاب و سازمان های بهم علاقمند،به اصطلاح «جری و جوک »را شان پیدا کنند؟.برداشت ها ،عواطف و احساسات ما که محصول این سال های مبارزه اند دوباره صیقل شوند،جلایش یابند وخودرا در آئینه های همدگر ببینند؟. ما که دیروز اهداف دیگر داشتیم .به اقتصاد درافغانستان به گونه دیگر نگاه می کردیم،نظام را یک گونه دیگر تحلیل کرده بودیم و به اعمار آن از زاویه دید دیروز خود می پرداختیم،از فرهنگ و تاثیرات آن برداشت های مان به گونه دیگر بود.اداره و منزه بودن وکاری بودن آن را در یک ترم سیاسی دیگر مطالعه کرده بودیم وبه همین گونه دهها مسئله با ارزش دیگری ، که امروز نیز در فرا راه ما قرار دارند، اما هویت جدیدی یافته اند که ما را نیز با تکانه های جدیدی به خاطر در یافت پیشرفت ها مواجه می سازد.آیا با یک اقدام سراسری اتحادی ما همه تاب و توان این تکانه را دارا هستیم؟فکر نمی کنیم که این تکانه ما را مانند برگ از شاخه خواهد ریختاند؟ ویا مانند توت پخته دستخوش تندبادهایی خواهد ساخت وبا خاک و گل زمین، الودة مان خواهد کرد که از هر نظر خواهیم افتاد؟.ما که تازه به اصطلاح دم گرفته ایم،بیتاب شدن در این راستا،راه مان را طولانی می سازد. من هر گاه صدای اتحاد و یک پارچگی را می شنوم به اصطلاح دلم باغ باغ می شود.چه این صدا از نهضت آینده افغانستان باشد،چه از جانب تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن باشد و چه از جانب تک تک رفقا و یاران کاروان دیروز ما در داخل و خارج از وطن . هر کدام این صدا ها مزه و طعم خاص خود را دارد که هیچ نوع بی مزه گی از آن در ذایقه سیاسی مان هویدا نمی شود،برعکس طعم گلاب این صداها، نه تنها این که روح مان را زنده می سازند قوت و امید مان را نیز تاب بیشتر زندگی می بخشد . من وحزب ملی هیواد افغانستان با دلگرمی ویژه از آن استقبال می کنم. اگر خوانندگان گرامی به یاد داشته باشند سالی پیش به همین منظور در پاسخ به پیشنهادیک راهرو جنبش دیروز خود که از عمق قلب درد دیده اش صدای یگانگی و یک پارچگی کرده بود،لبیک گفتیم و با یک «یاهو»،اطمینان مصارف یک عده رفقا را نیزکه بر عهده گرفته بودم اعلام کردم. اما چرا این کار نه از جانب من بل از جانب رفقا صورت نگرفت؟دلیل همین مسئله است که در حال حاضر موانعی که در فوق ذکر کردم،گرد بادهای شمال وجنوب وشرق وغرب راباخود دارند که در فر راه مان ریگ بیابان را کوت می کنند ورسیدن به هدف را برای مان دشوار می سازند. با درک از اوضاع سیاسی کشور و شرایط مناسب و نامناسب وطن و درک از دست های بیرونی در روند سیاسی نظام افغانستان،ایجاب می کند که تمام احزاب وسازمان های همسو و همگرا،باوجود تفاوت هایی در این وآن عرصه،با استفاده از قانون جدید احزاب مسئله ثبت وراجستر شان را یک طرفه سازند.پس از آن در اسرع وقت، پلاتفورم یک «جبهه»تدوین گردد. کار اول این جبهه شرکت گسترده درانتخابات پارلمانی کشور باشد.من باوردارم که با اتفاق و باهمی رفیقانه ما می توانیم در انتخابات آینده کشور برای مطرح کردن جبهة مان کار زیادی را انجام دهیم. جبهه بعداء، اساسنامه و یک برنامه مشرح کاری خود را تدوین و دریک جلسه وسیع متشکل از رهبری احزاب و سازمان های باهم آمیخته به تصویب برساندوبدین گونه کارش را عملا در جریان سیاسی کشور آغاز نماید. من باور می دهیم که این جبهه نخستین گامی از گام هایی خواهد بود به طرف آنچه که ما هدف داریم، که عبارت از اتحاد و یک پارچگی است.این باور همه مان است که اتحاد به وجود آمده در یک روند طبیعی، اتحاد دایمی،پایدار و جاودان خواهد بود،آنگاه موجودیت جبهه معنی ومفهومش را به آن حزب دلخواهمان خواهد داد و درآنصورت کاری خواهد شد که ما در آن خود را رستگار احساس خواهیم کرد و خداج را خوشنود از کار مان. والسلام
جلسه جبهه شورا های شهری مسکو حزب متحد ملی و حزب ملی هیواد تدویر گردیدنوید روز –مسکو:روز شنبه جلسه جبهه شورای های شهری مسکو حزب متحدملی و حزب ملی هیواد افغانستان تحت ریاست محترم محمد یوسف سهار رییس این جبهه دایر گردید.در آغاز جلسه آقای یوسف سهار آجندا را به شرکت کننده گان شنواند که پس از جمعبندی نظریات به تصویب رسید.سپس رییس جبهه در رابطه به ایجاد جبهه و وظایف آن صحبت کرد و از اشتراک کنندگان خواست که با گسترش ابعاد آن به خاطر جلب و جذب سایر احزاب و سازمان های سیاسی همسو تلاش ورزند بعدا، استاد محمد امان اشکریز عضو رهبری جبهه در باره هردو حزب و اهمیت آنان در سیاست جاری کشور صحبت کردو همچنان در زمینه های همسویی احزاب ملی هیوادو متحد ملی روشنی انداخته ایجاد جبهه را نه تنها که یک امر ضروری خواند، آن را یک گام ارزنده به خاطر انسجام فعالیت های بعدی سیاسی در راستای زندگی سیاسی دوحزب برشمرد.استاد محمد مان اشکریز گفت که حزب متحدملی افغانستان به رهبری محترم نورالحق علومی شخصیت برازنده کشور همیشه تلاش ورزیده است که در راستای اتحاد نیرو های چپ گام ها واقدامات مبسوطی را بردارد و حزب ملی هیواد افغانستان به رهبری محترم غلام محمد جلال شخصیت شناخته شده سیاسی و اجتماعی کشور با تاسیس حزب ملی هیواد هدف و منظورش همین بوده چگونه خانواده مشترک سیاسی افغانی دوباره اباد شود و همه ما در زیر سقف آن امان پیداکنیم. بعدا استاد محمد کریم بلوچ عضو هیات رهبری جبهه صحبت کرده گفت که حزب متحدملی افغانستان و حزب ملی هیواد از ابتدای کار تاامروز نکته نظرهای اختلافی نداشته است که همین مسئله در حقیقت نزدیکی این دو حزب را نشان میدهد.در میان این دو حزب هیچ چیز پنهان و پوشیده نبوده و از این به بعد نیز نخواهد بود.همچنان با تمام امکانات خود سعی وتلاش می کنیم تا ین اقدام میمون را هرچه بیشتر با شاخ وبرگ جدید وسعت ببخشیم. سپس محترم زمان الدین آریانی که در راستای ایجاد این جبهه تلاش فراوان به خرج داده است صحبت کرد و نظریات و دیدگاه های جامعه را در رابطه به این رویداد بزرگ سیاسی مورد بررسی قرار داد وبه برخی پرسش ها در این زمینه پاسخ گفت.بعدا کار جلسه مطابق آجندا به پیش رفت و در پایان فاروق فردا معاون حزب ملی هیواد افغانستان صحبت کرده گفت:همان گونه که انسان ها مختلف هستند نظریات شان نیز مختلف اند،اما اختلاف نظر به معنی دشمنی تلقی شده نمی تواند. همان گونه که درمیان اافراد نکته نظر های مشترک وجود می داشته باشد میان احزاب و سازمان های سیاسی و اجتماعی نیز چنین نکته نظرهای همطراز موجود هستند که می باید به خاطر هرچه بیشتر نزدیک ساختن این نکته ها راه ها و امکانات از هر جانب جستجو گردد.فاروق فردا افزود:جبهه به معنی ادغام دو حزب یا دو سازمان نیست، بلکه کار کردن روی نکته های مشترک دو حزب یا دوسازمان همسو می باشدکه در میان آنان وجود دارد و سبب نزدیک شدن همدگر می شود.همان گونه که استاد اشکریز قبلا اشاره کرد و استاد بلوچ بر آن صحه گذاشت در میان احزاب متحد ملی و ملی هیواد نکته های باهمی و نزدیک و همسو یی فراوان وجود داشت و این جوهر وادرشد که به خاطر توامیت همین نکته ها، شورای های مسکو این دوحزب به ایجاد جبهه دست یازیدند.فاروق فردا،به منظور روشن شدن صحبت ها و نظریات موافق ومخالف درای ارتباط گفت:بدن شک چنین اقدامات، بازتاب های موافق و مخالف در جامعه را داشته می باشد.جبهه میان شورای های دو حزب در حالی ایجاد می شود که احزاب متحد ملی و نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان در حال ادغام هستند و این مسئله سبب می شود که حزب ملی هیواد افغانستان با حزب نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان یک گام نزدیکترشود .حزب ملی هیواد افغانستان از طریق شورای شهری مسکو خود تاسطح شورای مرکزیشاین اقدام شایسته را به فال نیک می گیرد. زیرا اگر حزب متحد ملی افغانستان بعد از یازدهم سپتامبر حیثیت مادر را به تمام احزاب چپ دموکراتیک دارد که با جسارت و سرسپردگی کامل توانیست راه را به ایجاد آنان باز نماید، نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان به نسبت موجودیت عده ای زیاد رهبران و کادر های دست اول حزب وطن در صفوف آن حیثیت مادر بزرگ را به تمام احزاب و سازمان های مترقی سیاسی دارد و حزب ملی هیواد بر خود می بالد که با نهضت فراگیر در همسویی و نزدیکی قرار داشته باشد.حال که میان احزاب متحد ملی و حزب ملی هیواد در سطح شورا های شهری جبهه ای ایجاد شده از آن جایی که مسئله ادغام حز ب متحد ملی و نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان مطرح بحث است ،به نظر من این جبهه بهترین و استوار ترین پل ارتباط و نزدیکی میان احزاب ملی هیواد و نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان در تمام سطوح محسوب شده می تواند.هیات رهبری حزب ملی هیواد افغانستان از این جهت نیز از ایجاد جبهه با گرمی استقبال می کند و امیدواراست که نهضت فراگیردموکراسی وترقی افغانستان به ویژه سازمان شهری مسکو آن نیز براهمیت این مسئله تاکید داشته باشد.فاروق فردا همچنان به پرسش های مطرح شده در این عرصه پاسخ ارائه کرده،توجه اعضای جبهه را به استحکام هر چه بیشتر مبنی بر یک جا شدن سازمان های دیگر همسو جلب نمود.گفتنی است کار جلسه با تطبیق ماده های آجندا در فضای دوستانه ورفیقانه به پایان رسید.
کمیسیون برگزاری نوروز ایجاد شدنوید روز-مسکو:طوری که هموطنان ما اطلاع دارند دو ماه چند روز به جشن نوروز مانده است و قرار است امسال این جشن را فدراسیون سراسری خارجی ها در فدراسیون روسیه برگزار نماید.در این جشن تمام دیاسپر های افغانی مقیم روسیه به ویژه مقیم مسکو سهم می گیرند وبه نحوی که در کشور های شان از نوروز استقبال می شود،این جشن تاریخی و دیرینه را در مسکو به گرامیداشت می گیرند.از این جهت به منظور سهم گیری بهتر افغانها در این جشن، کمیسیونی به اشتراک عده ای از شخصیت هی اجتماعی و فرهنگی کشور ایجاد شد تا بتوانند با جمعبندی نظریات ،پیشنهادات و منسجم ساختن امکانات شان زمینه های سهم گیری افغانهای مقیم روسیه را در برگزاری نوروز فراهم سازند.در جلسه ای که دیروز تحت ریاست استاد محمد امان اشکریز فرهنگی شناخته شده کشور برگزار گردید،ذوات آتی شرکت ورزیده بودند:محترم داکتررحمن الدین سراجی،محترم یوسف سهار،محترم فرید پرتو، محترم داکتر راضیه هوتکی،محترم زمان الدین آریانی،محترم مهدی نوری، محترم کریم بلوچ، محترم جمعه خان عطایی، محترم داکتر جمشید سمون، محترم داکتر نجیب الله تقدیر، محترم فاروق فردا، محترم مهدی کلانترزاده، محترم استاد محمد امان اشکریز، محترم کرتار سینگه و همچنان ذوات محترم محمد عمر ننگیار،محترم فاروق جان ، محترم نوراله ملتفت، محترم اسد میوندو محترم تمیم اخلاص که بنا برمشکلاتی حضور بهم رسانیده نتوانستند جمع اشخاص حاضربه حیث کمیسیون برگزاری مراسم نوروز تائید گردیدند و استاد اشکریز به حیث رییس این کمیسیون برگزیده شد.در جلسه اول کمیسیون تدارک سه تن هریک محترم داکتر جمشید سمون، محترم داکتر راضیه هوتکی و محترم داکتر نجیب الله تقدیر به حیث نماینده های کمیسون برگزاری افغانی به کمیسیون عمومی تدارک که امروز جلسه آن به ابتکار فدراسیون سراسری خارجی ها دایر می شود معرفی شدند.کمیسیون جلسات خود را پیهم برگزار می کند و امکانات افغانی را منسجم می سازد.اداره نوید روز هموطنان عزیز رااز فعالیت های آن با خبر می سازد.
داکتر رنگین دادفر سپنتا: کنفرانس لندن مرجعی برای حذف نام طالبان از لیست سیاه نیست
اخیرا نشستی در اماراک متحده عربی در مورد
افغانستان با اشتراک وزیران خارجه افغانستان، امارات متحده عربی،
عربستان و
پاکستان، نمایندگان کشورهای غربی برای افغانستان و
پاکستان، و نمایندگان سازمان های
بین المللی، برگزار شد.
8صبح: قبل از کنفرانس لندن، گفته می شود که پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعوی، با برگزاری نشست هایی در تلاش اند تا بتوانند زمینه حضور طالبان را در کنفرانس لندن مهیا بسازند. به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه، این نشست را چگونه ارزیابی می کنید؟
داکتر سپنتا: چنین ادعایی درست نیست. اول که آنچه در ترکیه
برگزار خواهد شد، هیچ ربطی به مساله طالبان و این
حرف ها ندارد، فقط اهمیت گفتگوهای
منطقه ای است و بحث بر سر این است که چگونه می توانیم همسایه های
نزدیک و همسایه
های دور افغانستان را تشویق بکنیم که در کنفرانس لندن شرکت بکنند و
یک هماهنگی به
وجود بیاید. آنچه که دیروز در امارات متحده عربی
صورت گرفت، مساله آشتی مجدد و
ادغام مجدد طالبان در جامعه، یکی از محورهای بحث بود، همان طوری که
می دانید. در
این رابطه گفتگوهایی صورت گرفت و دیدگاه های حکومت افغانستان مطرح
شد و این علاوه
بر آن بود که مسایل کمک به افغانستان، انتقال
امنیت به افغانستان، [انتقال] رهبری
به افغانستان از طریق کنفرانس لندن، این ها نکاتی بود که مطرح شد،
از جمله مساله
آشتی مجدد. داکتر سپنتا: من فکر نمی کنم که در کنفرانس لندن چنین تقاضایی مطرح شود. کنفرانس لندن مرجع اشتباه آمیز است، جایی که باید این تقاضا صورت بگیرد، شورای امنیت سازمان ملل متحد است. بدون شک اگر قرار باشد کسانی حاضر به صلح باشند و اسلحه بر زمین بگذارند، یکی از اقدام های لازم این خواهد بود که نام آن ها از لیست سیاه شورای امنیت حذف شود، اما این مساله در کنفرانس لندن جای ندارد. فقط در سخنرانی نماینده افغانستان در سازمان ملل متحد این به عنوان یک احتمال مطرح شده است که در صورتی که ما به یک توافق برسیم، و ایجاب بکند، براساس تقاضای رسمی دولت افغانستان خوب است که این مساله مورد بحث قرار بگیرد که در این مورد، بخشی از اعضای شورای امنیت طرفدار هستند و بعضی هم نگرانی های خود را دارند. 8صبح: بیشتر نهادهای مدنی نگران این هستند که عدالت در بازی های سیاسی و دیپلوماتیک مبادا قربانی شود. شما چگونه می بینید؟ داکتر سپنتا: قربانی شدن عدالت در کشور ما یک تریداسیون (سنت) است. همان طور که شما می دانید شورای ملی کشور ما، براساس فیصله ای که در آن تمام مسایلی که شامل عدالت می شد، تمام کسانی که احیانا برضد عدالت اقدام کرده باشند یا متهم باشند، همه مورد عفو قرار گرفتند. به نظر من این تداوم یک کاری است که همیشه بوده، یک کار جدید نیست. لیکوال : اریک ماګولیس
ډاکتر شېرحسن حسن
امريكايانو بيا د بې گناه افغانانو په وژلو خوا يخه كړې ده(!) د بې گناه افغانانو د وژلو په لړ كې د تيرې عاشورا په شپه امريكايي پوځيانو د كونړ ولايت په غازي خان غونډۍ كې لس نفر په يوه كلي كې په شهادت رسولي دي . په دغو شهيدانو كې اووه تنه له يوه كوره او درې نور يې د نورو كورنيو غړي تنكي ځوانان دي، چې د سيمه ييزو ښوونځيو د مختلفو ټولگيو شاگردان وو. د باوري معلوماتو له مخې امريكايي معاصر وسله وال وحشيان د شپې پر دوه بجو كلي ته ورننوتل او د ماشومانو او تنكيو ځوانانو په شمول يې لس تنه بې گناه افغانان په خپلو كورونو كې د خوب په حالت كې د خوب په گناه(!) په ماشيندارو وويشتل . په دې ډول زما د زوكړې ټاټوبى او زما د خاپوړو كليوال د عاشورا په شپه د يوې نوې كربلا شاهدان وو. افغان او نړيوال چارواكي، د پېښو څارونكي او د راېې ، نظر او انساني عاطفې خاوندان هر كله كولاى شي ددغو ځوانيمرگو شهيدانو د هويت پوښتنه وكړي : ۱. رحيم الله د محمد طالب زوى د نرنگ لېسې د يوولسم ټولگي زده كوونكى ۲. مطيع الله د محمد طالب زوى د نرنگ لېسې د لسم ټولگي زده كوونكى ۳. عطاالله د محمد طالب زوى د نرنگ لېسې د نهم ټولگي زده كوونكى ۴. سبحان الله د محمد فاروق زوى د نرنگ لېسې د لسم ټولگي زده كوونكى ۵. عتيق الله د محمد فاروق زوى د نرنگ لېسې د نهم ټولگي زده كوونكى ۶. نجيب الله د عبدالله جان زوى د نرنگ لېسې د لسم ټولگي زده كوونكى ۷ . سميع الله د عبدالله جان زوى د غازي خان غونډۍ د لومړني ښوونځي د شپږم ټولگي زده كوونكى ۸. اسماعيل د لاور خان زوى د كوټكي د منځني ښوونځي د شپږم ټولگي زده كوونكى ۹. ثمرگل د اميرگل زوى د خوړه گاش د منځني ښوونځي د اووم ټولگي زده كوونكى ۱۰. عبدالخالق د عبدالخان زوى تنكى ځوان ، ساده كليوال په ماشيندارو سمبال وحشي سړي وژونكو مېلمنو به خپلو امرانو ته حتماً په خپل راپور كې ويلي وي، چې نن يې د كاميابو عملياتو (!) په ترڅ كې لس نفر وسله وال طالبان (!) د مقاومت په نتيجه كې له منځه يوړل . افغان بېچاره(!) او بېواكه واكداران (!) خو په كور دننه (خپل هېواد كې) د زورورو بهرنيو ميلمنو له عملياتو نه خبريږي ، او كله ناكله چې خبر ي رسنۍ ددوى قيمتي وخت ورضايع او په ورته زړه بوگنوونكو حوادثو يې خبر كړي ، بيا نو ځانته زحمت وركړي او په انجام شوي كار د ژور خفگان د مراتبو اعلاميه خپره كړي . د افغانستان د ملي دفاع (يو خروار) وزير ، چې بې له شكه له دغه حادثې بې خبره او بې غمه دی ، نن سبا به بيا د ولس له نماينده گانو ( ولسي جرگې ) څخه د اعتماد رايه حتماً تر لاسه كړي . ځكه دى د بل هر چا په نسبت وړ شحصيت (!) دى، هم ستر مجاهد او هم ستر جنرال دى، په (انگليش) كې هم جراره دى، سكه يې جوړه ده ، په غوښه پټ دى او د حاكمې ادارې له نورو واكمنانو سره د همرازۍ او همرنگۍ نور صفات يې هم پوره دي ... د مظلومو افغانانو دې خداى وزله وكړي، چې كورني (طالبان) يې په چاړه حلاوي او كه بهرني (امريكايان) يې په ماشيندارو ولي، د دفاع وزير خو په كلواو بانډو كې د چا د دفاع زمه واري نه شي كولاى (!) ... رايه خو به حتماً تر لاسه كړي،خو د ولس له نماينده گانو څخه هيله كيږي ، چې ښاغلى ستر جنرال ته لارښوونه وكړي ، چې د دفاع وزارت پر ځاى د امريكايانو د ترجمانۍ چاري په غاړه واخلي، چې د افغانانو دډله ييزې وژنې په وخت كې ښاغلو(!) قاتلينو ته د ښځې او نر ، ماشوم او سپين ږيري ، وسله وال طالب او عادي كليوال افغان فرق ور په گوته كړي ، خير دی نوم دې د ستر جنرال او د دفاع د وزير ورپورې وي . افغان بېچاره(!) او بېواكه واكداران (!) بايد ځكه ملامت نه كړو، چې د ځان خبرولو صلاحيت او مسؤليت نه لري . خو باور لرم، چې د امريكايي پوځي بدماشانو د دغو مؤفقانه (!) عملياتو راپور به د مراتبو په سلسله بالاخره حتماً بارك اوباما ته ، هغه چاته چې همدا اوس اوس يې د نوبل د سولې نړيواله جايزه تر لاسه كړه رسيږي . نه پوهېږم ، چې ښاغلى اوباما به په دې خبر وي او كه نه ، چې د امريكا پوځي بد ماشان هره ورځ د بې گناه افغانانو په وژلو كربلا جوړي، يايې په نيمه شپه پر كور ورننوزي ټوله كورنۍ ور ووژني ، يايې د واده پر مراسمو بمونه ور واچوي ، يا د لمانځه، جنازې او فاتحې پر گډونوالو د ماشيندارو ججورې ور خالي كوي . زما خو له افغان بېچاره(!) او بېواكه واكدارانو (!) نه دا تمه نه كيږي، خو كه ښاغلى اوباما د امريكايې پوځيانو له مشر قوماندان څخه په تيرواتو كلونو كې د وژل شوو افغانانو ( ددوی په وينا مسلحو طالبانو) د شمېر پوښتنه وكړي او دا پوښتنه هم ورسره غبرگه كړي، چې دومره وسله وال طالبان له كومه شول ؟ نو حتماً به دې منطقي نتيجې ته ورسيږي چې امريكايي پوځي سادستان نه له خدايه ډار لري او نه د هغه له مخلوقاتو، په ټوله بې شرمۍ او سپين سترگۍ د بې دفاع افغانانو په وژلو خپلې شيزوفرينكې غريزې خړوبوي ، او د هر بې گناه وژل شوي افغان پر تندي د طالب او القاعدې ټاپه لگوي . له افغان بېچاره (!) او بېواكه واكدارانو(!) نه ددې خبرې تمه كول بې ځايه كار دى ، خو كه ښاغلى اوباما له خپلو پوځي چارواكو نه ددې پوښتنه وكړي ، چې دوی ولې د افغانستان په كلو او بانډو كې د طالبانو (؟) او القاعدې (؟) په لاس ته نه راتلونكي ښكار پسې د امريكا د ملت پيسې مصرفوي ، او ددې پر ځاى نه غواړي، د ورانكارانو د روزنې او پالنې ځالې او د پيسو او وسلو د تاميناتو هغه مركزونه ، چې له كراچۍ څخه نيولې تر هندي كشمير پورې ټول پاكستان ور باندې ډك دى ، له منځه يوسي او يا لږ تر لږه له خپلو پاكستاني متحدينو او متعهدينو څخه د هغوی د كنترول جدي غوښتنه وكړي . له افغان بېچاره(!) او بېواكه واكدارانو (!) څخه د هېوادپالنې ، افغان پالنې او انسان پالنې تمه ساده توب دى ، خو ښاغلى اوباما چې په هېواد كې يې د سپيو او پيشوگانو په وژونكو اوږدې دعوې او محكمې دايريږي، لطفاً دې د خداى (ج) او د هغه د مخلو قاتو له قهر او غضبه وډارېږي او ددغه هېواد بدماشو او خداى ناترسو پوځيانو ته دې امر وكړي ،چې د القاعدې او طالبانو په نامه د بې دفاع او بې گناه افغانانو په وينو دې د سړي وژنې وحشي غريزه نه خړوبوي . ناشونې ، مشكله، بې ځايه او ناجايزه به وي، چې هر افغان د خپل پلار، زوى، ورور، وراره او خپلوان د قاتل د محاكمې او غچ اخيستلو لپاره ځان وژونكى واسكټ واغوندي او يا د طالب په نامه د هېواد شرموونكو، افغان شرموونكو او اسلام شرموونكو ورانكارانو له کتار سره يو ځاى شي . خو ښاغلى اوباما او د امريكې ملت دې په دې ښه پوه شي، چې د بې گناه تويې شوې وينې هر څاڅكى يو نوى امريكا ضد ذهنيت او امريكا ضد انسان زېږوي، او كه بې گناه انسان وژنه همدا ډول ادامه ولري ، امريكايي پوځيان به په خپل لاس دغه مځكه د ځان لپاره په جهنم بدله كړي . موږ بې دفاع افغانان ددغو وحشي سړي وژونكو د رښتينې محاكمې هيله يوازې د خداى (ج) له دربار څخه كولاى شو او بس ! افغانستان جنگ بدون پیروزی يك روزنامهنگار آمريكايي با بررسي استراتژي دولت
آمريكا در افغانستان و واكنشهاي احتمالي طالبان به اين استراتژي تاكيد
كرده است كه پيروزي در افغانستان غيرممكن است. افغانستان آشتی با طالبان را در لندن بررسی می کنددولت افغانستان می گوید حذف نام سران طالبان از فهرست سیاه نخستین درخواست آنها از جامعه جهانی در کنفرانس لندن نخواهد بود. سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان با ابراز این نظر، گفت که برای برقراری صلح در کشور، دولت به فراهم کردن زمینه های مناسب از جمله تامین و حفاظت از رهبران گروه طالبان در صورت مذاکره با دولت افغانستان مبادرت خواهد ورزید. در همانحال، وکیل احمد متوکل، وزیر امور خارجه در رژیم طالبان، گفته است که تلاش های دولت این کشور برای آغاز گفتگو با طالبان موفقیت آمیز نبوده است. آقای متوکل در مصاحبه با بی بی سی، دولت افغانستان را به سطحی نگری نسبت به مذاکره با طالبان متهم ساخت و گفت که تلاش برای گفتگو با طالبان تا حالا در حد شعار بوده است. گفتگو با مخالفان به منظور خاتمه دادن به نا آرامی و استقرار صلح در افغانستان یکی از اهداف مهم دولت افغانستان در سال های اخیر بوده است. 'زمینه سازی'حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، از فرصت های متعدد برای رساندن پیام صلح و آشتی با طالبان استفاده کرده اما طالبان همواره به این درخواستها جواب رد داده اند. با نزدیک شدن زمان برگزاری اجلاس بین المللی در مورد افغانستان در لندن، طرح گفتگو با طالبان یک بار دیگر با جدیت به میان آمده و دولت افغانستان می گوید که این مسئله را در کنار چند پیشنهاد اساسی دیگر در اجلاس لندن مطرح خواهد کرد. وحید عمر، سخنگوی رئیس جمهوری افغانستان، گفته است که دولت به منظور ایجاد زمینه برای گفتگو با مخالفان اقداماتی را آغاز کرده ولی خواست اول دولت از شرکت کنندگان در کنفرانس لندن، حذف نام سران گروه طالبان از فهرست سیاه نخواهد بود. آقای عمر گفت: "حذف نام یک تعداد (از فرماندهان طالبان) از فهرست هایی که مانع از مذاکره با آنها (طالبان) می شود، در گذشته نیز از سوی دولت افغانستان مطرح شده، اما این یک پروسه دوامدار است و نخستین درخواست ما نیست." او افزود: "برای اینکه راه برای آشتی و مصالحه با مخالفان مسلح دولت افغانستان باز شود نیاز به زمینه سازی است... موضوع حفظ مال و جان شان (طالبان) مطرح است و موضوع کار و تمام آسیب پذیری هایی که آنها را از زندگی دوباره در افغانستان باز داشته است، برای همه اینها باید زمینه سازی شود." در همانحال، برخی ناظران این سئوال را مطرح کرده اند که در حالیکه طالبان هرگونه پیشنهاد دولت برای مذاکره را تا زمانی که نیروهای خارجی در افغانستان حضور دارند رد کرده اند، معلوم نیست اظهارات جدید مقامات افغان در این زمینه تا چه اندازه موثر خواهد بود. وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه در رژیم طالبان که در حال حاضر در کابل بسر می برد، بر این نظر است که تامین صلح از طریق مذاکره مستلزم "اراده واقعی و برداشتن گامهای عملی" است. مذاکره با طالبان از برنامه های اصلی حامد کرزی در انتخابات دوم دوره ریاست جمهوری او بود. آقای کرزی تعهد کرده است که برای گفتگو با طالبان، اجلاس بزرگ (لویه جرگه) را در کابل برگزار کند.
یک توضیح ضروری برای بعضی ها ! در باره اصل و پیامد های سند « خیانت ، شر ، فساد و قطاع الطریقی در مسند قضا !»
معروف است که نیوتن بزرگ اساس یافته های تاریخساز و فورمول های مدنیت آفرین خویش را از یک تجربه تصادفی شخصی گرفت . او به پائین افتادن سیبی از درخت خیره شد و این پرسش سراپای وجودش را پر کرد که چرا سیب همیشه به پائین می افتد ، به بالا یا برعمود و مسیر های کناری میل نمیکند ؟ گرچه تمامی سخن به همین ساده گی نیست ولی قطعاً مسلم است که بشر با توانایی تحلیل و تجزیه تجربه هایش ، استنتاج از آنها ، « آزمون و خطا » های عملی پیرامون آنها و تعمیم و اجتماعی ساختن این محصولات تجربی ؛ به روزگار ما رسیده است وآینده اش نیز بدون کمترین شکی در گرو « تجربه ها » یش میباشد . تجربه و تفکر بر آن و استنتاج از آن پیوسته شخصی و فردی بوده و ناگزیر هم شخصی و فردی باقی خواهند ماند ، حتی آنانی که امروز در مجتمع های سخت بهم فشرده و عظیم ساینسی و تکنولوژیک مانند اَبَرلابراتوار سرسام آور LHC در زیر زمین اروپا منهمک اند ؛ تمامی دستاورد های تجربی شان بیز شخصی و فردی دارد ؛ ولی پیچیده گی سیستم و به هم فشرده گی همکاریها به حدی شدید است که این حقیقت بنیانی را ؛ بصیرت های عوامانه نمیتوانند شکار کنند و ناگزیر توهم « غیر شخصی » و « دسته جمعی » و حتی « تمام بشری بودن » تجربه های به ویژه عظیم ـ از اساس ! ـ به وجود می آید . به همین دلیل به خصوص مردمان عقب زده شده ، عقب مانده ، اسیر تلقین و تقلید جهان تقریباً هیچگاه به « تجارب » خود وقعی نمی گذارند و کاشفان و مخترعان عالم دیروز و امروز را هم ناگزیرکسانی ناهمانند با خود و موجودات ماوراء بشری و ماوراء طبیعی می پندارند که یافته ها و معادله ها و فرمول های خود را شاید مانند پیامبران از ناکجاهایی چون لوح المحفوظ کبریایی به دست می آورند ! در چنین حالت خیلی سخت است که کسی چون عالم افتخار اهل افغانستان زنجیر پیچ در زندان قرون وسطی ؛ تجربه پرپهنای 17 سالهء خویش در برخورد با حکومتگران و قضاوتگران ممثل « عدل الهی و شریعت غرای محمدی !» را به تحلیل و تجزیه بگیرد ، از آن نتایج سیاسی و حقوقی و قضایی و شرعی استخراج کند و از همه دشوارتر اینکه چنین استنتاج و نتایج را به مثابه قطب نما و ره نما در رخنه کردن به درون تابوخانهء مخوف اجاره داران شریعت و قضاوت ؛ بر این و آن بقبولاند . البته که سرنوشت و سرگذشت همه تجارب به ویژه تجارب حایز نتایج کاشفانه و فاتحانه نسبت به قوانین ، ضوابط ، نیرو ها و ساختار های طبیعت و جامعه و طبقات و جریانات گوشه گوشه جهان غالباً چنین بوده است ! با اینهم من بختیارم که این جسارت « جنون آمیز!» ، سنت شکنانه و تابو شکنانه ام با اقبال غیر منتظره ئی مواجه شد و از جمله تا جائیکه دیده ام و اطلاع یافته ام سایت های وزین و غنیمت کنونی افغانی در انترنیت مانند « پیام آفتاب » ، « آریایی » ، « نوید روز » و غیره به نشر و پخش آن پرداختند و از همه مهمتر شخصیت کمنظیر و جسور و آگاه و دانا بر شریعت و قانون و دارای تجارب و کمالات انسانی و افغانی به نام محترم قاضی س.د . دادگر پیدا شد که از این تجربه استنتاجات و تعمیمات هنوز والاتر و بالاتری را به عمل آورد . یافته ها و مؤلفه های محترم قاضی دادگر میتواند نه فقط حایز ارزش ملی باشد بلکه حادثه ای در حقوق و قضاوت جهانی به شمار آید . این اثر والا و غرا و زیبا و ظلمسور و عدالتنواز هم اینک در کنار سند برخاسته از تجربه این حقیر روی سایت های « پیام آفتاب » ، « نوید روز » و « آریایی » قابل دسترس میباشد . جالب است که سایت پربار و پر ازدحام « آریایی» درین هفته سند « خیانت ، شر ، فساد و قطاع الطریقی در مسند قضا ـ عریضهء سرگشاده ...» را شاید به تقاضای خواننده گان به دنبال مقاله فضیلت مآب قاضی دادگر ؛ برای دومین بار دربخش « مقالات هفته » خود مجدداً نشر نموده است . اینها علی الرغم برخی شانه بالاانداختن ها و... بدینمعنی نیست که سایت ها یا ذواتی در دعوی شخصی جانب من را گرفته اند بلکه بدینمعنی است که این علامت و سمبول یک فلاکت بی نهایت بزرگ در جامعهء افغانی ( و نیز جوامع مماثل ) است . با در نظر داشت اینکه از قانون اساسی افغانستان گرفته تا اعلامیه جهانی حقوق بشر در هر مورد سرنوشتی برای ابنای خلق الله ؛ تأکید دارند که «... مگر به حکم محکمه ! » ؛ بایستی کودک و بیسواد و بی معلومات حقوقی و قضایی هم بداند که این « داستان » از اهمیت خارق العاده برخوردار است ! نه تنها مورد عالم افتخار قابل تفتیش قضایی و رسیده گی محاکماتی با قضات متخلف میباشد بلکه بایستی تمامی فیصله های محاکم 18ساله افغانستان مورد تفتیش و بازبینی جداً عادلانه و پرقدرت قرار گیرد و طبعاً کسانی که قضا را در خدمت نفسانیات خود و همدستی با مافیای زمین و ملک و خون و شرف و ناموس... مردم قرار داده اند ؛ بیرحمانه مشمول تبعات « جهاد علیه فساد » به معنی « فساد فی الارض » گردند و از استثناءات به مثابه قهرمانان تجلیل و تکریم به عمل آید !!! البته موارد بی اهلیتی ها و بیسوادی های مسلکی بحث علیحده ای است و با پرداختن راستین به آن ؛ جز عده ای انگشت شمار را نمی توان در مسند های قضایی افغانستان ... ابقا کرد ! نیاز به تذکر نخواهد بود که اینها (اسناد مربوط) مقاله و شعر و قصه نیست و به علت دقایق حقوقی و محاکماتی ؛ متون در نشر و پخش ؛ تزئید و تصرف و حتی تغییر فارمت را برنمی تابد !
با احترام
افغانستان ـ محمد عالم افتخار تلفون : 0093786275780 ایمیل : alemeftkhar@gmil.com
یک توضیح ضروری برای بعضی ها ! در باره اصل و پیامد های سند « خیانت ، شر ، فساد و قطاع الطریقی در مسند قضا !»
معروف است که نیوتن بزرگ اساس یافته های تاریخساز و فورمول های مدنیت آفرین خویش را از یک تجربه تصادفی شخصی گرفت . او به پائین افتادن سیبی از درخت خیره شد و این پرسش سراپای وجودش را پر کرد که چرا سیب همیشه به پائین می افتد ، به بالا یا برعمود و مسیر های کناری میل نمیکند ؟ گرچه تمامی سخن به همین ساده گی نیست ولی قطعاً مسلم است که بشر با توانایی تحلیل و تجزیه تجربه هایش ، استنتاج از آنها ، « آزمون و خطا » های عملی پیرامون آنها و تعمیم و اجتماعی ساختن این محصولات تجربی ؛ به روزگار ما رسیده است وآینده اش نیز بدون کمترین شکی در گرو « تجربه ها » یش میباشد . تجربه و تفکر بر آن و استنتاج از آن پیوسته شخصی و فردی بوده و ناگزیر هم شخصی و فردی باقی خواهند ماند ، حتی آنانی که امروز در مجتمع های سخت بهم فشرده و عظیم ساینسی و تکنولوژیک مانند اَبَرلابراتوار سرسام آور LHC در زیر زمین اروپا منهمک اند ؛ تمامی دستاورد های تجربی شان بیز شخصی و فردی دارد ؛ ولی پیچیده گی سیستم و به هم فشرده گی همکاریها به حدی شدید است که این حقیقت بنیانی را ؛ بصیرت های عوامانه نمیتوانند شکار کنند و ناگزیر توهم « غیر شخصی » و « دسته جمعی » و حتی « تمام بشری بودن » تجربه های به ویژه عظیم ـ از اساس ! ـ به وجود می آید . به همین دلیل به خصوص مردمان عقب زده شده ، عقب مانده ، اسیر تلقین و تقلید جهان تقریباً هیچگاه به « تجارب » خود وقعی نمی گذارند و کاشفان و مخترعان عالم دیروز و امروز را هم ناگزیرکسانی ناهمانند با خود و موجودات ماوراء بشری و ماوراء طبیعی می پندارند که یافته ها و معادله ها و فرمول های خود را شاید مانند پیامبران از ناکجاهایی چون لوح المحفوظ کبریایی به دست می آورند ! در چنین حالت خیلی سخت است که کسی چون عالم افتخار اهل افغانستان زنجیر پیچ در زندان قرون وسطی ؛ تجربه پرپهنای 17 سالهء خویش در برخورد با حکومتگران و قضاوتگران ممثل « عدل الهی و شریعت غرای محمدی !» را به تحلیل و تجزیه بگیرد ، از آن نتایج سیاسی و حقوقی و قضایی و شرعی استخراج کند و از همه دشوارتر اینکه چنین استنتاج و نتایج را به مثابه قطب نما و ره نما در رخنه کردن به درون تابوخانهء مخوف اجاره داران شریعت و قضاوت ؛ بر این و آن بقبولاند . البته که سرنوشت و سرگذشت همه تجارب به ویژه تجارب حایز نتایج کاشفانه و فاتحانه نسبت به قوانین ، ضوابط ، نیرو ها و ساختار های طبیعت و جامعه و طبقات و جریانات گوشه گوشه جهان غالباً چنین بوده است ! با اینهم من بختیارم که این جسارت « جنون آمیز!» ، سنت شکنانه و تابو شکنانه ام با اقبال غیر منتظره ئی مواجه شد و از جمله تا جائیکه دیده ام و اطلاع یافته ام سایت های وزین و غنیمت کنونی افغانی در انترنیت مانند « پیام آفتاب » ، « آریایی » ، « نوید روز » و غیره به نشر و پخش آن پرداختند و از همه مهمتر شخصیت کمنظیر و جسور و آگاه و دانا بر شریعت و قانون و دارای تجارب و کمالات انسانی و افغانی به نام محترم قاضی س.د . دادگر پیدا شد که از این تجربه استنتاجات و تعمیمات هنوز والاتر و بالاتری را به عمل آورد . یافته ها و مؤلفه های محترم قاضی دادگر میتواند نه فقط حایز ارزش ملی باشد بلکه حادثه ای در حقوق و قضاوت جهانی به شمار آید . این اثر والا و غرا و زیبا و ظلمسور و عدالتنواز هم اینک در کنار سند برخاسته از تجربه این حقیر روی سایت های « پیام آفتاب » ، « نوید روز » و « آریایی » قابل دسترس میباشد . جالب است که سایت پربار و پر ازدحام « آریایی» درین هفته سند « خیانت ، شر ، فساد و قطاع الطریقی در مسند قضا ـ عریضهء سرگشاده ...» را شاید به تقاضای خواننده گان به دنبال مقاله فضیلت مآب قاضی دادگر ؛ برای دومین بار دربخش « مقالات هفته » خود مجدداً نشر نموده است . اینها علی الرغم برخی شانه بالاانداختن ها و... بدینمعنی نیست که سایت ها یا ذواتی در دعوی شخصی جانب من را گرفته اند بلکه بدینمعنی است که این علامت و سمبول یک فلاکت بی نهایت بزرگ در جامعهء افغانی ( و نیز جوامع مماثل ) است . با در نظر داشت اینکه از قانون اساسی افغانستان گرفته تا اعلامیه جهانی حقوق بشر در هر مورد سرنوشتی برای ابنای خلق الله ؛ تأکید دارند که «... مگر به حکم محکمه ! » ؛ بایستی کودک و بیسواد و بی معلومات حقوقی و قضایی هم بداند که این « داستان » از اهمیت خارق العاده برخوردار است ! نه تنها مورد عالم افتخار قابل تفتیش قضایی و رسیده گی محاکماتی با قضات متخلف میباشد بلکه بایستی تمامی فیصله های محاکم 18ساله افغانستان مورد تفتیش و بازبینی جداً عادلانه و پرقدرت قرار گیرد و طبعاً کسانی که قضا را در خدمت نفسانیات خود و همدستی با مافیای زمین و ملک و خون و شرف و ناموس... مردم قرار داده اند ؛ بیرحمانه مشمول تبعات « جهاد علیه فساد » به معنی « فساد فی الارض » گردند و از استثناءات به مثابه قهرمانان تجلیل و تکریم به عمل آید !!! البته موارد بی اهلیتی ها و بیسوادی های مسلکی بحث علیحده ای است و با پرداختن راستین به آن ؛ جز عده ای انگشت شمار را نمی توان در مسند های قضایی افغانستان ... ابقا کرد ! نیاز به تذکر نخواهد بود که اینها (اسناد مربوط) مقاله و شعر و قصه نیست و به علت دقایق حقوقی و محاکماتی ؛ متون در نشر و پخش ؛ تزئید و تصرف و حتی تغییر فارمت را برنمی تابد !
با احترام
افغانستان ـ محمد عالم افتخار تلفون : 0093786275780 ایمیل : alemeftkhar@gmil.com
|