نوید روز ده سال فراز و نشیب
مصاحبه اختصاصی با محترم فاروق فردا، ژورنالیست شناخته شده کشور
به مناسبت ده سالگی روزنامه نوید روز
مصاحبه كننده: داكتر فريد طهماس
«روزنامه نويسي صعب ترين كار هاست»اين عنوان مقاله ايست كه هشتاد ويك سال پيش در يكي از شماره هاي روزنامه «امان افغان» به چاپ رسيده است.
نويسنده مقاله كه به گمان اغلب علامه محمود طرزي است،روزنامه نگاري را كاري اسان نمي پندارد وروز نامه نويس را «شخصيتي نادر وكمياب» به شمار مياورد.
در عصر ما نيز صعوبت يا دشواري روزنامه نگاري نه تنها در كشور ما بل در سراسر جهان محسوس است.روز نامه نگاران افغاني كه در خارج از كشور به فعاليت هاي مطبوعاتي مصروف اند بي ترديد با اين گونه مشكلات وپروبلم ها روبرو مي شوند كه خود دلايل عيني دارد. همانطوري كه روزنامه نگاري در خارج نيز از نظر تيوري وعملكرد كاري ساده وآسان نيست، روزنامه نگاران نيز اشخاص عادي ومعمولي جامعه نيستند.آنان به اين كار يا از نهايت فهم ودانش وعقل وبصيرت دست ميزنند ويا برخلاف.
هر نشريه اي كه در خارج از افغانستان براي افغانها به خصوص توسط اشخاص غير مسلكي كه از دانش لازم روزنامه نگاري كمتر بهرور هستند به چاپ مي رسد، خواهي نخواهي چه از نظر تيوري و چه از لحاظ عملي، به عباره ديگر از نظر شكل ومحتوا، مورد قضاوت قرار خواهد گرفت وهر كدام جاي ومقام خود را در صفحات تاريخ ژورناليزم افغانستان اشغال خواهد كرد.
«نويد روز »كه اينك از دهمين سالگرد نشراتي خود تجليل به عمل مياورد نيز يكي از صد ها نشريه متناوب افغاني است كه در خارج از افغانستان چاپ وبه نشر ميرسد.
از آقاي فاروق فردا موسس ومدير مسوول نويد روز صميمانه ممنونم كه به شماري از پرسش هاي دوستانه من پاسخ گفتند وبه خصوص كه متن مصاحبه را در روزنامة مربوط به خودش كه در ژورناليزم عملي آنقدر رايج نيست، چاپ ونشر كردند.
تحفة من به آقاي فردا به مناسبت دهمين سالگرد نشراتي «نويد روز» همين مصاحبه است كه به صفت هم مسلك با ايشان به عمل آوردم.
پرسش: ضرورت تاسيس جريده «نويد » در چه بود و چرا نام آن به «نويد روز» تغببر داده شد؟
پاسخ:عده يي از افراد مسووليت دارند به خاطر احيا وگسترش فرهنگ شان يك سلسله كار هايي انجام دهند.بنا بر همين اصل ومسووليت من نيز درك مي كردم كه در روسيه وكشور هاي اتحاد شوروي سابق بسياري از افغانها مجبور به مهاجرت شده اند و وسيله يي كه ميتوانست آنان را از حوادث داخل افغانستان باخبر سازد ويا حد اقل بتوانند به زبان وادبيات مادري شان مطالعه كنند،وجود نداشت كه بنابر همين ضرورت در سال 1995 به چاپ وانتشار ماهنامة «نويد»اقدام ورزيدم.
اولين شماره جريده نويد را در مسكو به تاريخ اول جوزاي 1374 خورشيدي مطابق 22 مي 1995 ميلادي به زبان هاي دري وپشتو كه چهار صفحه را در بر ميگرفت چاپ ونشركردم كه اينك ده سال از نشر اولين شماره آن ميگذرد.همزمان با «نويد» مجله اي طنز وفكاهي به نام «شيرآغا» را نيز چاپ ونشر مي كردم كه پس از چند شماره بنا بر دلايلي به نشرات ادامه نداد.
نويد با گذشت چند سال رفته رفته از ماهنامه كه گاهي تا 24 صفحه نيز به نشر ميرسيد به هفته نامه كه قطع كوچكتري داشت تغيير وتحول كرد.در اين هنگام كه نويد هفته وار نشرات داشت ، يك جا با جناب داكتر شاه محمد گويا روزنامه يي به نام «دنيا» را تاسيس كرديم كه ايشان به حيث صاحب امتياز روزنامه بودند وبنده مديريت مسوول آن را به عهده داشتم.«دنيا» نيز بنا بر دلايلي از ادامه نشرات باز ماند.
با قطع فعاليت «دنيا» هفته نامة «نويد» با نام جديدي تحت عنوان «نويد روز» به نشرات روزانه آغاز كرد وتا امروز به همين نام چاپ ونشر مي شود.
پرسش: خوانندگان نويد روز همان طوري كه از شيوة نشراتي شما به صفت مدير مسوول آن رضايت دارند گاهي احساس نا رضايتي هم مي نمايند.آنان مگر حق به جانب نيستند؟
پاسخ:كساني كه رضايت دارند هم حق به جانب اند وآناني كه ندارند هم حق به حانب اند. روزنامه «نويد روز» با چنين قطعي كوچك شش صفحه يي به هيچ صورت نمي تواند نظريات،خواست ها وعقايد همة خوانندگانش را بازتاب بدهد.
پرسش:پس جملة:«نويد روز انعكاس دهنده خواست هاي تمام افغانهاي مقيم در فدراتيف روسيه است» ودر هر شماره نويد روز به چشم ميخورد،جمله اي اضافي نيست؟
پاسخ:بلي،ما اين طور نوشته كرده ايم ليكن هر گاه يك خواننده هم يافت شود كه خواست هايش در نويد روز نشر نشده باشد ويا خواننده اي پيدا شود كه مقاله يي به ما فرستاده باشد وما آن را چاپ نكرده باشيم، در آن صورت «نويد روز»نشريه اي ناموفق بوده است.
پرسش:چرا بعضي از عنوان ها وجمله هاي روز نامه شما براي خوانندگان تان قابل فهم نيست؟
پاسخ:ما در اين مورد مشكلي داريم.مشكل اين است كه عده يي از خواندگان نويد روز غلطي هاي تايپي را با اغلاط املايي فرق كرده نميتوانند.مثلا:هرگاه به جاي كلمة «پكتيا»،«بكتيا»نوشته شود،خوانندگان نبايد تصور نمايند كه غلطي املايي صورت گرفته است.اين گونه غلطي ها اشتباهات تايپي اند نه املايي.
پرسش:مگر نميشود از اشتباهات تايپي نيز تا حدود امكان جلو گيري نماييد؟
پاسخ:در دنيا نشريه يي وجود ندارد كه بدون اغلاط تايپي به چاپ برسد،حتي روزنامه هاي مشهور مانند «نيويارك تايمز» با تيراژ ميليون ها شماره نيز با غلطي هاي تايپي چاپ ميشود اگر چه در تشكيل ان شعبات تصحيح ،تدقيق با پرسونل مسلكي چند صد نفري فعاليت مي كنند.
پرسش:ونويد روز چطور؟
پاسخ:«نويد روز »از چنين كاركنان مسلكي وشعبات برخوردارنيست وتمام امور آن را من خودم به همكاري برادرم پهلوان عبدالكريم پيش ميبرم.
پرسش: چه فكر ميكنيد،«نويد روز »از نظر تيوري علمي روزنامه نگاري يا ژورناليزم روزنامه در كدام سطحي قرار دارد؟
پاسخ:جواب به اين سوال آسان نيست.اگر از پدري پرسيده شود كه كدام فرزندش بهتر وكدام آن بهتر نيست، طبعا از نظر عاطفي هركدام برايش بهتر است.نشريه هاي «نويد» و«نويد روز»براي من حيثيت فرزندان مرا دارند كه ده سال عمر خود را به خاطر آنها وقف كرده ام. ولي اين كه نشرية من از نظر تيوري علمي روزنامه نگاري در كدام سطحي قرار دارد،ميتوانم گفت كه در سطحي كاملا ابتدايي،زيرا من به حيث موسس ومدير مسوول آنها خود را شخصي ابتدايي ميشمارم.
پرسش:چه ميتواند شما را عصباني بسازد؟
پاسخ: وقتي بداني كه من حق به جانبم و خود را به اصطلاح به «كوچة حسن چپ» بزني وتلاش كني تا ثابت بسازي كه گويا من حق به جانب نيستم.همان وقت است كه عصباني ميشوم.ديگر مسايل وموضوعات نميتوانند سبب عصبانيت من گردند.
پرسش:جريده «نويد»خود را «آزاد وغير وابسته» ميشمرد.ليكن اين كلمات در شماره هاي «نويد روز» ديده نميشوند.من به اين تغيير درست متوجه شده ام؟
پاسخ: در قسمت بالايي« نويد روز» نوشته ميشود كه :«نويد روز از هر نوع رابطة تشكيلاتي با احزاب وسازمان ها فارغ ميباشد...»به نظر من فقط جمله ها هستند كه با تغيير نوشته شده اند.اما مفاهيم،همان مفاهيم قبلي اند كه در جريده نويد بيان ميشده اند.
در هر جايي بر ارگان هاي نشراتي احزاب مينويسند كه «نشريه ازاد وغير وابسته»اما آزادي وغير وابستگي يك نشريه را مطالب آن تعيين مي كنند نه نام ها وعنوان ها وكلمات.در نويد روز نيز همين طور است.آزاد وغير وابسته بودن به اين معني نيست كه روزنامه ما به هيچ حزبي وهيچ سازماني وابستگي ندارد.
پرسش: شما با اين طرز تفكر موافقيد كه در جامعه زندگي كردن و آزاد بودن از آن امكان ندارد؟
پاسخ:به كلي موافقم.وقتي كه مي گوييم«آزادي» طبعا سوالي در ذهن ما به وجود ميياد كه كدام آزادي وكدام غير وابستگي.ما هرگز نمي توانيم نسبت به منافع مردم ومنافع ملي خود غير وابسته باقي بمانيم.آزادي بايد متكي بر اساس قانون باشد.
پرسش: طوري كه معلوم است،شما يكتن از اعضاي رهبري «حزب ملي هيواد» محسوب ميشويد.اگر خوانندگان شما روزنامه نويد روز را كه خود را «انعكاس دهنده خواست هاي تمام افغانهاي مقيم در فدراسيون روسيه »و«فارغ از هرگونه روابط تشيلاتي با احزاب وسازمان ها» محسوب ميدارد، به حيث ارگان نشراتي «حزب ملي هيواد» تصور كنند، سبب خوشحالي تان نخواهد شد؟
پاسخ: به خاطري كه مدير مسوول آن عضويت حزب مذكور را دارد خوانندگان نبايد تصور نمايند كه نويد روز ارگان نشراتي «حزب ملي هيواد»است.در نويد روز نوشته نشده است كه ارگان نشراتي حزب ملي هيواد است.براي خوانندگان آگاه اين مهم نيست كه من به كدام حزبي منسوبم.بلكه اين مهم است كه چه موضوعاتي در روزنامه چاپ وبه نشر ميرسد.
درست است كه ما خبر هاي مربوط به حزب خود را در نويد روز نشر كرده ايم ليكن در كنار آن اخبار واطلاعات در باره تمام احزاب افغانستان كه راجستر شده اند را، نيز بدون هرگونه تبعيض،تزئيد وتصرف به نشر رسانده ايم.تمام احزاب بدون استثنا در نويد روز حقوق مساوي دارند وميتوانند هر موضوعي را در باره فعاليت هاي شان بنويسند وبه ما بفرستيد تا آن را چاپ ونشر كنيم.
پرسش:صفحات روزنامة شما گوياي آنست كه نشريه تان اهداف عايداتي وتجارتي ندارد.با وجود اينكه اداره ومحل چاپ آن در يكي از عمارات اساسي مركز تجارتي افغانها در مسكو واقع شده است.ايا تامين مصارف مالي نشريه براي تان به اصطلاح كمر شكن نيست؟
پاسخ: ما فقط به جيب خوانندگان خود نظر داريم.روزنامة ما خوشبختانه مورد پشتيباني آنان قرار دارد.خوانندگان روزنامة من در مقايسه با كساني كه در افغانستان روزنامه ها را دريافت مي كنند خيلي متفاوتند.علاقمندان روزنامه من نه تنها نويد روز را خريداري مي كنند بل آن را مي خوانند،انتقاد مي كنند وحتي پيشنهاد هم مي نمايند.
پرسش: به چند زبان خارجي آشنايي داريد؟
پاسخ: به زبان هاي انگليسي وروسي.
پرسش:شما در چند سال اخير به اشتراك در ميز هاي مدور دعوت شده ايد.آيا ممكن است در اين باره به خوانندگان تان چيزي بگوييد؟
پاسخ:من نه تنها در ميز هاي مدور،بل در كنفرانس هاي بين المللي به طور مثال در كشور هاي چكو سلواكيا،فنلند،جرمني وروسيه شركت كرده ومقالاتي نيز قرائت كرده ام كه مورد دلچسپي وعلاقة اشتراك كنندگان واقع شده است.
ميز هاي مدور به خصوص پس ا ز حوادث يازدهم سپتامبر 2001 در رابطه به افغانستان بيشتر داير گرديد واز آن به بعد افغانستان مورد توجه بيشتر واقع شد.من با اشتراك در ميز هاي مدور ونفرانس هاي بين المللي به يك موضوع مهم متوجه شده ام كه افغانستان را تا خود افغانها با به كار برد دست وكله وقلم وبيل وكلند وداس وراشبيل خود شان آباد نكنند، هيچ بيگانه اي آنراآباد كرده نخواهد توانست ودر فكر آن هم نخواهد افتاد.اين درس وسبق را از همين ميز هاي مدور وكنفرانس ها آموخته ام.فقط يك گپ را مي فهمم:يا افغانستان براي افغانها يا افغانها براي افغانستان.
پرسش:اوضاع بين المللي معاصر را چگونه مي بينيد؟
پاسخ:جهان امروز يك جهان كاملا نا مركب است.جهان امروز به سوي به اصطلاح يك قطبي شدن وتحت تاثير يك ابر قدرت قرار كرفتن در حركت است.كافيست كه تنها منطقة خود را در نظر بگيريم.در اين رابطه حرف ها وسخن هايي در ميان است كه هم كشور هاي بزرگ وهم كشور هاي كوچك در يك منجلاب گير مانده اند.كشور هاي كوچك به خاطر فقر وغربت وناداري ظاهري و بعضا منابع طبيعي دست ناخورده وكشور هاي بزرگ،به خاطر تفكر واجراي استراتيژي هاي آينده در باره آنها.ببينيد،عراق وايران هشت سال با هم جنگيدند ليكن امروز ميان شان دوستي تامين شده است.دوستي ديرينة تحاد شوروي وروسيه را با عراق ببينيد اما خاموش ماندن روسيه امروزي در موضوع عراق را متوجه شويد.به حمله امريكا بر عراق وخاموشي ايران نسبت به اين حمله توجه كنيد. حال شايد بر خي از دوستان ويا خود ايران بگويد كه اين كشور خاموش نمانده ولي آنگونه كه توقع ميرفت نتوانست عمل نمايد. يكي از دلايل هم اينست كه شايد هم به خاطر هراسي بود كه نسبت به خود داشت وحالا نيز اين هراس ادامه دارد وبا آمدن رييس جمهور جديد شايد هم شدت يافته باشد،زيرا كه نسبت به ايشان نيز اتهاماتي در حال نضج گرفتن است.پيشروي امريكا در منطقه اسيا وعقب رفتن روسيه از آن، خود قابل دقت وتامل است. تلاش اساسي اين است، كه جهان را به اصطلاح يك قطبي بسازند تا در ايجاد وبه كار برد سيستم اداره واستفاده كشور هاي مورد نظر با دشواري روبرو نگردد.
پرسش:مگر شما هم به اين اصل منطقي وفلسفي معتقديد كه جهان يك قطبي اصلا نمي تواند وجود داشته باشد؟
پرسش: شما به حيث يك روزنامه نگار وضع عمومي مهاجرين وپناهندگان افغاني در روسيه وديگر كشور هاي جهان را چگونه مورد بررسي قرار مي دهيد؟
پاسخ:خصوصيات وويژگي هاي افغانها كاملا منحصر به فرد است.بسيار مشكل است كه آنان رادر ديگركشورها مدغم ويا منحل كرد.مهاجرت يك پديده منفي است كه بد بختانه تحميل ميشود.افغانها يگانه كساني هستند كه در مهاجرت چيزي به دست نمي آورند جز آنكه چيزي را از دست بدهند.اين مشكل اساسي افغانهاست.سازمان ملل متحد وسازمان هاي بين المللي در رابطه به افغانها ومشكلات آنان از ديد گاههاي گوناگون مينگرند.هشتاد در صد افغانهايي كه در خارج از كشور به سر مي برند پيوند شان با وطن متزلزل است.اين خود پديده ايست منفور تر از مهاجرت.يك كودك افغان كه در خارج از كشور تولد ودر آن جا بزرگ شود،او ديگر با افغانستان كمتر آشنايي خواهد داشت.
پرسش:درست است كه شما به شنيدن موسيقي علاقه نداريد ليكن غذاي بسيار با مزه مي پزيد؟
پاسخ:ذوق دروني من طوري است كه ا ز يگان يگان آهنگ محلي خوشم مييايد وبس.ما اصلا موسيقي انكشاف يافته نداريم.موسيقي ما دنبال هويت خود روان است.ما موسيقي اي نداريم كه داراي هويت بوده با ما پيوندي داشته باشد.ما به جز چند هنر مند انگشت شمار در عرصه موسيقي ،كسي ديگري نداريم.متاسفانه بسياري از هنرمندان موسيقي ما مطابق به ذوق پايين جامعه كه مدرك خوب عايداتي براي شان است، هنر نمايي ميكنند.
پرسش:واما عذاي مزه دار؟
پاسخ: نه تنها به پختن غذاي مزه دار بلكه در كالا شويي وامور خانه
نيز بي چيز نيستم.
پرسش: شما با دريافت درجه دكتوراي فلسفي در رشته تاريخ از انستيتوت
جوانان شهر مسكو فارغ شده ايد وگاهي هم در موضوع «تيوري احتمالات»
مباحثي داشته ايد.آيا ممكن است روابط منطقي ميان تاريخ وتيوري احتمالات
را به خواندگان توضيح كنيد؟
پاسخ:«احتمالات» رياضي است ورياضيات مادر علوم. هيچ علمي بدون
رياضي وجود ندارد.خدا«ج» به رياضي صحبت ميكند.همين كه مي گوييم
خدا واحد است،كلمه «واحد» يعني «يكي» وعدد «يك» خودش رياضي است.اگر قرآن عظيم الشآن را در نظر بگيريم،همة آيات مباركه وحروف وكلمات آن قابل حساب اند وآنچه بتواند حساب شود رياضي است.تاريخ بدون رياضي نميتواند معني داشته باشد.سنوات تاريخي را بدون استفاده از رياضايت نميتوان تعيين كرد. پس تاريخ ورياضايات يكي بر پايه ديگري استوار است.
پرسش:فكر ميكنم شما به كسب مقام ومنزلت علاقه زياد داريد؟
پاسخ: در تلاش رسيدن به مقام عالي نيستيم ورييس جمهور شدن نيز آسان نيست ودر يك كشور يك نفر بايد رييس جمهور شود ،معاونين هم كه به خواست خود او برگزيده مي شوند و در يك كشور چند ميليوني وآن هم كشور ما كه «چارك» در آن وجود نداردو همه «سير» هستند، حد اكثر سي نفر ميتوانند به مقام وزارت برسند.
پرسش:ميخواهيد بگوييد كه به رسيدن به كرسي وزارت تمايل داريد؟
پاسخ:اگر آدم كمي تلاش كند اين چانس نيز برايش ميسر خواهد شد. اما من....
مصاحبه كنده:داكتر فريد طهماس
محمود کوچی
خبريالانو د اصف ننگ د پرېښودلو غوښتنه وکړه
يو شمېر خبريالانو او په پلازمېنه کابل کې د افغانستان د ژورناليستانو خپلواکې ټولنې د امن جرگې د مجلې د چلوونکي نيونه د رسنيو د قانون نه په ښکاره سرغړونه وبلله او د هغه د ژر خوشې کولو غوښتنه يې وکړه .
اصف ننگ چې د امن د جرگې وياند هم و، تيره اونۍ د دوه تنه همکارانو سره يې افغانستان د استخباراتو (ملي امنيت) لخوا ونيول شو.
د هغه دوه تنه ملگري تيره ورځ خوشې شول، خو ښاغلى ننگ تر اوسه پورې له استخباراتو سره بندي دى دغې ادارې لانه ده په ډاگه کړې چې د ښاغلي ننگ د نيولو لامل څه و.
د پارلماني چارو وزير فاروق وردگ هم ويلي د 'امن جرگه' مجلې پر چلوونکى د ملي امنيت ادارې ډاگيزه تور نه دى لگولى.
تېره ورځ ښاغلي وردگ د اصف ننگ د نيولو په اړه ويلي و چې کيداى شي د هغه د نيولو يو لامل د هغې ليکنې خپرول وي چې د هغه له يوه کتابه را اخيستل شوې او د امن جرگې په مجله کې خپره شوې وه.
خو د ژورناليستانو د ملي اتحاديې مشر، فاضل سنچارکي، وايي که د ښاغلي ننگ د نيولو لامل د همدغې ليکنې خپراوى وي نو دا کار د افغانستان د رسنيو د قانون نه په ښکاره سر غړونه ده.
هغۀ وويل: ''که په رښتيا د ښاغلي ننگ د نيولو لامل د امن جرگې په مجله کې د يوې ليکنې خپراوى وي نو زموږ له نظره دا د رسنيو د قانون نه په ښکاره سرغړونه ده او پکار ده چې امنيتي څانگې د هيواد قانونو ته درناوى وکړي. او که نورې امنيتي مسلې وي نو هغه بايد خلکو ته واضح کړاى شي.''
په داسې حال کې چې تر اوسه د ښاغلي ننگ د نيولو لامل ډاگيزه شوى نه دى، خو ځينو سيمه ييزو رسنيو ښاغلى ننگ د ځينو هيوادونو د استخباراتي څانگو سره په تړاو تورن کړى .
د ژورناليستانو د خپلواکې ټولنې مشر رحيم الله سمندر په هغو رسنيو نيوکه وکړه چې په وينا يې وړاندې تر پلټنو او د موضوع د سپيناوي پرته په خلکو تور لگوي.
هغه وويل: ''کله چې ننگ ونيول شو دوه-درې ورځې وروسته ځينو رسنيو بې له کوم دليله هغه په جاسوسۍ تورن کړ او د اى اس اى د جاسوس په نامه يې ياد کړ. هيڅ سرچينې ورته دغه معلومات نه و ورکړي، خو دغو رسنيو د مسلک خلاف دغه کار کړى چې دا پر يو شخص تجاوز او تيرى دى او دا غير معياري کار دى.''
د رسنيو ټولنې له حکومته غواړي که چيرته په ښاغلي ننگ لگيدلى تور د رسنيو د قانون له مخې سرغړونه وي پکار ده ژر تر ژره خوشې کړاى شي او د دغې مسلې پلټنه دې د رسنيو د سرغړونو د جرگگۍ لخوا وشي. او که بل کوم تور پرې لگيدلى وي نو ولس ته دې په ښکاره ټکو کې بيان شي. دوى وايي له دې پرته به خبريالان نور په هغو شعارونو و نه غوليږي چې د بيان د ازادى په اړه دولتي نغارې ډنگيږي.
يو شمېر خبريالان په دې باور دي چې دولت په تيرو پنځو کالو کې د بيان د ازادۍ نه د سترې لاسته راوړنې په توگه يادونه کوي او وايي چې حکومت په ټينگه د رسنيو د ازادۍ ملاتړ کوي، خو دغه ملاتړ تر هغه مهاله وي چې په دولت نيوکې و نه شي او يا هم د چارواکو د نيمگړتياوو نه پرده پورته شوې نه وي.
رزاق مامون روزنامه نگار افغان
در ماه های اخیر، کار رسانه ای در افغانستان تا اندازه ای دستخوش احساس نگرانی و بی اعتمادی شده است.
علت عمده این امر، تا اندازه زیادی با تسلط دیرپای استبداد سنتی بر فرهنگ سیاسی جامعه افغانستان رابطه دارد که هنوز هم برخی نشانه های آن در نگرش شماری از مقامات رسمی و شخصیت های سیاسی به چشم می خورد.
اما تشدید خشونت طالبان در برابر روزنامه نگاران از یک سو و رفتار ابهام انگیز حکومت در مقابل اهل مطبوعات از سوی دیگر، موارد مشخصی اند که آزادی رسانه ها به عنوان درخشان ترین دستاوردهای حکومت پس از طالبان در این کشور را با اما و اگرهای فراوانی روبرو کرده است.
تعدیل قانون رسانه ها
طرح تعدیل قانون رسانه ها که اخیرا در مجلس نمایندگان به بحث گذاشته شد، یکی از اقداماتی است که به باور بسیاری از کارکنان رسانه های آزاد، برخی حلقات وابسته به دولت و مخالفان آزادی بیان در مجلس نمایندگان سعی دارند تا چارچوبی را به تصویب برسانند که بر اساس آن، هر زمانی بخواهند دست به سوی محدود کردن رسانه ها دراز کنند.
هرچند کشانیدن قانون رسانه ها به منظور آوردن برخی تعدیلات لازم به نفع جناح حاکم، با اعتراض نهادهای دفاع از آزادی بیان روبرو شد، اما قانون رسانه ها به بحث گذاشته شد.
تعدیل دیگری که در قانون رسانه ها به تصویب رسید، تغییر اعضای "شورای عالی رسانه ها" است که با اضافه کردن نمایندگان وزارت عدلیه (دادگستری)، دادگاه عالی، وزارت حج و اوقاف و مجلس سنا، در ترکیب شورای عالی رسانه ها، عملا کفه ای حضور حکومت در شورای عالی رسانه ها را سنگین تر کرده است.
'زنگ خطر'
نمایندگان اتحادیه های آزاد روزنامه نگاران نسبت به عواقب این گونه اقدامات ابراز نگرانی کرده و این اقدام را به مثابه ای زنگ خطری برای ادامه فعالیت رسانه های آزاد تلقی می کنند.
در این کارزار، ظاهرا جامعه جهانی نیز وارد میدان شده است.
اوایل این هفته یاپ دی هوپ شفر، دبیرکل ناتو - پیمان اتلانتیک شمالی - هشدار داد "برای ما مهم است که در افغانستان چه نوع قانون رسانه ها وجود دارد و یا با زندانیان چه گونه رفتار می شود."
با این حال، هیچ نشانه صریح از تلاش آشکار حکومت که وفاداری مقامات رسمی نسبت به آزادی ها و ارزش های حاصل در پنج سال اخیر را زیر سوال ببرد، به چشم نمی خورد.
رسانه های متخلف؟
سخنگویان حکومت بارها درباره ضرورت پرهیز از روش های احساساتی و غیرعقلانی به وسیله برخی خبرنگاران تأکید هایی داشته اند؛ اما نهادهای دفاع از آزادی بیان می گویند علی رغم وضع حساس امنیتی، تخلفات رسانه ای صریحی از سوی اهل مطبوعات مشاهده نشده است که برای جلوگیری از آن، تغییراتی در متن قانون رسانه ها به تصویب برسد.
نهادهای آزاد خبرنگاران استدلال می کنند که حکومت ابتدا باید بر اشکال مختلف خشونت علیه روزنامه نگاران از سوی مقامات دولتی، پلیس و زورمندانی که به قانون اساسی پایبندی لازم ندارند، پایان دهد.
آنها می گویند برخی حلقات حکومت، از ماهیت رسانه های آزاد درک مشخص ندارند. به گفته این عده، این قوت رسانه ها بود که حکومت آقای کرزی را در گرماگرم مبارزات انتخاباتی یاری کرد.
همچنان گزارش های پراکنده ای در مورد سلب حق اطلاع رسانی از سوی برخی حلقات رسمی و افراد خارج از دایره حکومت وجود دارد که این موارد در مطبوعات افغانستان بازتاب داده شده اند.
البته باید اذعان داشت که گاه اشتباهات رسانه ای از سوی برخی روزنامه نگاران در پخش خبر، نقل سخنان شخصیت های مهم، شایعه پردازی و اتکا به مسموعات به چشم می خورد که به هیچ وجه نمی توان این "تخلفات" را در زمره مواردی ردیف کرد که حرمت افراد، امنیت ملی و مقدسات مردم را با خطر مواجه می کنند.
سانسور
ماجرای ارسال "سانسورنامه" از سوی اداره امنیت ملی در سال گذشته و خط اندازی های رسمی در کار روزنامه نگارن، دستور حمله از سوی دادستان کل به دفتر تلویزیون خصوصی "طلوع"، کوتاهی سوال برانگیز حکومت در مسأله نجات جان اجمل نقشبندی - مترجم افغان خبرنگار ایتالیایی که به طرز بی رحمانه ای از سوی نفرات طالبان سربریده شد - مثال های مشخصی اند که به گفته برخی ناظران، اراده حکومت در مورد روی گردانی تدریجی از اصول آزادی بیان را نشان می دهند.
نکته ای که هماره از سوی مقامات رد شده است.
اما فضای اعتماد میان حکومت و رسانه های آزاد هنوز "گرگ و میش" است و اگر تماس ها به هدف تفاهم دو سویه ادامه نیابد، چشم انداز فعالیت رسانه ها در افغانستان همچنان ناروشن باقی خواهد ماند.
این همان چیزیست که روند تقویت ارزش های دموکراتیک در این کشور را به سختی ضربه خواهد زد.
داوود ناجی در کابل
دولت افغانستان با صدور نامه ای از همه کارمندان دولت خواسته است تا در اظهار نظر و مصاحبه هایشان با رسانه ها محتاط باشند.
این نامه از تلویزیون ملی افغانستان منتشر شده و به ادارات دولتی افغانستان از جمله دانشگاه ها نیز ارسال شده است.
این اقدام دولت سبب نگرانی برخی از کارشناسان و استادان دانشگاه شده است. عده ای از آنها شک و تردید هایی را مطرح می کنند مبنی بر اینکه آیا این اقدام دولت به معنای این است که می خواهد کم کم از سیاست رسمی و اعلام شده اش مبنی بر حمایت از آزادی بیان عقب نشینی کند؟
و آیا این اقدام دولت کار رسانه ها را با مشکلاتی مواجه نخواهد کرد؟
دولتمردان افغانستان ایجاد و رشد رسانه های همگانی آزاد و خصوصی در پنج سال گذشته را یکی از مهم ترین دست آوردهای خود به حساب می آورند.
روزنامه نگاران نیز علیرغم اینکه با مشکلاتی چون نا امنی و تهدید مواجه اند اما از فضای کلی حاکم بر رسانه ها راضی اند، از این رو انتشار نامه ای از سوی دولت که از کارمندانش خواسته تا با رسانه ها، محتاطانه برخورد کنند برای برخی ها نگران کننده شده است.
اگرچه این نامه لحن ملایمی دارد و در آن صرفا خواسته شده که کارمندان دولت در صحبت با رسانه ها جانب احتیاط را رعایت کنند، اما برخی ها بر این عقیده اند که مدیران رده دوم و سوم در دولت آن را وسیله ای برای اعمال سانسور بر زیر دستان شان سازند و به یک وسیله محدود کننده حتی برای استادان دانشگاه بدل شود.
دانشگاه کابل
هفته گذشته اعظم دادفر، وزیر تحصیلات عالی افغانستان، که در مورد دلیل اخراج یکی از استادان دانشگاه کابل سخن می گفت، اظهار داشت "کسانی که می خواهند سیاست کنند و شخصیت های سیاسی باشند، بروند به بیرون از دانشگاه. دانشگاه جای سیاست نیست."
آقای دادفر در توضیح بیشتر سخنانش به بی بی سی گفت: "من طرفدار سیاست ملی در دانشگاه نیستم اما از این نگران هستم که تجربه های دوران دانشجویی خودم تکرار شود؛ سالهایی که گروه های سیاسی دانشگاه را به صفوف ایدیولوژیک خود تبدیل کرده بودند."
در حال حاضر افغانستان درگیر مسایل متعددی است؛ هر از گاهی بحث های در مورد مسایل سیاسی، قومی، ملی و منطقه ای دامن زده می شود و در خیلی موارد روزنامه نگاران ناگزیرند سراغ استادان دانشگاه را بگیرند.
حال اگر یکی از استادان در مورد مسایل مانند دلیل مناقشات قومی یا سهم مشارکت اقوام در قدرت سیاسی نظر بدهند، آیا نمی توان آنرا چنانچه آقای دادفر می گوید انشعاب کننده و تخریب کننده تلقی کرد و مانع آن شد؟
آقای دادفر می گوید وزارت تحصیلات عالی هیچگاه مانع ابراز نظر استادان نخواهد شد، هرچند به گفته او برخی استادان دانشگاه در تماس با رسانه ها اظهارات غیرمنصفانه ای هم کرده اند.
با این حال وزیر تحصیلات عالی می گوید انتشار چنین نامه ای خارج از صلاحیت این وزارت بوده و در سطح عالی تری در دولت مطرح شده است.
آزادی بیان
مقامات دولت افغانستان در حالیکه در صحبت با رسانه ها همواره تایید می کنند که به آزادی بیان و آزادی رسانه ها اعتقاد و احترام دارند، اما برخورد افراد و کارمندان تحت امرشان نشان می دهد که این اعتقاد و احترام در عمل چندان محسوس نیست.
مبارز راشدی، معین نشراتی وزارت فرهنگ و جوانان در دفتر کارش سرگرم تماشای یک برنامه طنز سیاسی است که از یکی از تلویزیون های خصوصی پخش می شود.
آقای راشدی با اشاره به این برنامه می گوید وجود چنین برنامه های در رسانه ها نشان می دهد که دولت در تعهدش مبنی بر حمایت از آزادی بیان پابند است، اما به گفته او "گاهی شماری از رسانه ها معیارها و اصول روزنامه نگاری را رعایت نمی کنند و برخی از تحلیلگران هم گاهی اتهام وارد می کنند."
اما واقعا هدف از اقدام دولت از نشر چنین نامه ای چیست؟
آیا واقعا آنگونه که آقای راشدی می گوید هدف جلوگیری از نگرانی هایی است که او به آن اشاره می کند؟ یا دولت ظرفیت تحمل رسانه ها در چنین سطحی را ندارد؟
داوود ناجی در کابل
الن جانسټن خوشى شو
په غزه کې د بي بي سي خبريال، الن جانسټن، د وسله والو لخوا له نژدې څلورو مياشتو تښتول کېدو وروسته خوشى شوى دى.
الن جانسټن په غزه ښار کې د حماس غورځنگ چارواکو ته سپارل شوى. الن ويلي د بند په موده کې داسې و لکه ژوندى چې ښخ شوى وي او بيا ازادېدل ورته د خوښۍ ځاى دى.
دۀ همدا ډول ويلي چې په دريو مياشتو کې يې لمر په سترگو ونه ليد او يوځلې ٢٤ ساعته په ځنځير تړل شوى و.
د نړۍ په لرو بر کې خلکو د الن د خوشې کولو لپاره غونډې وکړې. د هغه د ازادي لپاره يوه پرليکه غوښتنه د دوو لکو کسانو لخوا لاسليک شوه.
د الن جانسټن پلار او مېرمن ويلي چې دوى د خپل زوى د خوشې کېدو لامله په جامو کې نه ځايېږي او د هغۀ ١١٤ ورځې بند يې ځوروونکي بللې. د برتانيې لومړي وزير گولډن براون هم د الن پر خوشې کېدو خوښي ښوولې.
د بي بي سي خبريال په غزه کې نن (چنگاښ ١٣مه) سهار وختي پر غزه د واکمن اسلامپال فلسطيني غورځنگ چارواکو ته وسپارل شو.
دى وروسته د حماس د مشر، اسماعيل هنيه، تر څنگ رسنيو ته راښکاره شو او له ټولو هغو کسانو نه يې مننه وکړه چې د دۀ د خوشې کولو لپاره يې هڅې کړې وې.
ښاغلي هنيه د الن خوشې کېدل د خپل غورځنگ يو برياليتوب وگاڼه او زياته يې کړه: ''اوس معلومه شوه چې حماس زموږ د گرانې خاورې په دغې برخه (غزه) کې د امنيت او ټيکاو په ټينگولو، د قانون او نظم په ساتلو کې جدي دي.''
الن جانسټن خپله خبريالانو ته د خپل بند موده ډېره سخته وبلله چې کله کله به حالات خورا وېروونکي شول.
دۀ وويل: ''نور زما لپاره ډېره گرانه وه چې د عادي ژوند فکر وکړم. وروستۍ ١٦ مياشتې زما د ژوند تر ټولو ناوړه دوره وه. زه د خورا خطرناکو او ناڅرگندو خلکو په لاس کې وم. ما ډېر ځلې خوب ليدل چې ازاد يم، خو چې راويښ به شوم، بېرته به په هغې کوټه کې وم.''
دۀ زياته کړه چې د بند په موده کې په څلورو جلا ځايونو کې ساتل کېده.
دۀ په لومړۍ مياشت کې لمر ليدلى شواى، خو په وروستيو دريو کې په يوه گوښه او تياره کوټه کې ساتل کېده.
ښاغلي جانسټن وويل په غزه کې د حماس لورې د واک نيولو او وروسته بيا د دغۀ غورځنگ لخوا د امنيت د ښه کولو ژمنو د دۀ خوشې کولو ته لار هواره کړه.
''تښتوونکي مې تر دا وروستيو څو اونيو پورې په خپلو عملياتو کې خورا بېغمه او ډاډه ايسېدل – تر هغه چې حماس په غزه کې د امنيت ساتنې دنده پر غاړه واخيسته.''
ښاغلى جانسټن د مارچ په ١٢مه په غزه کې د اسلام د لښکر په نامۀ د يوې ناپېژندل شوې ډلې لخوا تښتول شوى و .
تښتوونکو درې ويديويي پټې پر انټرنټ خپرې کړې چې په دوو کې يې د دوى وياند گواښونه کول او په وروستۍ کې ښاغلى جانسټن وښوودل شو چې له چاودېدونکو توکو ډک واسکټ يې اغوستى. په دې پټه کې گواښ شوى و چې که د بي بي سي د خبريال د خوشې کېدو لپاره له زوره کار واخيستل شي دوى به هغه ووژني.
الن جانسټن په تېرو دريو کلونو کې له غزې څخه بي بي سي ته راپورونه ورکول.
بي بي سي په خپل غبرگون کې ويلي چې د الن د خوشې کېدو لامله يې ارامه ساه اخيستې.
ښاغلى جانسټن وروسته له هغه چې د حماس له مشر، اسماعيل هنيه، سره يې د سهار چاى وڅښل بيت المقدس ته ولاړ چې هلته د برتانيې په کونسلگرۍ کې اوسي او ټاکل شوې چې وروسته خپل کورته ولاړ شي.
نمایندگان شماری از رسانه های گروهی و نهادهای جامعه مدنی در کابل گرد هم آمده اند تا وضعیت کنونی رسانه های جمعی و نهادهای مدنی را بررسی کنند.
یکی از مباحث عمده در این همایش نگرانی از تغییر در قانون رسانه ها توسط پارلمان در هفته آینده و این احتمال است که ممکن است پارلمان محدودیت هایی را بر رسانه ها اعمال کند.
عدم مصونیت و امنیت روزنامه نگاران، وابستگی برخی از رسانه ها به امکانات مالی خارجی و احزاب و شخصیت های بانفوذ، عملکرد غیر حرفه ای برخی از رسانه ها و در نهایت دورنمای رسانه های جمعی و نهادهای جامعه مدنی در افغانستان از مسایلی است که در این همایش دو روزه مورد بحث قرار می گیرد.
هرچند بررسی وضعیت رسانه ها و نهادهای جامعه مدنی در شرایط کنونی رسما از اهداف این همایش اعلام شده اما به نظر می رسد آنچه شرکت کنندگان این همایش را گرد هم آورده نگرانی از تغییرات احتمالی در قانون رسانه ها در پارلمان افغانستان است.
سلب آزادی
عبدالحمید مبارز، روزنامه نگار افغان می گوید رشد نسبی رسانه ها در پنج سال گذشته ریشه در آزادی ها و سهولت هایی داشته که در قانون رسانه ها تضمین شده است.
آقای مبارز در عین حال می افزاید که دست اندرکاران رسانه ها از امکان سلب برخی از این آزادی ها نگرانند.
دکتر یاسا، مسئول روزنامه های افغانستان و اوت لوک افغانستان مشکلات عدم مصونیت روزنامه نگاران را از دیگر چالش هایی می داند که روزنامه نگاران با آن مواجه هستند.
از جمله چالش های دیگری که در برابر رسانه های گروهی افغانستان وجود دارد، دکتر یاسا به "غیرحرفه ای بودن" شماری از روزنامه نگاران اشاره می کند.
حمایت از رسانه ها
با وجود مشکلاتی که روزنامه نگاران از آن سخن می گویند رشد کمی و کیفی رسانه ها از بارزترین مشخصات افغانستان در پنج سال گذشته بوده است و مقامات دولت افغانستان نیز همواره از آن به عنوان یک دستاورد یاد می کنند.
در مراسم گشایش همایش کابل نیز حامد کرزی، رییس جمهوری، در پیامی که توسط عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان خوانده شد، بار دیگر بر حمایت دولت از رسانه ها تاکید
نهاد.
در این پیام آمده است "رشد کیفی و کمی رسانه ها از دستاوردهای نظامی کنونی است که دولت بر حمایت خود از این مسئله ادامه خواهد داد."
فشار دولت
اما در حال حاضر، برخی از روزنامه نگاران همانند پنج سال پیش نسبت به دولت افغانستان خوش بین نیستند.
فاضل سانچارکی، رییس اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان به مواردی اشاره می کند که به گفته او نشان می دهد دولت نسبت به وعده هایش در قبال آزادی بیان وفادار نیست.
آقای سانچارکی می گوید "از صدور اعلامیه امنیت گرفته و بیانات رییس جمهوری در ۲۸ اسد سال گذشته که رسانه ها را تهدید کرد که به این شکل نخواهد گذاشت، تا دست اندازی در قانون رسانه های همگانی و ایجاد تعدیلات بنیادی و اصلا تغییر ماهیت قانون رسانه ها از سوی یک گروه فشار از حکومت و افراد همدست آنان در داخل پارلمان، نشانگر تلاش هماهنگ نهادهای مختلف دولتی برای محدود کردن کار رسانه ها در افغانستان است."
فرانسس ویندرل، نماینده ویژه اتحادیه اروپا در افغانستان در این همایش گفت که حفظ آزادی بیان و رسانه ها در افغانستان یک ضرورت است و باید از آن حمایت شود.
تنظیم کارها
در همین حال محمد محقق، رییس کمسیون فرهنگی پارلمان افغانستان با اشاره به نگرانی های نمایندگان رسانه گفت تعدیلاتی که در قانون رسانه ها رونما خواهد شد، به هیچ صورت آزادی رسانه ها را سلب نمی کند.
آقای محقق می گوید "قانون گذشته در بسیاری از عرصه ها راهنمایی نداشت، مثلا در مورد رسانه های صوتی و تصویری، تنها یک ماده داشت که آن هم می گفت شهروندان افغان، شرکت خصوصی و دولتی می توانند یک رسانه داشته باشند اما هیچ توضیحی داده نشده بود که این رسانه ها چه قانونمندی هایی داشته باشند. ما در تغییرات جدید، می خواهم کارها کمی بیشتر تنظیم شود."
قانون رسانه ها هفته آینده به پارلمان خواهد رفت و از این رو نمایندگان جامعه مدنی سعی دارند تا در این فاصله، بیشترین تلاش خود را برای حفظ آزادی های مدنی و آزادی رسانه ها به کار گیرند.
سعيد حقيقی در کابل
پنج سال پس از تشکيل دولت جديد افغانستان که حاصل توافقات بن بود، در حال حاضر شمار رسانه های ديداری، شنيداری و نوشتاری اين کشور، از مرز ۵۰۰ نيز گذشته است.
برخی از اين ها زير نام رسانه های آزاد فعاليت می کنند. به اين موضوع در افغانستان و بيرون از آن به عنوان يک دستاورد بزرگ در عرصه آزادی بيان و انديشه نگاه می شود که در پی امضای توافقات بن به دست آمده است.
چيزی که پس از آن در روشنی احکام قانون اساسی افغانستان در چارچوب قانون فعاليت احزاب سياسی و قانون رسانه ها در اين کشور ضمانت اجرايی پيدا کرد.
در نتيجه، افغانها پس از چند دهه جنگ و رو در رويی نظامی برای نخستين بار در عمل آزادی بيان را تجربه کردند.
انتقاد
اين رسانه ها، به شدت کارنامه دولت را مورد انتقاد قرار می دهند و کاريکاتورهای مقامات بلند پايه را به چاپ می رسانند. به گونه ای که تا پيش از آن، در تاريخ رسانه ای افغانستان، کم نظير بوده است.
حامد کرزی رييس جمهور افغانستان، بار ها از اين روحيه رسانه ها استقبال کرده و در آخرين اظهارات خود در جريان سفر به هند در ديدار با نمايندگان برخی رسانه های آن کشور، آزادی بيان در افغانستان را "بی نظير" خواند.
آقای کرزی گفت " آزادی بيان در افغانستان در تمام منطقه بی مانند است. شايد آزادی مطبوعات در هند به اندازه ما باشد ولی برخی از کشور های همسايه در اين مورد، نمی توانند با افغانستان رقابت کنند".
او افزود: "اين در حالی است که چهار سال پيش ما تنها يک راديو تلويزيون ويران شده دولتی در اختيار داشتيم ولی حالا شمار تلويزيون های خصوصی به هفت - هشت تا می رسد".
رييس جمهور افغانستان همچنين به رسانه های نوشتاری در کشورش اشاره کرد و گفت: "شمار رسانه های چاپی از صدها نيز عبور کرده. اين رسانه ها من را مورد انتقاد قرار می دهند. من به افتخار می توانم بگويم که اين موضوع برای کشور جنگ زده افغانستان حرکتی به سمت دموکراسی است."
روی ديگر سکه
در اين عرصه می توان به دو مورد تهديد و خودسانسوری اشاره کرد. عبيد الهی مدير مسئول روزنامه اتفاق اسلام در هرات می گويد وابستگی مادی برخی رسانه ها موجب شده که آنها دست به خود سانسوری بزنند.
البته اين تنها هراس ميان تهی نيست ، بلکه عملا در برخی موارد گزارشگران در جريان کار و يا پس از نشر آن به تهديد، اختطاف و شکنجه از سوی منابع قدرت رو به رو شده اند.
زندان
روح الله انوری گزارشگر راديوی آزادی در ولايت کنر يک تن از روزنامه نگارانی است که يک سال و نيم پيش زمانی که يک هلی کوپتر نيروهای آمريکايی در اين ولايت سقوط کرد و او می خواست از اين رويداد گزارش تهيه کند از سوی نيروهای امنيتی بازداشت شد.
او سر انجام با وساطت سازمانهای حمايت از حقوق روزنامه نگاران از بند رهايی يافت.
آقای انوری می گويد" اين تجربه تلخ را من دارم. چرا که من مطابق به قانون آزادی رسانه ها در حال تهيه گزراش بودم که بازداشت شدم. بعضی وقتها دلم نمی خواهد که حقايق را بگويم چرا که نمی خواهم باز آن تجربه تلخ را تکرار کنم ولی وقتی به مسئوليتهای روزنامه نگاری توجه می کنم هر خطری را به منظور ارايه حقايق به جان می پذيرم."
در اين ميان مشکل رسانه های دولتی عمدتا اين است که بدون در نظر داشت شايستگی های يک فرد مجبورند گاهی به تمجيد و تعريف از کارنامه های او اقدام کنند.
عبدالله فرامرز روزنامه نگار افغان اين روحيه را زيانبار به حال رسانه های دولتی می داند. او می گويد تعريف و تمجيدهای بی مورد اعتماد مردم را از رسانه ها کاهش می دهد.
رابطه با احزاب
يک اتهام بزرگ بر شماری از رسانه ها در مورد روابط آنها با گروهها و احزاب سياسی است که گفته می شود نسبت به روابط با عام مردم بسيار پررنگ تر است.
لياقت علی امينی مدير مسئول روزنامه افغانستان می گويد در حال حاضر حدود ۹۰ حزب رسمی در افغانستان فعاليت می کنند که اين احزاب از راه نشرات خود تلاش می کنند مواضع شان را به اطلاع مردم برسانند.
بازتاب 'غيرواقعی'
انتقاد ديگری که بر برخی از رسانه ها وارد می شود دامن زدن به بی ثباتی در افغانستان است.
شماری بر اين باورند که برخی رسانه های آزاد در افغانستان به جای منافع و ارزشهای ملی به تفرقه افکنی مبادرت می ورزند.
حميد سلجوقی مدير مسئول روزنامه دانشجويی پگاه در هرات می گويد فعاليتهای مخالفان مسلح دولت بازتاب غير واقعی و پررنگ در رسانه ها دارد.
او می گويد گروه طلبان را يک بار ديگر رسانه های اين کشور به حيث يک نيروی متشکل به جامعه معرفی کرد.
بعضی نيز گمان می کنند که انتظارات رسانه ها بالاتر و بيشتر از واقعيات و امکانات دولت افغانستان است.
او می گويد آنچه را که رسانه ها مطرح می کنند از نظر حقوقی در توان دولت نيست که آنها را عملی کند.
از سوی ديگر انتقادهايی در مورد قانون رسانه ها نيز وجود دارد. اين قانون که پس از توافقات بن ساخته شد تا حالا دو بار مورد بازنگری قرار گرفته است.
انتقاد اصلی در مورد قانون رسانه ها اين است که معيارهای روشن کار رسانه ای در آن توضيح داده نشده است.
به همين دليل حالا برای با سوم قانون رسانه ها با برخی تعديلات به منظور تصويب شدن به مجلس نمايندگان افغانستان ارايه شده است.
در اين زمينه هم نگرانی های وجود دارد. برخی ها نگران اند که وارد کردن تغييرات و تعديلات ممکن است روند نهادينه شدن آزادی بيان و انديشه را که از موارد مهم در توافقات بن خوانده می شود خدشه دار کند.
ولی مقامات وزارت فرهنگ و جوانان اين نگرانی را به جا نمی دانند و معتقدند که آنها در راه تحيکم و گسترش فرهنگ رسانه ای در اين کشور عمل می کنند
واسع سروش در هرات
روزنامه غيردولتی سياست چاپ هرات، از معدود روزنامه های غيردولتی بود که در خارج از پايتخت افغانستان منتشر می شد.
فعاليت اين روزنامه که از پانزدهم دلو سال ۱۳۸۴ در هرات شروع به کار کرد، ديری نپاييد و اخيراً به دليل مشکلات اقتصادی از ادامه حيات بازماند.
مسئولان روزنامه سياست، افزون بر مشکلات مالی، "عدم حمايت نهادهای دولتی و غيردولتی" را نيز، دليل عمده ورشکست شدن روزنامه شان می دانند.
در کنار چندين هفته نامه و مجله، در هرات هم اکنون چهار روزنامه (يک دولتی و سه غيردولتی) چاپ و منتشر می شود که پس از کابل، اين شهر را در جايگاه دوم از اين منظر قرار می دهد.
اگرچه شمار بيشتر روزنامه و رسانه های نوشتاری در هرات نسبت به ساير ولايات کشور، می تواند نشانه ای از علاقه مردم اين شهر به مطالعه و توجه نسبی به فرهنگ روزنامه خوانی باشد، اما سطح اين فرهنگ هنوز به آن اندازه نرسيده است که روزنامه ها بتوانند با اتکا به فروش و جذب آگهی، درآمد کافی به دست آورند.
به گفته آقای رها، با محاسباتی که آنها کرده بودند، اگر فروش روزنامه سياست در چهار ماه اول، دست کم ۴۰ درصد از هزينه آن را تامين می کرد، آنها اميدوار بودند که پس از يک سال حتما با چاپ آگهی های بازرگانی، تمام مصارف خود را به دست آوردند.
اما اين پيشبينی اشتباه از آب در آمد. آقای رها می گويد: "استقبال مردم از اين روزنامه خوب بود تا جايی که در شماره ششم مردم خواهان چاپ مجدد آن شدند. اما با وجود اين، شمار خوانندگان روزنامه در افغانستان به اندازه ای نيست که با بلند بردن تيراژ آن مصارف خود را به دست آورد".
آقای رها می گويد که روزنامه او "مستقل، غير وابسته و رک" بوده و "در راستای تحقق دموکراسی و تضاد با هرنوع تندروی و بنيادگرايی" عمل می کرده است.
مدير مسئول روزنامه سياست همچنين ادعا می کند که "بعضی نهادها" به مسئولان روزنامه پيشنهاد کمک مالی کردند، "به شرط اينکه بر اساس خواسته های آنان پيش برود".
او معتقد است که نشريات چاپی در افغانستان، "به دليل کم بودن سطح افراد تحصيلکرده جامعه"، اميد زيادی برای تامين مخارج خود از راه فروش ندارند.
به نظر اين روزنامه نگار افغان، در افغانستان، رسانه های ديداری و شنيداری، مشتريان بيشتری نسبت به رسانه های نوشتاری دارند و او نيز مصمم است اهداف سياست را با راه اندازی يک راديو، در آينده نزديک دنبال کند.
هر هفته 'يک کتاب'
اداره فرهنگ و جوانان هرات می گويد در حا ل حاضر در اين شهر پانزده چاپخانه فعاليت دارد. چاپخانه هايی که به گفته ولی شاه بهره رييس فرهنگ و جوانان، به جای پرداختن به چاپ و نشر کتاب، بيشتر به چاپ آگهی ها و پوسترهای تبليغاتی می پردازند.
آقای بهره می گويد که بازار گرم معاملات و تجارت در هرات زمينه کار را برای چاپخانه های غير دولتی توسعه داده است.
وی می افزايد: وجود بيش از سی نشريه در هرات زمينه چاپ و نشر آنها را برای بيشتر چاپخانه ها فراهم ساخته است.
اما گفته می شود که آثار و دست نوشته شمار زيادی از نويسندگان و فرهنگيان هرات وجود دارد که به دليل مشکلات اقتصادی مجال چاپ و نشر نيافته است.
به گفته رييس اطلاعات و فرهنگ هرات هر چاپخانه دست کم هفته ای يک عنوان کتاب را چاپ می کند.
او از چاپخانه های غير دولتی می خواهد که بيشتر از پيش به چاپ کتاب توجه کنند.
رامين انوری در کابل
سازمان گزارشگران بدون مرز در يک نامه سرگشاده عنوانی حامد کرزی، رييس جمهور افغانستان، از آنچه نقض آزادی رسانه ها در اين کشور خوانده ابراز نگرانی کرده است.
روبرت مينارد، دبيرکل سازمان گزارشگران بدون مرز در اين نامه که امروز (پنجشنبه ۱۷ آگست) منتشر شد، نوشته که نقض آزادی رسانه ها ظرف هفته های اخير در افغانستان افزايش يافته است.
آقای مينارد در اين نامه از رييس جمهور کرزی تقاضا کرده "شخصا" و "با جديت" اين مسئله را بررسی کند.
اين نامه با اشاره به موارد مشخصی از آنچه خشونت با گزارشگران می خواند، از بازداشت يک گزارشگر راديوی محلی صدای صلح در ولايت پروان ياد کرده که به نقل از اين نامه، بدون اثبات جرم و ارايه شواهد عليه او، بيش از هفت ماه را در بازداشت بسر برده است.
در اين نامه آمده است که عبدالقدوس، گزارشگر راديو صدای صلح به اتهام تلاش ناکام برای قتل يک عضو پارلمان افغانستان در ولايت پروان بازداشت شد، در حالی که چندين شاهد عينی می گويند آقای قدوس زمانی که حمله به يک عضو پارلمان صورت می گرفت، در يک کارگاه آموزشی حضور داشت.
در اين نامه، همچنين به "واکنش تند" چندين عضو مجلس نمايندگان افغانستان نسبت به پخش برنامه هايی از شبکه تلويزيون خصوصی طلوع اشاره شده است.
از حمله به کمال سادات، گزارشگر راديوی بی بی سی در ولايت خوست نيز که هفته پيش اتفاق افتاد، به عنوان مورد ديگری از خشونت عليه خبرنگاران در افغانستان يادآوری شده است.
آقای سادات، زمانی که از دفتر به سوی خانه در حرکت بود مورد حمله گروهی از مردان مسلح قرار گرفت که در آن موتر (خودرو) کمره و کامپيوتر او از سوی افراد مهاجم، ربوده شد.
در اين نامه همچنين به حمله افراد مسلح به پايگاه راديويی استقلال در ولايت شرقی لوگر اشاره شده که به نقل از اين نامه، در آن نزديک به پنجاه هزار دلار به اين راديو خساره وارد آمد.
آقای مينارد، دبيرکل سازمان گزارشگران بدون مرز در اين نامه نقش رسانه ها را در تامين ديموکراسی در افغانستان سازنده توصيف کرده و از آقای کرزی خواسته است "فضای مناسب کاری و بدون تهديد" را برای گزارشگران فراهم کند.
آقای مينارد خطاب به رييس جمهور کرزی نوشته است: "ما باور داريم که شما اين مسئله را مورد بررسی دقيق قرار خواهيد داد."
سعيد حقيقی در سفر به هرات
آهنگ سازندگی و دگرگونی در هرات نسبت به ديگر نقاط افغانستان، حتی کابل در سالهای پس از طالبان، شتاب بيشتری داشته و اين شهر را به قطب صنعتی و يک مرکز فرهنگی در افغانستان تبديل کرده است.
در کنار چندين هفته نامه و مجله، در هرات هم اکنون چهار روزنامه (يک دولتی و سه غيردولتی) چاپ و منتشر می شود که پس از کابل، اين شهر را در جايگاه دوم از اين منظر قرار می دهد. اين نشان می دهد که همچون سازندگی و پيشرفت صنعت و اقتصاد، پيشرفت در عرصه فرهنگ و رسانه ها نيز در اين ولايت محسوس بوده است.
نخستين تلويزيون غير دولتی در افغانستان به نام "سيمای غوريان" در سال 2003 ميلادی در يک ولسوالی به همين نام در هرات گشايش يافت که به علت محدود بودن گستره پخش (سی کيلومتری اطراف ولسوالی غوريان)، به اندازه ديگر تلويزيونهای غير دولتی که پس از آن آغاز به کار کردند، بازتاب خبری نداشت.
گشايش اين تلويزيون، در زير حاکميت اسماعيل خان، حرکتی متفاوت با راه اندازی تلويزيونهای خصوصی در مرکز و ديگر شهرهای افغانستان بود، زيرا اسماعيل خان والی وقت هرات، متهم به برنتافتن آزادی رسانه و ميدان ندادن به دگر انديشان بود.
فرهنگ خاموشی
هرچند شماری، وضيعت رسانه های محلی را در زمان محمد خير خواه، والی پيشين، بهتر از هر زمان ديگر ارزيابی می کنند.
بسياری ها هرات را در زمان اسماعيل خان "جامعه بسته" می خواندند ولی به نظر می رسد امروز نيز اين شهر تا رسيدن به يک جامعه باز فاصله زيادی دارد.
حتی شماری در هرات می گويند در زمان اسماعيل خان آزادی بيان بيشتر از امروز پاس داشته می شد و حداقل صدای اعتراض روشنفکران را می شد شنيد؛ چيزی که در حال حاضر جای خود را به نوعی انفعال و فرهنگ خاموش داده است.
'والی عصبانی می شود'
من در يک شماره روزنامه اتفاق اسلام، به شش تا هفت خبر مواجه شدم که به ديدارهای والی هرات اختصاص داشت.
عناوين اين خبرها نيز برخلاف رسم معمول با نام والی آغاز می شد به گونه مثال: "با حضور والی هرات اتاق تجارت بين الملی افتتاح شد..."
نقيب آروين، سردبير روزنامه اتفاق اسلام مشکل ديگر کار روزنامه نگاری را در هرات ذکر نام مسئولان می خواند.
او می گويد: "اگر نام يکی از مسئولان هرات در خبری وارد نشود، اعتراض می کنند."
من در يک خبر نشر شده در اين روزنامه بيش از سی نام را هم ديدم.
خبرگزاری والی؟
آژانس اطلاعاتی (خبرگزاری) باختر را والی هرات از محل اصلی آن در رياست اطلاعات و فرهنگ به ساختمان ولايت انتقال داده است؛ آنگونه که در هرات آژانس اطلاعاتی باختر را "آژانس والی هرات" می گويند.
او افزود در ميان پخش يک برنامه، ناگهان دستيار والی تلفن می کند و دستور می دهد که فلان بيانيه والی را پخش کنيد.
اين مسئول تلويزيون هرات همچنين گفت برنامه صدای مردم که به انتقاد از مسئولان می پرداخت پس از نشر سه برنامه، متوقف شد.
چندی پيش والی هرات در توجيه اين برخورد به يک روزنامه نگار در هرات گفته بود که روزنامه اتفاق اسلام و تلويزيون هرات، رسانه های دولتی هستند و اين رسانه ها بايد خبرها و موضوعات مربوط به ولايت را انعکاس دهند.
مردم شکايات و انتقادهای زيادی دارند ولی گويا در رسانه های محلی جايی برای بازتاب اين شکايتها وجود ندارد.
هم دوران محمد اسمعيل خان وهم دوران سيدمحمدخيرخوا ه فضای مناسبتری در هرات موجود بوده وهم اکنون والی هم فضای دربسته تری را درهرات حاکم ساخته است وهم در زمان او، مشکلات درگيری مذهبی دامن زده شد که در هرات بی سابقه بنظرميرسد. نور احمد رجاء - دوشنبه تاجيکستان
آقای کرزی چرا و از کجا اين والی ها را پيداکرده است؟ اگر آقای کرزی در باره اين ها تصميم نگيرد به زيان مردم و وطن است و در مورد چند والی بايد گفت که جفا به وطن است. بعضی از اين والی ها، کسانی هستند که هر روز ملت را از دولت دور می کنند و من بحيث يک فرد بيچاره از ملت، از آقای کرزی خواهش می کنم هر چه زوتر درباره اين افراد تصميم جدی بيگيرند و نام خود را در تاريخ بد نکنند. عتيق - کابل
به نظرمن آنچه که امروزه در مورد رسانه های گفتاری و نوشتاری در هرات صحبت می شود که گويا رسانه ها در اين ولايت آزادی ندارند به اين صورت نيست. مشکل اينجاست که عده ای ازخبرنگاران ميخواهند تا از طريق برهم زدن اعصاب اشخاصيکه در راس ارگان های دولتی قراردارند تا به نحوی که باآ نان به مجادله بپردازند تا از اين طريق خود را ميان جامعه معروف بسازند چنانکه اين موضوعات چندين مرتبه درهرات به وقوع پيوست اما بدون کدام کنجکاوی به ضررمقامات دولتی خاتمه يافت . چر اتاکنون کسی پرسان نميکند که آيا کسانی که در رسانه ها کار ميکنند در واقع حقوق وظايف خود را ميشناسند ياخير؟ شاهپور صابر - هرات
همه بايد آزادی بيان و دموکراسی ايمان داشته باشند ولو که هر مقامی باشد. سلطان حميد مايار - هرات
والی هرات بايد به مطبوعات اجازه دهد که آزادانه نظرات مردم را انعکاس دهد. نبايد کاری کند که بنام شعارهای دموکراسی آزادی بيان را خفه کند. اما چيزی ديگری که قابل يادآوری است اين است که روزنامه داخلی در افغانستان بسيار کم به حقيقت و خواست مردم می پردازد چون اگر متوجه شويد همين روزنامه ها به نوعی وابسته به يک حزب يا تنظيم و حتی ميتوان گفت به يک قوم مربوط است. در اين صورت نبايد انتظار داشت که آنها حقيقت و خواست مردم جامعه را نشر نمايد. جز تعريف از وابستگان خود و انتقاد از حزب های مخالف شان. محمد امير غلامی - باميان
با توجه به ظرفيت های بالای فرهنگی،ا جتماعی، امنيتی و اقتصادی موجود در هرات، روند بازسازی چندان پر شتاب بچشم نمی خورد، خصوصا سهم دولت در ايجاد پروژهای اساسی بسيار اندک است. از احداث شهرک صنعتی هرات نهايت خرسندم و از مسولين محترم دولت می خواهم که با برنامه ريزيهای درست از سرمايه گذاريهای خصوصی حمايت همه جانبه نمايند و به اميد روزی که افغانستان هم در عرصه صنعتی قدمهای به جلو بردارد. خالد عاصمی - دبی
هارون نجفی زاده در مزارشريف
تصويب قانون مطبوعات آزاد در افغانستان پس از طالبان، زمينه کم سابقه ای را برای ظهور صدها نشريه در سراسر اين کشور فراهم کرد.
از سوی ديگر، توجه سازمانهای جهانی مدافع آزادی بيان و ياری مالی و معنوی آنها به نشريات نوپای افغانستان که تازه الفبای دموکراسی را تمرين می کنند، به رشد و افزايش شمار نشريات و ايجاد انگيزش کار در ميان دست اندرکاران رسانه های افغان، انجاميد.
اما اکنون که مدتی از آن گرمی روزهای اول کار در بازار نشريات افغانستان می گذرد، شمار زيادی از اين نشريات، به ويژه در ولايات، يک پی ديگر از کار باز می ايستند.
مزار شريف، مرکز ولايت بلخ، که از شهرهای فرهنگی افغانستان به شمار می رود نيز، به گونه مثال با همين معضل دست به گريبان است.
منابع محلی، از صدور مجوز به بيش از ۷۰ مجله، هفته نامه، روزنامه و نشريه در سالهای پس از طالبان در ولايت شمالی بلخ خبر داده بودند.
اما به گفته صالح محمد خليق، رييس اداره اطلاعات و فرهنگ ولايت بلخ، اکنون حتی هفت نشريه در مزار شريف به طور مرتب و منظم اقبال چاپ نمی يابند.
در ساير مناطق افغانستان هم قصه کمابيش همين طور است.
عوامل زوال
روزنامه نگاران و کارشناسان امور فرهنگی افغان چندين عامل را در زوال نشريات نوظهور افغانستان، موثر می دانند.
شفيق پيام، روزنامه نگار و مدير مسئول روزنامه بازتاب در مزار شريف می گويد که مانع اصلی بر سر راه چاپ دوامدار روزنامه وی، نداشتن يک منبع تمويل کننده پايدار و مشکلات اقتصادی است.
آقای پيام می گويد که نهادهای مدافع آزادی بيان، برای يک مدت معين، پروژه حمايت از نشريات آزاد را تمويل می کنند اما بعد از اين مدت، اين نهادها ديگر کاری به کار اين نشريات ندارند و نشريات آزاد با رکود مواجه می شوند.
از ديد آقای پيام، اين "کوتاه نگری" نهادهای طرفدار آزادی بيان را می رساند که در مورد کارهای مطبوعاتی، مقطعی می انديشند.
کوتاهی دولت
صادق عصيان، شاعر و نويسنده، معتقد است که دولت افغانستان به رغم تصويب قانون مطبوعات آزاد در اين کشور، با "چشم داشت و طمع" با روزنامه ها برخورد می کند.
او می گويد: "دولت زمينه های کاربردی را برای کمک و معاونت به دست اندرکاران نشريات فراهم نکرده است و به همين سبب است که اصلی ترين عامل زوال روزنامه ها و نشريات در افغانستان را کسر بودجه و ناتوانی مالی مديران آن شکل می دهد".
'بازی خام'
آقای قادری اعتقاد دارد که شوق و انگيزه ای که برای دست اندرکاران نشريات در افغانستان در اوايل کار يا حتی پيش از آغاز نشرات بوجود می آيد، ماندگار نيست و سرانجام از بين می رود که همراه با خود نشريه را نيز می بلعد.
سيد ميثم نجفی مدير مسئول نشريه آتش در مزار شريف هم، ضمن تاييد عوامل نامبرده تاکيد دارد که عدم ساماندهی به امور نشراتی می تواند از عوامل اصلی سقوط يک نشريه باشد.
وی می گويد: "دست اندرکاران مطبوعاتی افغان نتوانسته اند يک نظام معين مديريت نشرات و بازاريابی را بوجود آورند که مثلاً در بخش بازاريابی چه کارهايی انجام پذيرد، در زمينه فروش نشريات و جلب مشتری چه اقداماتی شود يا در مورد خبرنويسی و جمع آوری اطلاعات چه برنامه هايی روی دست گرفته شود."
آقای قادری هم اين نظريه را تاييد می کند و می افزايد: " بسياری از همکاران ما (اهالی مطبوعات) بازی را خام شروع می کنند و بعد از يک دوره معين در جريان کار که پولهای شان تمام شد و نشريه نتوانست روی پايش بايستد، طبعی است که راه ديگری جز سقوط باقی نمی ماند."
شهرت
وی می گويد: "بعد از اينکه کارهای اصلی دست اندرکاران روزنامه ها مثل تحصيل، تجارت، ماموريت و ... بر آنها غلبه کرد، روزنامه نگاران چاره ای جز توقيف نشريه شان ندارند".
شناخت مخاطب
اما صادق عصيان استاد دانشگاه بلخ می افزايد که عدم توانايی برای شناخت مخاطبان مطبوعاتی هم به عوامل سقوط يک نشريه در افغانستان کمک می کند.
او می گويد:"بسياری از نشريات ما اصلا نمی دانند که برای چه قشر يا گروهی نشرات دارند. آنها مطالب را بدون درک درست از طعم مخاطبان، خوانندگان يا شنوندگان گزينش می کنند و به روی کاغذ می آورند. اما اغلب اين مطالب جز اينکه صفحه ای از روزنامه را پر کند، کار ديگر نمی کند."
اين استاد دانشگاه، مجله ادبی معروف خط سوم را که از سوی افغانهای مهاجر در مشهد ايران چاپ می شود و در ميان فرهنگيان و اديبان افغان به سبب پرداختن تنها به مسايل فرهنگی و ادبی هواداران زياد دارد، مثال می زند و می افزايد:" بايد نشريات، سياست نشراتی روشن تری داشته باشند و بدانند که برای چه مخاطبانی نشرات می کنند؛ چه اشخاص يا گروه هايی از کار آنها استفاده می نمايند و کارآنها به درد که می خورد تا دست کم طرفداری يک گروه معين مخاطبان را با خود داشته باشند. "
معيارهای روزنامه نگاری
اما صالح محمد خليق رييس اداره اطلاعات و فرهنگ ولايت بلخ، می گويد معيارهای را که نشريات افغانستان در روزنامه نگاری در نظر گرفته اند، با بايدهای حرفه ای ژورناليسم غالباً سازگاری ندارد:
اين نويسنده افغان می افزايد: "و اين مشکل است که تمام جناحها به روزنامه هايی که انصاف و عدالت را رعايت نمی کنند، اعتماد داشته باشند و عدم اعتماد به روزنامه نگار، کارهای نشراتی را بی معنا می کند زيرا مشکل است که مردم حرفهای شما را نشوند و شما بخواهيد به زور با آنها حرف بزنيد."
نبود فرهنگ روزنامه خوانی
با وجود تمام اين عوامل که زمينه را برای زوال نشريات در افغانستان مساعد می کند، يکی از مسايل مهم تر، فقر فرهنگ روزنامه خوانی در افغانستان است.
درصد بالايی از مردم افغانستان از داشتن سواد محروم اند و برخلاف کشورهای غربی که روزنامه نگاری در آنجا از بزرگترين تجارتها به شمار می رود، اغلب مردم افغانستان قادر به خواندن عنوانهای درشت روزنامه ها نيستند چه اينکه با خريد روزنامه ها، به بازار اين کار رونق دهند.
اين گونه است که بستر تمام عوامل نامبرده در زمينه رو به زوال رفتن يک نشريه را در افغانستان می گستراند.


![]() |



