![]() |
|
نوید روز ،تربیون ازاد روشنفکران، در زمینه های آشتی ملی ،تفاهم
|
|
داستان کشته شدن دو سرباز سویدنی در افغانستان
حامد رشیدی/
ضیافت کرزی به افتخار طالبان!نساء امیری
حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان هنوز دیدگاه
ایده آل گرایانه و نادرستی
نسبت به برگزاری کنفرانس لندن دارد.اصلی ترین پیامد
برگزاری این کنفرانس
مطرح شدن دوباره نام طالبان در معادلات سیاسی کابل
بود.بر این اساس ممکن
است مذاکرات پشت پرده برخی سران طالبان و دولت
افغانستان حالت علنی تری
پیدا کند و حتی برخی شورشیان طالبان نیز به جمع
مذاکره کنندگان
بپیوندند.این درحالیست که بر اساس روحیات و خط مشی
طالبان اساسا تقسیم
قدرت میان آنان و دیگر گروههای سیاسی معنا و مفهومی
ندارد.طالبان طی
سالهای اخیر نشان داده است که دنبال کل قدرت است و
در فاصله بین “همه”و”هیچ”زیستگاهی
ندارد.!ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای اروپایی
نیز مشغول کارگردانی صحنه های تکان دهنده
بازگشت طالبان به افغانستان
هستند.طالبانی که این روزها اوباما به بهانه
حضور آنها با افزایش سی هزار
نیروی اشغالگر اضافه در افغانستان موافقت
کرده است،با چراغ سبزهای مکرر
دموکراتهای کاخ سفید مواجه شده اند.ادامه…
چرا عربستان ؟ علاقمندی عربستان به افغانستان چند جانبه است. این کشور به طور سنتی روابطی دوستانه با طالبان دارد و قرار است چون سال ۲۰۰۸ میان آنان و دولت مرکزی افغانستان میانجیگری کند. عربستان سعودی در گذشته با طالبان همکاری میکرد و یکی از سه کشوری بود که در گذشته در کنار پاکستان و امارات متحده عربی دولت طالبان را در دهه ۱۹۹۰ به رسمیت شناخت. کارشناسان افغانستان حتی بر این نظر هستند که کمکهای عربستان سعودی در به قدرت رسیدن طالبان و حفظ قدرت آنها نیز بسیار موثر بوده است. حال عربستان میخواهد مجددا میان طالبان و دولت کرزی میانجیگری کند. کارشناسان معتقدند که این میانجیگیری میتواند مفید باشد چرا که مبارزه با تروریسم بخشی از سیاست عربستان سعودی است. اما مقامات این کشور سعی در پیادهکردن برنامهای دینی در سراسر جهان دارند؛ برنامهای که با معیارهای سیاست جاری دولت مرکزی افغانستان همخوانی ندارد. این سیاست عربستان حتی میتواند به تقویت طالبان نیز منجر شود.ادامه…. این پرسش مطرح است که با چنین درکی از سیاست عربستان، این کشور چگونه میتواند با میانجیگری خود نظر دولت مرکزی را که خواهان امنیت و صلح است با نظر اسلامی افراطگرایانه طالبان هماهنگ کند؟ البته عربستان سعودی میتواند بر طالبان تاثیر بگذارد، اما مشکل اساسی ارتباط سران طالبان با القاعده است. عربستان سعودی با القاعده و اسامه بن لادن رهبر آن دوستی ندارد و بن لادن نیز امرای عربستان را بارها به ترور و نابودی تهدید کرده است. به همین دلیل هم عربستان سعودی در سال ۱۹۹۱ اسامه بن لادن رهبر القاعده را به خاطر حمله به خانواده سلطنتی از این کشور اخراج کرد. به همین دلیل است که عربستان نمیتواند با سران طالبان که روابطی تنگاتنگ با القاعده دارند بر سر صلح با دولت مرکزی افغانستان صحبت کند. روز دوم فوریه سال جاری هنگامی که کرزی به عربستان رفت تا از رهبری این کشور تقاضای میانجیگری کند، گفته شد که برقراری صلح تنها در صورتی امکان پذیر است که طالبان اسامه بن لادن را از صفوف خود خارج کند. اما عربستان خارج از اختلاف با اسامه بن لادن خواستار آن است که افغانستان مرکزی برای نفوذ سیاسی کشورهای همسایه نشود. رهبری این کشور بخصوص مخالف شدید نفوذ ایران در افغانستان است و به عنوان رقیب ایران در منطقه سعی بر آن دارد تا از نفوذ خود بر طالبان استفاده کند تا در افغانستان همچنان به عنوان قدرتی مهم در منطقه قدرتنمایی کند. به هر حال شروع مذاکرات با هر جناحی از طالبان قدمی است به سوی هدفی که دولت مرکزی افغانستان و همچنین غرب در پی آن است. اگر عربستان چنین مذاکراتی را فراهم آورد موفقیت خود و غرب را در منطقه تامین کرده است.
هیـچ صـلحی بـدون همـسایه امـکان پـذیر نـیست«نه تنها آمریکاییها، بلکه انگلیسیها و آلمانیها نیز که دارای بیشترین نیرو در افغانستان هستند، مدتهاست که از جنگ افغانستان خسته شدهاند. افغانها نیز دیگر از زندگی در ترس و وحشت همیشگی متنفر هستند و امید آنها برای تحقق صلح در کشورشان تا کنون برآورده نشده است.» روزنامهی آلمانی زوددویچه در تحلیلی با اشاره به عملیات گستردهی ناتو که با کمک نیروهای نظامی افغانستان علیه طالبان در جریان است و با تاکید بر لزوم حل منطقهای بحران افغانستان، آورده است: «به نظر نمیرسد که برای جامعهی جهانی فرصتهای زیادی در افغانستان باقی مانده باشد، چرا که افغانها اکنون بیشتر حضور سربازان خارجی را در مقایسه با حضور طالبان تهدیدی علیه خود میدانند. این مساله گرچه ساده به نظر میرسد، اما انعکاس دهندهی واقعیت زندگی بخش عظیمی از مردم افغانستان است. ناتو با کمک ارتش افغانستان درحالی “عملیات مشترک” را آغاز کرده است که این عملیات گستردهترین تهاجم نظامی ناتو علیه طالبان از سال ۲۰۰۱ میباشد؛ عملیاتی که قبل از هر چیز اثبات کنندهی قدرت افراطیون است. اکنون ناتو با عملیات خود تلاش میکند که با زور طالبان را مجبور به مذاکره کند، اما این که این عملیات تا چه حد میتواند با پیروزی همراه باشد، کاملا نامشخص است. به نظر نمیرسد که عملیات ناتو که با ابزار نظامی در حال انجام است و با هدف بیرون راندن افراطیون از یک استان انجام میشود، مشکل بزرگ ناتو باشد بلکه بیشتر به نظر میرسد حفظ امنیت منطقه، بهبود چشم اندازهای اقتصادی، ایجاد زیرساختها و ثبات دائمی و مبارزه با چالش مواد مخدر، مشکلات بزرگتر پیش روی ناتو باشد؛ چرا که در سال ۲۰۰۹ نیز عملیات گستردهای در جنوب افغانستان از سوی ناتو صورت گرفت؛ عملیاتی که با ثبات و تبعات بلند مدت همراه نبود.ادامه… به عبارت دیگر، باید گفت که عملیات جدید ناتو سرنوشت افغانستان را به همان اندازه کم و ناچیز تعیین خواهد کرد که کنفرانس لندن چشم اندازهای آتی افغانستان را ترسیم کرد. زمان شروع تبیین استراتژیهای بزرگتر در مورد افغانستان نیز به سر رسیده و اکنون ناتو باید بیشتر به فکر ایجاد ثبات در کل منطقه باشد؛ چرا که همسایههای افغانستان بیش از پیش بر سر قدرت و تاثیرگذاری بر کابل با یکدیگر رقابت دارند. به ویژه بعد از آنکه زمزمههای عقب نشینی نیروهای خارجی از افغانستان مطرح شده است، رقابت کشورهای همسایه افغانستان چشمگیرتر شده است. به عبارت دیگر، باید گفت که هند و یا پاکستان بیش از عملیاتها و تهاجمهایی همچون عملیات هلمند بر ثبات افغانستان تاثیرگذارند. این تاثیرگذاری زمانی پررنگتر میشود که نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند. یکی از روزنامههای معروف هند نیز در این ارتباط با اشاره به پیشنهاد اسلام آباد برای میانجیگری مذاکرات با طالبان آورده است: “پاکستان ۱، هندوستان صفر”. آمریکاییها نیز در دههی ۸۰ برای آسیب رساندن و شکست دادن دشمن همیشگی خود یعنی شوروی سابق، روی مجاهدین سرمایه گذاری کردند. بعد از خارج شدن شوروی سابق از افغانستان در سال ۱۹۸۹ نیز این کشور بار دیگر در هرج و مرج فرو رفت و طالبان به قدرت رسید. اکنون این کشور بار دیگر به صحنهی بازیهای خصمانه و رقابت دیگر کشورها تبدیل شده است؛ به گونهای که میتوان گفت هند از دخالت طالبان در قدرت و حضور آن در کابل هراس دارد و از زمانی که غرب زمزمهی مذاکره با طالبان را مطرح کرده است، این کشور خود را از سوی غرب پس زده میبیند. این در حالی است که بر خلاف آن، پاکستان حضور طالبان را فرصتی ارزشمند برای منافع خود میداند تا بتواند مولفههای قدرت خود را در کابل مستقر کرده و با کمک حضور طالبان در دولت و در شرایطی که دیگر ناتو در افغانستان نیست، دستیابی به منافع خود را تضمین کند. افغانستان نمیتواند از بیرون این کشور و با کمک نیروهای خارجی رهایی یابد. ثبات در این کشور تنها در صورتی ایجاد خواهد شد که بتوان به راهحلی منطقهای و فراگیر دست یافت. غرب نیز باید بکوشد که همسایههای مخالف یکدیگر را به توازن برساند.»
قوماندان سابق نیروهای شوروی در افغانستان به غرب توصیه کرد که با طالبان متحد شودروسلان آوشوف: اعزام سربازان بیشتر به افغانستان برای این کشور پیروزی به همراه نخواهد آورد
روسلان اوشوف، فرمانده سابق نیروهای شوروی سابق که عنوان “قهرمان شوروی ” را نیز به خود اختصاص داده است، بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ به عنوان رییس جمهوری اینگوشتیا مشغول به کار بوده است.
وی در گفتوگو با روزنامهی دی تسایت آلمان اظهار داشت: اعزام سربازان بیشتر به افغانستان برای این کشور پیروزی به همراه نخواهد آورد. متن مصاحبهی صورت گرفته با وی سوال: آیا میتوان گفت که جنگ افغانستان آغازی برای پایان شوروی سابق بود؟ پاسخ: من فکر نمیکنم که این طور باشد. مشکلات سیاسی داخلی، سیاست در عرصه بینالمللی و مشکلات اقتصادی که وجود داشت، شرایط اضمحلال شوروی سابق را فراهم آورد. با این وجود جنگ افغانستان بار بزرگی بر دوش این کشور بود. سوال: ناتو نیز از ۹ سال گذشته در افغانستان میجنگد. آیا غرب و به ویژه آمریکا از اشتباهاتی که شوروی سابق در این کشور مرتکب شد، درس گرفتهاند؟ پاسخ: ناتو اشتباهات بسیاری در افغانستان انجام میدهد و اغلب این اشتباهات همانند اشتباهاتی است که ما انجام دادیم. سوال: مثال بزنید؟ پاسخ: برای مثال افغانها نمیتوانند حضور مسلحانه را در این کشور تحمل کنند. این مساله را تاریخ به کرات ثابت کرده است. علاوه بر این، حضور ما در افغانستان به این دلیل با شکست روبرو شد که ما تلاش کردیم افغانها را وادار به پذیرش سبک زندگی و ارزشهای خود کنیم. برای مثال، ما در این کشور اتحادیه جوانان کمونیست، یک سازمان پناهندگان و یک حزب طبق الگوی شوروی سابق ایجاد کردیم. شما نیز در شرایط فعلی مشغول پیاده کردن راهحلهایی قبلی ما هستید. جدایی دین و سیاست در حالی در افغانستان مطرح میشود که افغانها مردمی مذهبی هستند. غرب نیز اشتباهات مشابهی را انجام میدهد. علاوه بر این، غرب امکان توسعهی این کشور را آن هم توسط مردم این کشور از افغانها گرفته است. من فکر میکنم که تعداد حدود ۱۰۰ هزار سرباز غرب در افغانستان، تعداد بسیار زیادی است. سوال: این تعداد قرار است بیشتر نیز شود؟ آلمان نیز با تبعیت از استراتژی جدید اوباما در افغانستان قرار است سربازان بیشتری را به این کشور اعزام کند. سربازانی که قرار است بیشتر به بازسازی افغانستان و توسعهی بخش غیرنظامی مبادرت ورزند. این استراتژی، واگذاری تدریجی مسوولیت به افغانها را نیز پیش بینی میکند. این استراتژی چگونه میتواند با موفقیت همراه شود؟ پاسخ: ما در نقطهی اوج جنگ افغانستان حدود ۱۲۰ هزار نیرو در افغانستان مستقر کرده بودیم. ما با این امید که تغییری حاصل شود، به تعداد نیروهای خود میافزودیم. جامعه بین المللی باید کمکهای خود را به افغانستان محدود به ایجاد زیرساختهای دولتی و تقویت اقتصاد افغانستان کند. غرب نباید ساختار و یا قانون اساسی را که منطبق با ارزشهای غرب است به این کشور تحمیل کند. اگر افغانها داشتن “لویی جرگه” را بهتر از پارلمان میدانند، این مساله تنها به خود آنها مربوط است. مشابه همین موضوع، این مساله است که افغانها خود تصمیم گیری کنند که طبق حقوق شهروندی غرب زندگی کنند یا قوانین شریعت. جامعه بین المللی همچنین احتیاج به نگرانی برای افغانستان و مراقبت از این کشور ندارد، چرا که افغانستان از سوی هیچ یک از کشورهای همسایهاش تهدید نمیشود. سوال: و تهدید تروریسم و تروریستها چه میشود؟ پاسخ: مبارزه با تروریسم مفهومی بسیار گسترده است که مفاهیم و مضامین دلخواهی به آن اطلاق شده است. در شرایط فعلی در حالی طالبان به عنوان تروریست به حساب میآید که این گروه بخشی از مردم افغانستان است. بخشی از مردم افغانستان که مواضع رادیکالی دارد و خواهان زندگی افغانها طبق قوانین شریعت است. در هر صورت و با هر تعریفی، باید با تروریسم با ابزاری دیگری مبارزه کرد؛ با نیروهای ویژه، اقدامات عملی و بررسیها و بازجوییهای مخفیانه نه با اسلحه غرب. اما غرب دقیقا به برخورد مسلحانه روی آورده و در بعدی وسیع نیز حملهی هوایی در پیش گرفته است. این مساله رنج و دردسرآفرینی برای غیرنظامیان را به دنبال داشته است. از این رو، این غیرنظامیان به طرفداری از طالبان روی میآورند. سوال: عملیات ناتو در پاییز سال ۲۰۰۱ یعنی زمان شروع آن با استقبال بسیاری روبرو شد. افغانها، ناتو را عامل رهایی بخش و برپا کنندهی نظم در کشور خود میدانستند. همان طور که در سال ۱۹۷۹ سربازان ارتش سرخ بعد از سقوط پادشاه این کشور در سال ۱۹۷۳ به ثبات افغانستان کمک کردند. سوال: شروع نارضایتی از حضور نیروهای خارجی در افغانستان از چه زمانی آغاز شد؟ پاسخ: ما به طور سنتی دارای بهترین روابط با افغانستان هستیم. ما در این کشور زیرساختها و صنایع بسیاری تاسیس کرده بودیم، با این وجود تمام مردم این کشور علیه ما ایستادند؛ همانطور که اکنون در مقابل ناتو ایستادهاند. ایستادگی آنها در برابر ما درست زمانی آغاز شد که ما شروع به دخالت در سیاست داخلی افغانستان نمودیم. سوال: ناتو در مقایسه با شوروی سابق از محبوبیت کمتری در بین افغانها برخوردار است. چرا؟ پاسخ: ما از کمک خود به افغانها اطمینان داریم. سوال: غرب نیز همین کار را میکند؟ پاسخ: شما اکنون با طالبان که بخشی از ملت افغانستان است در حال جنگ هستید. سوال: شوروی سابق نیز علیه مجاهدین به عنوان بخشی از ملت افغانستان جنگید. پاسخ: تنها ۱۵ درصد از نیروهای ما در افغانستان مشغول جنگ بودند. ۸۵ درصد نیروهای ما بیشتر به حفاظت از آوارهها و زیرساختهای این کشور مشغول بودند. علاوه بر این، ما با هدف پیروزی درافغانستان نبودیم، بلکه حفظ و نگهداری و بهبود زندگی اجتماعی هدف ما بود. سوال: غرب نیز در سالهای اخیر به تیمهای بازسازی افغانستان تکیه کرده است. آیا این استراتژی اشتباه است؟ پاسخ: هدف اصلی عملیات ضد ترور ناتو، ایجاد و حفظ ثبات است یا چیز دیگری؟ اگرحفظ ثبات وامنیت است، غرب باید با طالبان به وحدت و اتحاد برسد. سوال: تحت چه شرایطی؟ پاسخ: این مساله در مذاکره با طالبان روشن خواهد شد که آنها چه میخواهند. تنها در این صورت افغانستان به یک کشور تبدیل میشود. در حال حاضر افغانستان به منطقه تحت مدیریت و سرپرستی نیروهای بینالمللی تبدیل شده است. جامعه بین المللی باید افغانها را مجبور به صلح و آشتی ملی کند. سوال: آیا اصلا ثبات و دموکراسی را میتوان با هم و به شکل تواما داشت؟ پاسخ: بستگی دارد که درک و فهم ما از دموکراسی چه باشد. هر ملتی شکل تاریخی رو به رشدی از دموکراسی را داراست. اجازه دهید که افغانها خود به تنهایی انتخاب کنند که خواهان سیستم حقوقی اسلامی هستند یا نه. دموکراسی به معنای داشتن امکان انتخاب بین گزینههای مختلف است. سوال: یعنی غرب باید دموکراسی تاریخی تدریجی و رو به رشد افغانها را درک کند و بپذیرد؟ پاسخ: بله و همچنین فرهنگ، مذهب و رسوم اختصاصی افغانها را. ببینید من یک اینگوش هستم. طبق قوانین اینگوشها من اجازه ندارم که کنار پدر خود بنشینم، بلکه باید در حضور وی بایستیم. به خاطر همین من بسیار لائیک هستم. این که ما با این قضیه چه طور کنار بیاییم به خودمان مربوط است و اجازه نمیدهیم که کسی ما را در این مورد مجبور کند. سوال: همکاری نزدیکتر روسیه و ناتو در قبال افغانستان و افغانها چگونه تغییر میکند؟ پاسخ: روسیه و کشورهای شوروی سابق در آسیای مرکزی دارای پتانسیل نفوذ بسیار زیادی هستند. بسیاری از افغانها در شوروی سابق آموزش دیدهاند و بسیاری نیز روسی صحبت میکنند. سوال: به همین دلیل آندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو، در دیدار از مسکو به طور رسمی خواهان فعالیت جدیتر روسیه در عملیات ضد ترور ناتو در افغانستان شد. شکل این همکاری چگونه خواهد بود؟ البته منظور ما چیزی بیشتر از بهتر شدن وضعیت پشتیبانیهای ترانزیتی و حمل و نقل از سوی روسیه است. پاسخ: اگر در کار ترانزیت مشکلاتی پیش آمده، باید دراین مورد مذاکره شود. سوال: آیا شما میتوانید مشارکت و دخالت مستقیم روسیه را در عملیات ضد ترور ناتو در افغانستان متصور شوید؟ پاسخ: چنین مشارکتی وجود نخواهد داشت. این مساله را پاتووشوف، هماهنگ کنندهی شورای امنیت ملی روسیه اخیرا اظهار داشت. طبق اظهارت وی، هیچ نیروی سیاسی و هیچ مادری با اعزام نیروهای روسی به افغانستان موافقت نخواهد کرد. سوال: ویکتور ایوانوف، رییس اداره مبارزه با مواد مخدر، از توسعهی نیروهای سازمان ملل در افغانستان برای مبارزه با مواد مخدر سخن به میان آورده بود؟ پاسخ: عالی است، من بسیار موافقم. مواد مخدر بزرگترین تهدید امنیتی روسیه است. ۹۰ درصد مواد مخدر این کشور از افغانستان میآید. سوال: بهای همکاری نزدیکتر روسیه با ناتو در افغانستان که مورد خواست ناتوست، چیست؟ پاسخ: این مساله باید در مذاکرات روشن شود. ما و ناتو مشکلات بسیار و دیدگاههای متفاوتی داریم، اما مواد مخدر مصیبتی است که همه را تهدید میکند. از این رو روشن است که ما از اقدامات گستردهتر برای مبارزه با مواد مخدر حمایت میکنیم.
|